به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
 
  • مقالات

  • یک برنامه انرژی هسته ای سودمند به حال مردم ایران (زیگفرید هکر/ عباس میلانی، بولتن آو اتمیک ساینتیستس، 21 ژانویه 2014)
  • بولتن آو اتمیک ساینتیستس   ۱۳۹۲/۱۱/۰۶
  • خلاصه: اگر آن گونه که ما انتظار داریم، تهران به دلیل غرور ملی و تلاش برای کسب وجهه، تصمیم گرفته است که یک برنامه قابل توجه تولید انرژی هسته ای بومی و یک برنامه پژوهشی داشته باشد، آن گاه باید متقاعد – و نه وادار - شود که مسیر 30 سال پیش کره جنوبی را دنبال کند. کره جنوبی و ژاپن دریافتند که یک برنامه تولید برق هسته ای دارای صرفه اقتصادی، با تلاش برای دنبال کردن گزینه هسته ای نظامی ناسازگار است.
  • شماره مقاله: 105380                                                                          مترجم: مفید علیزاده
    عنوان اصلى: A nuclear energy program that benefits the Iranian people
    ترجمه عنوان: یک برنامه انرژی هسته ای سودمند به حال مردم ایران
    منبع (به فارسى ) : بولتن آو اتمیک ساینتیستس                                 تاریخ نشر:  21 ژانویه 2014
    محل نشر: امریکا                                                                               زبان: انگلیسی
    نویسنده (به زبان اصلى و فارسى): زیگفرید هکر/ عباس میلانی Siegfried Hecker / Abbas Milani

     

    یک برنامه انرژی هسته ای سودمند به حال مردم ایران

    انتخاب رئیس جمهور حسن روحانی و فشارهای اقتصادی خارجی باعث انعقاد یک توافق موقت هسته ای با ایران شده است که هفته جاری به مرحله اجرا درآمد. ولی راه حل بلند مدت برای بن بست هسته ای ایران نیازمند تغییر در رویکردهای گذشته از سوی ایران و قدرت های بزرگ جهان است.
    ایران باید به آن سوی ملی گرایی نادرست خود و این تفکر نابجا گام بردارد که غنی سازی اورانیوم شرط لازم برای انرژی صلح آمیز هسته ای است. برنامه سانتریفوژهای ایران در عمل موجب تولید مزایای هسته ای صلح آمیز بسیار اندکی شده و دیگر کشورها را به گونه ای منصفانه دچار این سوء ظن کرده است که ایران در حال ساخت سلاح هسته ای است.
    در همین حال، شرکای مذاکراتی ایران – پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل همراه با کشور آلمان یا همان گروه پنج + یک – باید حساسیت بیشتری را نسبت به تاریخ غرور آمیز ملت ایران نشان دهند.اگرچه اعمال فشارهای خارجی و ایجاد موانع فنی هرچه بیشتر برای جلوگیری از اتخاذ گزینه تسلیحات هسته ای از سوی تهران لازم خواهد بود، ولی گروه پنج + یک نباید این کشور را منزوی سازد، بلکه باید با کمک به ایران برای ساختن یک برنامه غیر نظامی مشهود تر، این کشور را به درون جامعه انرژی هسته ای بین المللی وارد سازد.
    یک چنین پذیرشی هنگامی ممکن خواهد شد که ایران از دنبال کردن الگوی کره شمالی خودداری کند و در عوض، الگویی مشابه توسعه انرژی هسته ای صلح آمیز و موفق کره جنوبی را برگزیند. کره جنوبی در طول سه دهه گذشته با عطف توجه بر ساخت بخش های پر سود چرخه سوخت هسته ای – ساخت اجزای راکتور، تولید سوخت و احداث راکتور – و در عین حال، پرهیز از غنی سازی اورانیوم و باز فراوری سوخت مصرف شده که موجب حساسیت آفرینی در خصوص گسترش هسته ای می شود، تبدیل به یکی از پیشرفته ترین و موفق ترین صاحبان انرژی هسته ای شده است.
    رئیس جمهور روحانی در سخنان خود در سازمان ملل اذعان نمود که کشورهای دیگر می توانند نگرانی های مشروعی را در مورد برنامه هسته ای ایران داشته باشند. این اذعان امکان بروز بحث های عینی در داخل ایران در خصوص هزینه های اقتصادی و فنی مسیر کنونی هسته ای آن کشور را باز خواهد کرد. ما معتقدیم که اگر ایران می خواهد مزایای قابل توجه ناشی از تغییرات بنیادینی را که ما برای برنامه هسته ای آن کشور پیشنهاد می دهیم درک کند، انجام یک چنین بحث هایی – که باید با حضور رهبران تجاری، روشنفکران و طیف وسیعی از گروه های مدنی انجام شود – مهم هستند.
