مقالات

گزینه های محدود ائتلاف سعودی- اماراتی[محمد عبدالنبی سعید الشهابی، القدس العربی (انگلستان)، 15 ژوئیه 2019](اداره کل رسانه های خارجی، مترجم: اکبر زارع زاده)

موفقیت های نیروهای مسلح یمن برای ایجاد نوعی توازن نظامی در برابر ائتلاف سعودی- اماراتی، بستن پرونده یمن با توسل به نیروی نظامی را غیرممکن کرده است. به همین علت عربستان مجبور است به دنبال راه حلی سیاسی با نتایج غیرتضمین شده برای خود باشد. در حالی که امارات با خارج کردن نیروهایش از یمن و کاهش شدت تنش با ایران نشان داد تا حدی تعادل خود را بازیافته است.

گزینه های محدود ائتلاف سعودی- اماراتی
ائتلاف پنج جانبه متشکل از عربستان سعودی، امارات، مصر، بحرین و اسرائیل در شرایطی دشوار قرار دارد که ممکن است به اختلاف شدید داخلی و فروپاشی آن منجر شود. این ائتلاف نمی تواند به موضع آمریکا به عنوان یک سرمایه تکیه کند زیرا اساسا با رئیس جمهوری در آمریکا رو به رو است که موضع گیری ها و رویکردهایش نوسان زیادی دارد. او کشورهای عضو شورای همکاری (خلیج فارس) را منبع سرشار پول و ابزار اجرای برنامه های آمریکا در منطقه می داند که یکی از وجوه اصلی آن، حمایت از رژیم اسرائیل است.
هفته گذشته رئیس جمهور آمریکا قراردادهایی با قطر امضا کرد که موجب ناخرسندی فراوان ریاض شد. همچنین ترامپ به علت اصرار بر آن که توئیت هایش، ابزار اصلی بیان مواضعش باشد، با مقاومتی فزاینده حتی در داخل حزب خود رو به رو است. ماجرای سفیر انگلیس در آمریکا اخیرا به بحرانی در داخل نهادهای انگلیسی مواجه شده است که دولت آن، سفیر خود را به علت انتقاد از ترامپ در گزارش هایش به وزارت امور خارجه، برکنار کرد. ترامپ آنقدر به حملاتش علیه سفیر انگلیس ادامه داد تا دولت انگلیس او را رها کرد و او نیز مجبور به استعفا شد. این گونه رفتارهای ترامپ ادامه دارد و احساسات نخبگان حاکم بر آمریکا را به چالش کشیده است؛ به ویژه در زمینه روابط با عربستان سعودی و فروش سلاح به این کشور. اکنون پیش نویسی در کنگره مطرح است که مجازات عربستان را به علت نقض حقوق بشر خواستار است و از شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد این کشور انتقاد می کند. این طرح را سناتور جیم ریش رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنا ارائه کرده است. این پیش نویس، تازه ترین تلاش کنگره برای مسئول دانستن عربستان بخاطر تخلفات حقوقی اش از جمله کشتن جمال خاشقجی روزنامه نگار عربستانی در کنسولگری کشورش در استانبول، و فاجعه انسانی در یمن است که در آنجا عربستان و امارات با نیروهای یمنی که توانایی رزمی و شجاعت خود را به اثبات رسانده اند، می جنگند. همچنین بحث های اخیر در چهل و یکمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، عمق نارضایتی و خشم سازمان های حقوقی را از سیاست های رژیم عربستان نشان داد که مخالفان خود را بیرحمانه هدف قرار می دهد. همچنین جنگ عربستان در یمن، نارضایتی فراوانی ایجاد کرده است.
شکاف در ائتلاف سعودی- اماراتی و آشکار شدن تحول چشمگیر در توازن قوا در منطقه به زیان این ائتلاف، نشان از در پیش بودن تحولاتی در آینده در منطقه دارد. آمریکا که به حمله به ایران تشویق شده بود، با درک مشکلات این حمله و آثار ویرانگر آن، به همراه متحدانش از وارد شدن به جنگی ویرانگر برای همه منصرف شد. همچنین موفقیت های نیروهای مسلح یمن برای ایجاد نوعی توازن نظامی در برابر ائتلاف سعودی- اماراتی، بستن پرونده یمن با توسل به نیروی نظامی را غیرممکن کرده است. به همین علت عربستان مجبور است به دنبال راه حلی سیاسی با نتایج غیرتضمین شده برای خود باشد، در حالی که امارات با خارج کردن نیروهایش از یمن و کاهش شدت تنش با ایران نشان داد تا حدی تعادل خود را بازیافته است. اما تا زمانی که مشکلات در داخل شورای همکاری (خلیج فارس)، اعم از مشکلات بین دولت ها و ملت ها یا مشکلات بین خود دولت ها حل نشود، امنیت راهبردی در منطقه برقرار نخواهد شد. حل این مشکلات، دروازه ورود به هر طرحی با هدف حفظ امنیت خلیج (فارس) و دور نگه داشتن آن از کشمکش های مسلحانه با نتایجی غیرقابل تضمین برای همه طرف ها است. اما روشن است که سیاست کنونی عربستان سعودی، این کشور و منطقه را به سوی فاجعه پیش خواهد برد.

القدس العربی

 التحالف السعودی الإماراتی أمام خیارات محدودة
  د. سعید الشهابی

 0   حجم الخط
لماذا یحتاج القیام بإصلاحات سطحیة محدودة إلى إراقة دماء المطالبین بها؟ ولماذا التفریط بدماء الأبریاء من أجل بقاء «الأقویاء». ولماذا یحتاج بقاء أی نظام إلى التضحیة بمقدسات البلاد ورهنها بإرادة قوى خارجیة؟ ولماذا یرى العالم أن الأمن والاستقرار یتحققان بحفظ حقوق البشر ومشارکتهم فی الحکم والإدارة، بینما یرى حکام البلدان العربیة والإسلامیة عکس ذلک؟ تساؤلات مشروعة ضمن محاولات استیضاح حقائق الوضع العربی، خصوصاً فی الجزیرة العربیة. وثمة تساؤلات أخرى: لماذا یحتاج أمن الحکم السعودی للتسبب بأکبر کارثة إنسانیة معاصرة فی الیمن؟ ولماذا الحاجة لاستقدام القوات الأجنبیة إلى میاه الخلیج بعد ثلاثین عاماً من استدعائها لشن أکبر حرب تکنولوجیة فی العصر الحدیث أحدثت من الشروخ ما لم یحدثه أی خلاف آخر؟ وهل یستقر أمن أی نظام بحصوله على دعم سیاسی وأمنی أجنبی إذا کان شعبه مقموعاً؟ وأخیراً: إلى متى سیظل المناضلون الذین تصدروا المطالبة بالإصلاحات فی الجزیرة العربیة فی السجون وطوامیر التعذیب؟ لقد أصبحت الحسابات السیاسیة مقلوبة، ولم یعد للتخطیط الاستراتیجی مکان فی المشروع السیاسی لأنظمة الاستبداد والقمع. وثمة إدراک بأن «رؤیة 2030» لا تملک من مقومات النجاح کثیراً، خصوصاً بعد اتضاح نمط الحکم المفروض على الجزیرة العربیة بعد الانقلاب على الموروث الاستخلافی من قبل الأمیر الشاب الذی أصبح الحاکم الفعلی للبلاد. هذه الرؤیة المتوازیة مع مشروع الرئیس الأمریکی، دونالد ترامب، المعروف بـ «صفقة القرن» إنما هی عنوان فضفاض لا یملک مقومات النجاح لسبب بسیط.. أنها تنطلق من الشعور الوهمی بالعظمة من جهة، واستبعاد الآخرین من جهة ثانیة، وعدم انتمائها إلى مشروع إصلاحی شامل یهدف إلى تعبئة الشعب إیجابیاً لکی یکون له دور فی تنفیذها. وفی مجال بناء الدولة والحضارة، لا مجال للخیال الواسع والآمال العریضة غیر المدعومة بالوسائل العملیة المناسبة فی مجال بناء الحضارة أو النهضة بالشعوب.
أعلنت الریاض مؤخراً أنها ستجمد قانون ولایة الرجل على المرأة فی مجال السفر، أی أن من حق المرأة السفر من دون اصطحاب أحد المحارم، ولکن ولایة الرجل ستستمر فی مجال التقدم لوظیفة أو استصدار جواز سفر. هذه المطالب طرحتها نساء بطلات ضحین بحریتهن من أجل الأخریات. وستسجل صفحات النضال التحرری أن مناضلات مثل لجین الهذلول ونسیمة السادة و… نطقن فی بلد یعاقب من یتکلم بالسجن وقطع الرقاب. تصدرن المشهد السیاسی والحقوقی بعد ضرب ثورات الربیع العربی، ولم یخشین ما ینتظرهن من قمع واضطهاد. هذه الشجاعة نجم عنها أمران: أولهما إجبار الحکم على الاستجابة لبعض مطالبهن (قیادة السیارة وتخفیف قانون ولایة الرجل)، وثانیهما دخولهن السجن وتعرضهن للتنکیل الرهیب. ووفقاً لبیان أصدرته منظمة العفو الدولیة الشهر الماضی، فقد قضت السیدة أنیسة السادة عاماً کاملاً وراء القضبان بسبب نشاطها الحقوقی المشار إلیه. والأخطر من ذلک أنها منذ خمسة أشهر تعیش فی زنزانة انفرادیة معزولة عن العالم وعن أطفالها الثلاثة وزوجها. وقبل أسبوعین، نقلت فجأة إلى الریاض بدون إخبار أهلها، الأمر الذی أرعبهم؛ لأن تلک الخطوة تتضمن فی أغلب الحالات قطع رقاب المعتقلین. یضاف إلى ذلک أن المعتقلات عامة ما زلن یتعرضن للتنکیل تارة بمنع الزیارات العائلیة، وأخرى بالحرمان من العلاج والدواء، وثالثة بالتلاعب بمشاعرهن ونقلهن بین الحین والآخر لزنزانات انفرادیة، وتهدیدهن بمزید من المعاملة الحاطة بالإنسانیة.