    گزینه سلاح هسته ای ایران. گزارش سال 1946 میلادی در خصوص کنترل بین المللی انرژی اتمی (که اغلب به یاد مولفان اولیه آن، «گزارش اچی سون – لیلین تال» نامیده می شود) به این نتیجه رسید که تعقیب فن آوری های هسته ای برای مقاصد صلح آمیز و ساخت بمب در طول بیشتر فرایند مربوطه، قابل تغییر به یکدیگر و وابسته به یکدیگر هستند. بسیاری از کشورها از آن پس با استفاده از این دوگانگی اجتناب ناپذیر در فن آوری های هسته ای، به تعقیب مخفیانه ساخت بمب تحت پوشش برنامه های صلح آمیز انرژی هسته ای پرداخته اند. این فهرست نه تنها شامل نام مظنونان معمولی – عراق، لیبی، کره شمالی، سوریه، افریقای جنوبی، پاکستان، هند و اسرائیل – بلکه ژاپن، کره جنوبی و تایوان است.
    شاه ایران در اوایل دهه 1970 میلادی یک برنامه هسته ای بزرگ تجاری را شروع کرد و آن را تبدیل به بزرگترین سرمایه گذاری غیر نفتی دولت ایران تبدیل نمود. او همچنین به کشف قابلیت های نظامی قدرت هسته ای به ویژه از طریق همکاری با اسرائیل و افریقای جنوبی، مبادرت کرد. اگرچه بلند پروازی های تسلیحاتی شاه با اعمال محدودیت از سوی واشنگتن به شدت مهار شد، ولی او این گزینه را مخفیاه مفتوح نگاه داشت و خطاب به رئیس برنامه هسته ای ایران گفت که اگر در همسایگی او کسی خواست بمب تولید کند، او نیز قادر باشد که به سرعت یک بمب بسازد.
    آیت الله خمینی هنگامی که در سال 1979 قدرت را به دست گرفت، مدت زمان کوتاهی تمام برنامه هسته ای را دچار وقفه جانکاهی نمود. شروع دوباره و مخفی این برنامه چند سال بعد و با تمرکز بر کسب فن آوری سانتریفوژهای ویژه غنی سازی اورانیوم از طریق شبکه های گسترش هسته ای ایجاد شده به وسیله بازرگانان اروپایی و تامین کننده پاکستانی فن آوری هسته ای – عبدالقدیر خان – صورت گرفت. شریک تازه ایران در برنامه احیا شده هسته ای آن کشور، روسیه و نه آلمان بود که در ابتدا قرار داد احداث راکتور بوشهر را منعقد کرده بود. در اوایل سال 2000 میلادی برنامه مخفی بزرگ ایران کشف شد و سوء ظن هایی را در این خصوص مطرح کرد که این کشور به دنبال تسلیحات هسته ای است. در نهایت، اظهار نظر تهران در این مورد که فعالیت های هسته ای آن صرفاً برای مقاصد صلح آمیز است، حتی روسیه - شریک اصلی ایران در تلاش های هسته ای - را نیز متقاعد نکرد و شورای امنیت سازمان ملل دست به یک رشته تحریم های اقتصادی فلج کننده علیه ایران زد.
    تحریم ها موجب توقف برنامه سانتریفوژهای ایران نشد. این کشور در طول ده سال گذشته به غنی سازی اورانیوم مبادرت کرده است، به گونه ای که دارای اورانیوم 235 در سطح 3 درصد تا 5 درصد غنی شده مناسب برای سوخت راکتور آب سبک و همچنین اورانیوم غنی شده در سطح 75/19 درصد لازم برای سوخت راکتور تحقیقاتی می باشد. ایران با دارا بودن ذخایر کنونی اورانیوم غنی شده و تجهیزات موجود خود، می تواند طی یک سناریوی فرار، مقدار اورانیوم به شدت غنی شده (اورانیوم 235 در سطح 90 درصد) کافی برای ساخت یک بمب هسته ای را در ظرف چند ماه و یا حتی چند هفته، تولید کند.
    طی یک چنین سناریویی، ایران هنوز هم باید این اورانیوم به شدت غنی شده را تسلیحاتی سازد- یعنی آن که باید به ساخت یک بمب و ابزار پرتاب آن مبادرت نماید. ایران احتمالاً دارای توانایی ساخت یک بمب ساده قابل حمل به وسیله هواپیما، کشتی و یا حتی کامیون است، ولی بمب ها برای حمل به وسیله موشک باید کوچک سازی شوند. ایران دارای یک برنامه توسعه یافته ساخت موشک است. تهدیدات ادواری موشکی از سوی فرماندهان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی علیه اسرائیل، ایالات متحده و همسایگان ایران باعث نگران آمیز شده این برنامه شده است. ایران پیش از ساخت یک کلاهک هسته ای مطمئن و قابل حمل به وسیله موشک، هنوز هم نیازمند چندین سال پژوهش، توسعه و آزمایش است.
    مفاد توافق نامه موقت باعث جلوگیری مقطعی تهران از نزدیک تر شدن به سناریوی فرار بالقوه خواهد شد. مذاکرات آتی با هدف ایجاد موانع فنی بیشتر خواهند بود. مذاکره کنندگان سطوح غنی سازی، شمار و پیچیدگی سانتریفوژها و نوع سوخت و سطح تکمیل راکتور اراک را محدودتر خواهند کرد و به دنبال جلوگیری از بازفراوری سوخت مصرف شده آن برخواهند آمد.این اقدامات برای ایجاد تاخیر در فرار بالقوه ضروری،ولی برای کاهش نگرانی ها در مورد اهداف نهایی برنامه هسته ای ایران کافی نیستند.
    در واقع، فشار خارجی، کنترل صادرات و موانع فنی برای دور ساختن اسرائیل، افریقای جنوبی، پاکستان، هند یا کره شمالی از دسترسی به بمب کافی نبودند. این کشورها نشان دادند که یک ملت دارای عزم کافی و قابلیت های فنی و صنعتی متوسط، می تواند بمب بسازد.
    ولی کشورهای دیگر دارای یک چنین قابلیت هایی – به ویژه کره جنوبی – در زمینه تولید تجاری انرژی هسته ای به پیشرفت های چشمگیری دست یافتند و سود اقتصادی قابل توجه ای را با اجتناب از غنی سازی اورانیوم و دیگر جنبه های سوخت هسته ای که در ارتباط بسیار نزدیک با تولید سلاح هسته ای است، کسب کردند. ایران نیز می تواند همین مسیر را طی کند – ولی تنها در صورتی که وارد گفتگوهای صادقانه داخلی شود که اذعان می دارد برنامه هسته ای کشور تا این تاریخ تا چه اندازه ای پرهزینه بوده است.
    سابقه نگران کننده تولید انرژی هسته ای. ایران برنامه غنی سازی هسته ای خود در طول چندین دهه را به عنوان نماد غرور ملی ترسیم کرده و این حقیقت از نظر شهروندان مخفی مانده است که این کشور همچنین دارای یک گزینه نظامی هسته ای مهم است. این برداشت از برنامه هسته ای شکل دهنده تصمیم ایران بوده و به یک برنامه هسته ای غیر نظامی پرهزینه، بی نتیجه و نگران کننده انجامیده است. نتیجه تلاش هسته ای ایران بعد از گذشت 50 سال، هنوز چندان نمایان نیست.
    ایران دارای یک راکتور تجاری در بوشهر است که تنها به طور نیمه کامل به تولید برق می پردازد. تمام این نیروگاه هسته ای بدون انتقال فن آوری چندان و حتی تولید عملی برق کمتر، به وسیله روسیه احداث شده است. سوخت این راکتور با مشارکت محدود فنی ایران و از سوی روسیه تامین خواهد شد.
    راکتور تحقیقاتی تهران که در اصل برای تولید ایزوتوپ های دارویی مورد استفاده قرار می گیرد، در سال 1967میلادی به وسیله ایالات متحده ایجاد شد و اکنون دوران فرسودگی خود را می گذراند. راکتور اراک یک طراحی نوین محسوب نمی شود و به نظر نمی رسد که برای هدف اصلی خود که تولید ایزوتوپ های دارویی است، مناسب باشد.
    برنامه سانتریفوژی ایران که مایه غرور و سرخوشی آن کشور است، در طول یک سال تنها می تواند به اندازه حدود پنج ساعت فعالیت کنسرسیوم اروپایی یورنکو به غنی سازی اورانیوم بپردازد. افزایش ده برابری در ظرفیت سانتریفوژهای ایران تنها برای تولید اورانیوم غنی شده ویژه سوخت راکتور بوشهر کافی است. بی توجه به این که ایران چه تعداد سانتریفوژ بیشتر نصب خواهد کرد، این کشور هرگز نمی تواند در تولید سوخت هسته ای خودکفا شود. این کشور دارای آن میزان اورانیوم و یا ذخایر لازم برای داشتن یک برنامه انرژی هسته ای گسترده نیست.
    هزینه های مستقیم تلاش هسته ای ایران بسیار گزاف بوده است. هزینه مستقیم باز نگاه داشتن گزینه تولید سلاح هسته ای حتی چشمگیرتر است. از دست رفتن فرصت های اقتصادی – از سهم بازارهای نفت و گاز گرفته تا وجود فساد مالی در ماهیت مخفی بخش اعظم برنامه هسته ای و تلاش رژیم برای دور زدن تحریم های فزاینده شدید – سر به ده ها میلیارد دلار می زند. هزینه های غیر مستقیم دیگر را نمی توان به آسانی اندازه گرفت، ولی آنها نیز قابل توجه اند. تحریم های اقتصادی و سیاست داخلی باعث ایجاد یک فرار بزرگ مغزها شده است و افراد تحصیل کرده از کشور می گریزند. ایران دارای یکی از بزرگترین نرخ معتادان به تریاک و هروئین است. در همین حال تحریم هاباعث شده است که دانشجویان ایرانی نتواننددر زمینه های علمی نوین در خارج از کشور تحصیل کنند.
    نتیجه این کار موجب فقر مشابه در کشورهایی شده است که تحت یک چتر صلح آمیز هسته ای به طور جدی به دنبال کردن تسلیحات هسته ای پرداخته اند. هیچ یک از این کشورها بخش قابل توجه انرژی برق خود را از نیروگاه های هسته ای تامین نمی کند. هند بیشترین موفقیت را در بخش تجاری هسته ای کسب کرده است، ولی این تنها سایه ای از آن چیزی است که این کشور در صورت عدم تلاش برای کسب سلاح هسته ای می توانست انجام دهد. کره شمالی یک مثال بسیار گویا در این خصوص است:یک تلاش بیش از 50 ساله در زمینه انرژی هسته ای تنها به تولید انرژی برق معادل 23 روز فعالیت یک راکتور هسته ای نوین بالغ شده است.
    یک مسیر تازه برای انرژی هسته ای در ایران.ما پیشنهاد می کنیم که تهران به بازاندیشی گزینه های انرژی خود اقدام کند و اگر چنین کند شاید دریابد که تلاش برای کسب انرژی هسته ای توجیه اقتصادی چندانی ندارد و شاید همچنین به این نتیجه برسد که یک برنامه کوچک انرژی هسته ای می تواند مطلوب باشد. در این صورت، ایران می تواند به آسانی و تحت همان ترتیباتی که در مورد راکتور بوشهر وجود دارد، یک یا دو راکتور دیگر را از روسیه خریداری کند. یک چنین ترتیباتی نیازمند غنی سازی داخلی و یا بازفراوری سوخت مصرف شده نیست.
    اگر آن گونه که ما انتظار داریم، تهران به دلیل غرور ملی و تلاش برای کسب وجهه، تصمیم گرفته است که یک برنامه قابل توجه تولید انرژی هسته ای بومی و یک برنامه پژوهشی داشته باشد، آن گاه باید متقاعد – و نه وادار - شود که مسیر 30 سال پیش کره جنوبی را دنبال کند. کره جنوبی و ژاپن دریافتند که یک برنامه تولید برق هسته ای دارای صرفه اقتصادی، با تلاش برای دنبال کردن گزینه هسته ای نظامی ناسازگار است.
    کره جنوبی به ایجاد یک ائتلاف تجاری نزدیک با سازندگان و فروشندگان راکتور و تجهیزات آنها از کشورهای ایالات متحده، کانادا، فرانسه و ژاپن اقدام کرد. این کشور توانست به مذاکره و توافق در مورد انتقال کامل این فن آوری اقدام کند و به طور همزمان، اجزای لازم برای یک صنعت هسته ای را راه اندازی نماید. این رویکرد باعث شد که تولید برق هسته ای به سرعت فعال شود و به شرکت های صنعتی کره جنوبی اجازه داد که در تولید اجزای راکتور، احداث راکتور و دیگر تجهیزات نیروگاهی و تولید سوخت سرعت بگیرند. کره جنوبی به جای آن که از جامعه هسته ای جهانی منزوی شود تبدیل عضوی از آن شد .
    ایجاد ظرفیت هسته ای برای این گونه فعالیت های تجاری، تاثیرات سودآور قابل توجه ای را بر دیگر صنایع کلیدی در کره جنوبی داشته است. شاخص گویای عقلانیت اقتصادی این گزینه را می توان در یک حقیقت قابل توجه مشاهده کرد: ایران و کره جنوبی دردهه 1970 میلادی از نظر قدرت اقتصادی و صنعتی برابر بودند، ولی امروزه، کره جنوبی یک غول اقتصادی به شمار می رود، در حالی که ایران باوجود درآمدهای بادآورده نفتی در طول دهه گذشته – که بالغ بر 700 میلیارد دلار می شود – دارای اقتصادی است که در ورطه فروپاشی قرار گرفته است.
    امروزه، کره جنوبی یکی از تولید کنندگان برجسته نیروگاه های تولید انرژی هسته ای در جهان است و ظرفیت هسته ای داخلی خود را با استفاده از نسخه داخلی راکتورهای نوین آب سبک توسعه داده است. این کشور اکنون در زمینه طراحی راکتور هسته ای، احداث آنها، فن آوری آن، در تولید سوخت هسته ای برای تمام راکتورهای خود و عملیات ایمن و اقتصادی آنها در استقلال کامل قرار دارد.
    کره جنوبی موفق به کسب یک قرار داد پرسود برای احداث چهار راکتور نوین 1400 مگاواتی برای نیروگاه های تولید برق در امارات متحده عربی شده است و در حال تامین لوله های فشار فولادی و دیگر اجزای دو راکتور در دست احداث در ایالات متحده واقع در منطقه ساحل شرقی، است. کره جنوبی نخست به مشارکت در ساخت و سپس به ساخت راکتور پژوهشی تولید ایزوتوپ های دارویی خود موسوم به «راکتور پیشرفته نوترونی» معروف به HANARO پرداخت و اکنون در حال ساخت گونه ای از این راکتور در کشور اردن می باشد.
    کره جنوبی این موفقیت در زمینه انرژی هسته ای را بدون غنی سازی داخلی اورانیوم کسب کرد. این کشور ترجیح داد که تلاش های خود را بر بخش میانه چرخه سوخت هسته ای – یعنی بر تولید سوخت، اجزای راکتور و احداث راکتور که جملگی دارای منفعت اقتصادی هستند و نگرانی چندانی را در مورد گسترش هسته ای باعث نمی شوند - معطوف سازد. این کشور دریافت که خدمات غنی سازی به طور آماده در بازارهای جهانی و از سوی بسیاری از کشورها ارائه می شود. در واقع امروزه، در سطح جهان عرضه اورانیوم غنی شده به وفور وجود دارد که باعث کاهش قیمت ها شده است. کره جنوبی همانند ایران، همچنان برای تهیه اورانیوم خود به بازارهای بین المللی وابسته خواهد بود، زیرا این کشور نیز فاقد سنگ اورانیوم کافی در داخل است.