هذه التضحیات هی التی دفعت ولی العهد السعودی للإقدام على بعض الخطوات التی یمثل القلیل منها تطوراً إیجابیاً، ویمثل تحدیاً لثقافة الجزیرة العربیة وأهلها. وثمة تساؤلات عن مدى واقعیة افتراض أن ولی العهد السعودی الذی قاد انقلاباً أبیض داخل البیت السعودی وقضى على أعراف مضى علیها قرابة القرن، وتمثل عصب الحکم السعودی. فالرجل الإصلاحی لا یمکن أن یفعل بمعارضیه ما فعله محمد بن سلمان بشخص غیر معاد للحکم مثل جمال خاشقجی. نجم عن هذه الجریمة توجیه أصابع الاتهام لابن سلمان نفسه، ولصقت به تهمة لعب دور محوری فی العملیة التی هزت العالم عندما حدثت فی أکتوبر من العام الماضی. حتى تلک اللحظة، لم یکن هناک ما یشیر إلى عزم الریاض على القیام بإصلاحات سیاسیة وإداریة تذکر. ولکن بعد أن انقلب الرأی العالم العالمی ضده عندما ثبت ضلوعه فی الجریمة المذکورة، وجد محمد بن سلمان نفسه مضطراً لإاقدام على ما لم یکن بالحسبان. فقد بدا الحدیث عن منح المرأة بعض الحقوق مع الإبقاء على اللاتی طالبن بها فی السجون. ولکن الأخطر أنه اتخذ قراراً بما یسمیه الغربیون «تحدیث» أوضاع أرض الحرمین. ولکن ما مدى هذا التحدیث وأفقه؟ لعل الأبرز فی هذه الخطة فرض أنماط من الممارسات الاجتماعیة غیر المعهودة فی الجزیرة العربیة، فإذا به یسعى لفرض ممارسات مفرطة فی اللیبرالیة، خصوصاً مدینة جدة. هنا انتشرت المراقص والحوانیت ودفعت المرأة نحو ممارسات حیاتیة خارجة عن الأعراف الاجتماعیة والدینیة. وبموازاة ذلک، تعمقت سیاسة التطبیع مع الکیان الإسرائیلی، وذلک بدفع الآخرین لتصدر المشهد، کما فعلت حکومة البحرین مؤخراً.
فی ضوء هذه الحقائق وغیرها، یمکن الزعم بأن التحالف الخماسی الذی یتألف من السعودیة والإمارات ومصر والبحرین و»إسرائیل» یواجه حقبة صعبة قد یعتریها التفکک والاختلاف الشدید لأسباب شتى. فالموقف الأمریکی لا یمکن اعتماده کرأس مال؛ نظراً لانطلاقه أساساً من الرئیس الذی یتقلب فی مواقفه وتوجهاته. فهو ینظر إلى دول مجلس التعاون مصدراً للمال الوفیر وأداة لتنفیذ المشروع الأمریکی فی المنطقة، ومن أهم خصائصه حمایة الکیان الإسرائیلی. وفی الأسبوع الماضی، أقر الرئیس الأمریکی صفقات مع دولة قطر، الأمر الذی أزعج حکومة الریاض کثیراً. ومع ذلک، فإن ترامب یواجه مقاومة تتصاعد حتى من داخل حزبه، بسبب إصراره على أن تکون «التغریدات» على «تویتر» المنطلق الأساسی