    مذاکرات در خصوص راکتور اراک در حال حاضر، معطوف بر ایجاد تغییرات فنی در آن است تا خطر بالقوه ناشی از تولید پلوتونیوم برای تسلیحات هسته ای را کاهش دهد. ما در راستای الحاق ایران به جامعه بین المللی پیشنهاد می دهیم که ایران به همکاری با دیگر کشورهای فروشنده و سازنده راکتور بپردازد و طراحی راکتور اراک را برای کاربردهای پژوهشی و دارویی بهینه سازی کند. ایران آن گاه، می تواند با مشارکت جامعه بین المللی و همسو با رویه کنونی در جهان، به فعال ساختن این تاسیسات اقدام کند. به عنوان مثال، یک راکتور ساخته شده به وسیله آرژانتین در استرالیا در طول شش سال گذشته بر همین اساس فعالیت می کند و راکتوری که کره جنوبی در اردن می سازد، با مشارکت بین المللی فعالیت خواهد کرد. یک چنین ترتیباتی باعث می شود که ایران به روابط مبتنی بر همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی و نه مواجهه با آن بپردازد.
    برای ایران درس کسب شده از تجربه کره جنوبی آشکار است: تهران باید تصمیم به ترک تلاش های غنی سازی خود بگیرد، زیرا هزینه های آن – از نظر فنی، اقتصادی و سیاسی – ارزش باز نگاه داشتن گزینه تسلیحات هسته ای را ندارد. ایران باید در عوض، توجه خود را بر توسعه حد وسط چرخه سوخت به عنوان یک مسیر شریف و بسیار اقتصادی برای رسیدن یک برنامه هسته ای صلح آمیز موفق و مورد پذیرش بین المللی معطوف سازد. برای تحقق این هدف، جامعه بین المللی نیز البته باید دسترسی قابل اتکا به اورانیوم و خدمات غنی سازی را فراهم سازد و تهران با اجرای پروتکل الحاقی آژانس، باید شفافیت لازم را فراهم سازد تا نگرانی های جامعه بین المللی را در خصوص امکان تغییر این برنامه به گزینه تولید سلاح هسته ای، برطرف سازد.
    ما معتقدیم که یک چنین تصمیمی باید ریشه گرفته از داخل و نه خارج از کشور باشد. ایران با دخالت دادن جوامع علمی و تجاری کشور و انجام یک مباحثه ملی که در بردارنده و نه افترا زننده و منزوی کننده کسانی باشد که حامی یک گزینه عقلانی توسعه هسته ای هستند، می تواند به هزینه های گزاف و سود ناچیز رویکرد گذشته خود پی ببرد. برگزیده شدن روحانی به روشنی نشان داد که اکثریت مردم ایران که به انتخاب او کمک کردند – و شمار زیادی از افراد حاضر بر گرد آیت الله خامنه ای که اجازه دادند این آرا به درستی شمرده شود - به این درک رسیده اند که وضعیت موجود سست بنیاد است.
    غلبه بر مشکلات اجتناب ناپذیر. ما متوجه این نکته هستیم که رویکرد مورد حمایت ما با موانع بسیاری مواجه است. نخست آن که، هردو طرف در مذاکره هسته ای ایران باید شرایط توافق موقت را در هنگام تلاش برای رسیدن به یک توافق طولانی مدت، رعایت کنند. اعتماد لازم برای رسیدن به یک توافق متوازن و پایدار نیازمند زمان است. دلیل مقاومت تندروهای ایرانی در حفظ غنی سازی اورانیوم– گزینه هسته ای نظامی و یک ناکامی غم انگیز در کاربرد های غیر نظامی آن - باید افشا شود. تندروها در غرب و اسرائیل به مخالفت با تمام شرایطی خواهند پرداخت که به ایران اجازه می دهد هرگونه برنامه هسته ای را حفظ کند. آنها مدعی هستند که این برنامه توانایی فرار را در اختیار ایران قرار خواهد داد. باید براین مخالفت ها غلبه کرد و فراتر از همه، باید از مداخله نظامی اسرائیل جلوگیری به عمل آورد.
    واقعیت آن است که توانایی هایی که ایران به آنها دست یافته است - بدون توجه به ماهیت برنامه هسته ای آینده ایران - اگرچه برای انرژی هسته ای تجاری ناکافی، ولی برای ایجاد توانایی فرار کافی است. حتی اگر ایران تمام سانتریفوژها خود را حذف کند، از دانش بازسازی آنها برخوردار است. بهترین امیدواری آن است که مسیر غیر نظامی پیشنهادی ما از چنان جذابیت – و سپس موفقیت – برخوردار شود که تهران دیگر مایل نباشد پیامدهای سیاسی و اقتصادی این موفقیت را با بازگشت به مسیر نظامی به خطر اندازد واین دقیقاً همان درس آموخته شده از تجربه هسته ای ژاپن و کره جنوبی است. سئول صنعت هسته ای خود و یا بازار بین المللی سامسونگ را قربانی ساخت بمب نخواهد کرد
    تنها یک برنامه هسته ای واقعاً صلح آمیز – برنامه ای که از وعده های نادرست قدرت دفاعی سلاح هسته ای و شکوه توخالی یک برنامه غنی سازی که به نادرستی جز لاینفک غرور ملی و نشانه نبوغ فنی معرفی شده است، چشم پوشی کند - می تواند ایران را به آن شکوه و نوآوری برساند که لایق آن است.

    نویسندگان : زیگفرید هکرعضو ارشد در «مرکز امنیت و همکاری بین المللی»(CISAC) در دانشگاه استانفورد و موسسه فریمن اسپاگلی...
    عباس میلانی مدیر «مرکز حمید و کریستینا مقدم ویژه مطالعات ایران » در دانشگاه استانفورد و مدیر مشترک پروژه دموکراسی ایران...









    21 January 2014
    A nuclear energy program that benefits the Iranian people
    Siegfried S. HeckerAbbas Milani
    Hecker2_Thumb_Cutout.jpg


    Siegfried S. Hecker
    Siegfried Hecker is a senior fellow and affiliated faculty member at Stanford University's Center for International Security and Cooperation (CISAC) and the Freeman Spogli Institute for...
    More
    Subscribe
    Abbas Milani
    Abbas Milani is the Hamid and Christina Moghadam Director of Iranian Studies at Stanford University and a co-director of the Iran Democracy Project...
    More
    Subscribe
    The election of President Hassan Rouhani and external economic pressure brought about the breakthrough interim nuclear deal with Iran that went into effect this week. A long-term resolution of the Iranian nuclear standoff, however, will require both Iran and the world's major powers to alter past approaches.
    Iran must move beyond its false nationalism and the misguided notion that uranium enrichment is the sine qua non of peaceful nuclear energy. Iran’s centrifuge program has actually produced embarrassingly little peaceful nuclear benefit, while making other countries rightfully suspect it of developing a nuclear weapon.
    At the same time, Iran’s negotiating partners—the five permanent members of the UN Security Council plus Germany, or P5 + 1—must be more sensitive to the proud history of the Iranian nation. Although external pressure and more technical barriers will remain necessary to prevent Tehran from exercising a nuclear weapon option, the P5+1 should not isolate the country, but offer to incorporate it into the international nuclear energy community by helping it build a viable civilian program.
    Such an embrace might be possible if Iran decides not to follow in the footsteps of North Korea, but to adopt instead a model for civilian nuclear development similar to the one South Korea has successfully pursued. Over the past three decades, South Korea has become one of the world's most advanced and successful nuclear energy vendors by focusing development on the economically profitable parts of the nuclear fuel cycle—reactor component fabrication, fuel fabrication, and reactor construction—while eschewing the proliferation-sensitive steps of uranium enrichment and spent-fuel reprocessing.
    In his speech at the United Nations, President Rouhani acknowledged that other nations could have legitimate concerns about Iran’s nuclear program. That admission opens up the possibility for objective debate within Iran on the economic and technical costs of its current nuclear trajectory. We believe that such a debate—which should include business leaders, intellectuals, and a broad spectrum of civic groups—is crucial if Iran is to realize the enormous benefits that could flow from the fundamental changes we propose for its nuclear program.
    Iran’s nuclear weapon option. The 1946 Report on the International Control of Atomic Energy (often called the Acheson-Lilienthal report, after its primary authors) concluded that the pursuit of nuclear technologies for both peaceful purposes and the bomb are, during much of their respective courses, interchangeable and interdependent. Many countries have since used the inherent duality of nuclear technologies to clandestinely pursue the bomb under the guise of peaceful nuclear energy programs. The list includes not only the usual suspects—Iraq, Libya, North Korea, Syria, South Africa, Pakistan, India, and Israel—but also Japan, South Korea, and Taiwan.
    The Shah of Iran launched a major commercial nuclear program in the early 1970s, making it the Iranian government’s biggest non-oil investment. He also explored the military possibilities of nuclear power, ostensibly through cooperation with Israel and South Africa. Although his weapon ambitions were severely constrained by Washington arm-twisting, the Shah secretly kept the option open, telling the head of Iran’s nuclear program that he wanted to be able to build a bomb quickly if anyone in the neighborhood did so.
    Ayatollah Khomeini summarily brought the entire nuclear program to a grinding halt when he came to power in 1979. The covert re-launch of the program a few years later focused on acquiring uranium centrifuge technologies through the proliferation networks established by European businessmen and Pakistan’s purveyor of nuclear technologies, A.Q. Khan. In its resurrected program, Iran’s new partner was Russia rather than Germany, which had originally contracted to construct the Bushehr reactor. In the early 2000s, Iran’s massive covert program was uncovered, raising suspicions that the country was seeking nuclear weapons. Eventually, Tehran’s contention that its nuclear activities were strictly peaceful did not even satisfy Russia, the main partner in its nuclear effort, and the UN Security Council adopted a series of increasingly crippling economic sanctions.
    The sanctions did not stop Iran’s centrifuge program. During the past 10 years, Iran has enriched uranium so it contains 3 percent to 5 percent uranium 235, the appropriate level for light-water reactor fuel, and also achieved the 19.75 percent level needed for research reactor fuel. With its current stock of enriched uranium and its existing equipment, Iran can, in a breakout scenario, make enough highly enriched uranium (90 percent uranium 235) for a nuclear bomb in a matter of months or even weeks.
    In such a scenario, Iran would still have to weaponize this highly enriched uranium—that is, it would need to craft a bomb and the means to deliver it. Iran likely has the necessary capabilities to build a simple bomb deliverable by plane, boat, or van. But bombs must be miniaturized to be delivered by missile. Iran has an expanding missile-development program. The intermittent missile-related threats made by Islamic Revolutionary Guard Corps commanders against Israel, the United States, and Iran’s neighbors make the program a concern. Still, Iran would need a number of years of research, development, and testing before it could have a reliable, missile-deliverable nuclear warhead.
    The terms of the interim agreement will temporarily prevent Tehran from moving closer to a potential breakout scenario. Upcoming negotiations will aim to erect additional technical barriers. Negotiators will limit enrichment levels, the number and sophistication of centrifuges, and the types of fuel and level of completion for the Arak reactor, and they will seek to preclude reprocessing of its spent fuel. These measures will be necessary to delay a potential breakout, but they will not be sufficient to alleviate concerns about the ultimate goals of the Iranian program.
    Indeed, external pressure, export controls, and technical barriers were not sufficient to keep Israel, South Africa, Pakistan, India, or North Korea from the bomb. These countries demonstrated that a sufficiently determined nation with moderate technical and industrial capabilities can build the bomb.
    But other countries with such capabilities—particularly South Korea—have achieved enormous progress in commercial nuclear energy production and reaped large economic benefits by eschewing uranium enrichment and other aspects of the nuclear fuel cycle that are most closely connected to nuclear weapons production. Iran could go down a similar path—but only if it engages in genuine internal debate that acknowledges just how costly its nuclear program has been to date.
    An embarrassing record of nuclear energy production. Over a period of decades, Iran has portrayed its nuclear enrichment program as a symbol of national honor. It has hidden from citizens the fact that it also maintains an important military nuclear option. This conception of the nuclear program has shaped Iranian decisions that have resulted in an embarrassing, unproductive, and costly civilian nuclear program. After 50 years, Iran has very little to show for its nuclear pursuit.
    Iran has one commercial nuclear reactor, only partially ready for electricity production, at Bushehr. This nuclear plant has been supplied entirely by Russia, with little or no technology transfer and even less actual electrical energy production. The fuel for that reactor will be supplied by Russia with limited Iranian technical contributions.
    The Tehran research reactor, used primarily for medical isotope production, was supplied by the United States in 1967 and is on its last legs. The reactor at Arak is not of modern design and appears not well suited for its purported task of medical isotope production.
    Iran’s pride and joy, the uranium centrifuge program, can enrich in one year only as much uranium as the European consortium Urenco can produce in about five hours. A ten-fold increase in Iran’s centrifuge capacity would be required to enrich enough uranium to fuel its Bushehr reactor alone. And no matter how many more centrifuges Iran installs, it can never become self-sufficient in nuclear fuel production; it does not possess the uranium ore reserves required for a large-scale nuclear energy program.
    The direct costs of Iran’s nuclear pursuits have been enormous. The indirect costs of keeping the nuclear weapons option open are even more staggering. Lost economic opportunities—from oil and gas market share to the corruption begot by the covert nature of much of the nuclear program and the regime’s attempt to circumvent increasingly tightened sanctions—run into the tens of billions of dollars. Other indirect costs are more difficult to quantify, but significant. Economic sanctions and internal politics have created a major brain drain, as the educated flee the country, and Iran has one of the world's highest rates of heroin and opium addiction. Meanwhile, sanctions have made it impossible for Iranian students to study abroad in cutting-edge scientific fields.
    The results have been similarly poor for other countries that have seriously pursued nuclear weapons under an ostensibly peaceful umbrella. None of these countries produces a significant fraction of its electricity from nuclear power. India has had the most success in the commercial nuclear sector, but it is only a shadow of what it could have been, if the country had not pursued the bomb. North Korea is a particularly telling example: More than 50 years of nuclear pursuit have netted it the equivalent of just 23 days of a modern nuclear reactor’s electricity production.
    A new path for nuclear energy in Iran. We propose that Tehran re-examine its energy options. As it does so, it may find that it makes little economic sense to pursue nuclear power. It may also conclude that a small nuclear power program is desired, in which case it can simply purchase one or two additional reactors from Russia, under the same contractual arrangement as for the Bushehr reactor. Such agreements require no domestic enrichment or reprocessing of the spent fuel.
    If, as we expect, driven by national pride and a quest for prestige, Tehran decides to pursue a substantial indigenous nuclear power and research program, then it should be convinced—not coerced—to follow the path South Korea took some 30 years ago. South Korea and Japan found that an economically viable nuclear electricity program is incompatible with military nuclear pursuits.
    South Korea struck close business alliances with established reactor and equipment vendors from the United States, Canada, France, and Japan. It was able to negotiate full technology-transfer agreements to simultaneously launch the essential components of a nuclear industry. This approach put nuclear electricity on the grid quickly, and allowed South Korean industrial corporations to come up to speed in reactor component manufacturing, reactor construction, other plant equipment manufacturing, and fuel fabrication. It became integrated into the global nuclear community, rather than isolated from it.
    Establishing the industrial capacity for these ventures had significant beneficial spin-offs to other key South Korean industries. A telling indicator of the economic rationality of this option can be found in one stunning fact: Iran and South Korea were comparable in terms of their industrial and economic power in the 1970s, but today South Korea is an economic giant, while Iran, in spite of windfalls in oil revenue in the last decade—amounting to close to $700 billion—has an economy that is on the verge of collapse.
    Today, South Korea is one of the leading nuclear power plant vendors in the world. It has expanded its domestic nuclear capacity with its own version of modern light-water reactors. It is now fully independent in nuclear reactor design and construction technology, in the manufacture of nuclear fuel for all its reactors, and in their safe and economic operation.
    South Korea won the lucrative bid to construct four modern 1,400 megawatt-electric nuclear plants in the United Arab Emirates, and it is supplying the steel pressure vessels and other components for two US reactors being constructed on the East Coast. South Korea first collaborated on and then developed its own research and medical-isotope-production reactor, the high-flux advanced neutron application reactor, or HANARO. It is now building a version of this reactor in Jordan.
    South Korea achieved this success in the nuclear energy field without domestic uranium enrichment. It chose to focus its efforts in the middle of the nuclear fuel cycle—that is, on fuel fabrication, reactor components, and reactor construction, all of which are economically beneficial and raise few proliferation concerns. It found enrichment services readily supplied on the global marketplace by many countries. In fact, there exists today a glut of enrichment supply worldwide, resulting in depressed prices. South Korea, like Iran, will continue to depend on the international market for uranium, because it also lacks sufficient domestic uranium ore.
    For the Arak reactor, current negotiations focus on technical changes that would reduce the potential risk that it could be used to produce plutonium for nuclear weapons. In keeping with the spirit of incorporating Iran into the international community, we propose that it instead cooperate with other countries that sell and build reactors, optimizing the Arak reactor design for medical and research applications. Iran could then operate this facility with participation by the international community, consistent with current global practice. For example, an Argentina-built reactor has operated in Australia for the past six years in this mode, and the reactor South Korea is building in Jordan will have international participation. Such an arrangement would bring Iran into a cooperative rather than confrontational relationship with the IAEA.
    For Iran, the lesson of the South Korean experience is clear: Tehran should decide to abandon its enrichment efforts because the costs—technological, economic, and political—are not worth the price of keeping the nuclear weapon option open. Iran should focus instead on developing the middle of the fuel cycle as the honorable and best economic path to a successful, internationally acceptable, and peaceful nuclear program. For this to happen, the international community must of course provide reliable access to uranium and enrichment services. And Tehran must provide the requisite transparency by implementing the IAEA's Additional Protocol to assuage the international community’s concern that it might return to the nuclear weapon option.
    Such a decision, we believe, must be internally, not externally, driven. With the involvement of the Iranian business and scientific communities, and a national debate that engages and does not stigmatize or isolate those advocating a rational and prudent nuclear-development paradigm, Iran will recognize the enormous costs and scant returns its previous approach has begotten. Rouhani’s election clearly indicated that a majority of the Iranians who helped elect him—and a large number of people around Ayatollah Khamenei, who allowed the votes to actually be counted—have come to realize that the status quo is untenable.
    Overcoming the inevitable obstacles. We realize that the approach we advocate faces many obstacles. First, both sides of the Iranian nuclear negotiations will have to observe the terms of the interim deal as they work to negotiate a long-term deal. The trust required for a balanced and lasting deal will take time to develop. Iranian hard-liners' insistence on retaining uranium enrichment will need to be exposed for what it is—an option for nuclear weapons, but a dismal failure for civilian applications. Hard-liners in the West and in Israel will oppose all terms that allow Iran to keep any nuclear program, claiming that it gives Iran breakout potential. That opposition will have to be overcome, and above all, military intervention by Israel must be prevented.
    The reality is that the capabilities Iran has developed, though meager for commercial nuclear power, are sufficient to give it breakout potential, regardless of the nature of its future nuclear program. Even if Iran eliminates all its centrifuges, it will not unlearn how to reconstruct them. The best hope is to make the civilian path we have outlined so appealing—and then successful—that Tehran will not want to risk the political and economic consequences of that success by returning to a military path. That is precisely the lesson learned from the South Korean and Japanese nuclear experiences. Seoul would not sacrifice its nuclear industry or Samsung’s international reach to develop a nuclear bomb.
    Only a truly peaceful nuclear program—one that forfeits the false promises of a weapons hedge and the empty bravura of an enrichment program falsely promoted as an indispensible ingredient of national pride and technological savvy—can bring Iran the prosperity and innovation it deserves.


میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (1 رای)
  • حسن
  • ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ ۱۰:۰۷
  • 0
  • 0
    0

بسیار مطلب جالب و پیشنهاد سازنده ای بود و به نظر من نویسندگان آن نشان دادند که چگونه می توان با کمترین هزینه بیشترین منافع را برای کشورمان به دست آورد


امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500