لتصریحاته. وقد أدت قضیة السفیر البریطانی لدى أمریکا مؤخراً إلى أزمة داخلیة داخل المؤسسة البریطانیة التی تخلت عن سفیرها الذی انتقد ترامب وأداءه فی مراسلاته الخاصة مع مسؤولیه بوزارة الخارجیة. وما إن بدأ ترامب هجومه علیه حتى تخلت عنه حکومته فاضطر إلى الاستقالة. هذه التصرفات مستمرة وتتحدى مشاعر النخبة الحاکمة فی الولایات المتحدة، خصوصاً بشأن العلاقات مع السعودیة وبیعها السلاح. وهناک الآن مشروع قانون یطالب بمعاقبة السعودیة على انتهاکات حقوق الإنسان وینتقد ولی العهد الأمیر محمد بن سلمان، قدمه رئیس لجنة العلاقات الخارجیة بمجلس الشیوخ الأمریکی السناتور جیم ریش. ومشروع القانون هو أحدث مسعى فی الکونغرس لتحمیل المملکة مسؤولیة الانتهاکات الحقوقیة، بما فی ذلک مقتل الصحافی السعودی جمال خاشقجی فی قنصلیة بلاده فی إسطنبول بترکیا، والکارثة الإنسانیة فی الیمن، حیث تقاتل السعودیة والإمارات القوات الیمنیة التی أثبتت قدراتها القتالیة وشجاعتها. کما أظهرت مداولات الدورة الأخیرة لمجلس حقوق الإنسان (رقم 41) عمق مشاعر الانزعاج والغضب لدى المنظمات الحقوقیة إزاء السیاسات السعودیة التی تستهدف المعارضین بدون رحمة. کما أن حربها على الیمن أصبحت مصدر إزعاج لکثیرین.
ثمة تغیرات مرتقبة یتوقع حدوثها فی المنطقة بعد ما یبدو من تصدع للتحالف السعودی الإماراتی، واکتشاف تغیر ملموس فی میزان القوى الإقلیمی لغیر صالحه. فبعد تشجیع أمریکا لمهاجمة إیران اتضحت صعوباته وآثاره المدمرة، فأحجمت أمریکا وحلفاؤها عن ذلک تحاشیاً لحرب تدمر الأطراف کافة. کما أن التطور النوعی للقوات الیمنیة وقدرتها على إحداث توازن عسکری نوعی مع التحالف السعودی الإماراتی أصبح حسم الحرب عسکریاً مستحیلاً، وأصبح على السعودیة البحث عن حل سیاسی غیر مضمون النتائج. وربما استعادت الإمارات شیئاً من توازنها بسحب قواتها من الیمن وتخفیف حدة الصراع مع إیران، ولکن ذلک لن یؤدی إلى أمن استراتیجی ما لم تحل المشاکل داخل مجلس التعاون الخلیجی نفسه، سواء بین الحکومات والشعوب أم بین الحکومات نفسها. وهذا هو المدخل لأی مشروع یهدف إلى حفظ أمن الخلیج وتجنیبه الصراعات المسلحة غیر مضمونة النتائج لأی من الأطراف. أما السعودیة فقد أصبح واضحاً أن سیاساتها الحالیة ستجرها والمنطقة إلى الکارثة.

٭ کاتب بحرینی

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید