• مقالات

  • مصاحبه ولادیمیر پوتین با فایننشال تایمز [باربر فرانکلین لیونل، فایننشال تایمز (انگلستان)، 27 ژوئن 2019] (اداره کل رسانه های خارجی، مترجم: عطیه خرم)
  • 154014   ۱۳۹۸/۰۴/۳۰
  • در 27 ژوئن 2019 ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در آستانه نشست G20 در اوزاکا با "لیونل باربر"، سردبیر فایننشال تایمز و هنری فوی، رئیس دفتر این نشریه در مسکو، مصاحبه ای در کاخ کرملین انجام داد. فایننشال تایمز اولین روزنامه بزرگ بین المللی است که طی 16 سال گذشته با ولادیمیر پوتین مصاحبه کرده است.
  • مصاحبه ولادیمیر پوتین با فایننشال تایمز
    در 27 ژوئن 2019 ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در آستانه نشست G20 در اوزاکا با "لیونل باربر"، سردبیر فایننشال تایمز و هنری فوی، رئیس دفتر این نشریه در مسکو، مصاحبه ای در کاخ کرملین انجام داد.
    (مدت زمان: یک ساعت و نیم)
    فایننشال تایمز اولین روزنامه بزرگ بین المللی است که طی 16 سال گذشته با ولادیمیر پوتین مصاحبه کرده است. متن کامل این مصاحبه منحصر به فرد در ذیل آمده است:
    فایننشال تایمز: آقای رئیس جمهور، شما به زودی به عنوان باسابقه ترین رئیس دولت G20 به اوزاکا می روید. طی 20 سال گذشته و در زمانی که شما در روسیه بر سر قدرت بوده اید، هیچ فرد دیگری به اندازه شما در جلسات بین المللی این گروه و گروه G7 شرکت نکرده است. پیش از آن که ما درباره برنامه کاری G20 و اهداف شما صحبت کنیم، می دانیم که تنش های میان امریکا و چین در زمینه تجارت و خطر درگیری در خلیج فارس در حال افزایش می باشد. من بسیار سپاسگزار خواهم بود اگر اندکی در مورد چگونگی تغییر جهان طی 20 سال گذشته و در حالی که شما بر سر قدرت بوده اید صحبت کنید.
    پوتین: اولا، من در تمام این 20 سال قدرت را در دست نداشته ام. همانطور که می دانید، من مدت چهار سال نخست وزیر بودم و این بالاترین مقام در فدراسیون روسیه به شمار نمی رود. اما با وجود این، من برای مدت های طولانی در دولت و در سطوح بالاتر حضور داشته و بنابراین می توانم قضاوت کنم که چه چیزهایی و چگونه تغییر کرده اند. به واقع، شما نیز خود به آنچه که تغییر کرده و چگونگی آن اشاره کردید. شما از جنگ های تجاری و تحولات خلیج فارس سخن گفتید. من به طور محتاطانه می گویم که وضعیت به سمت بهبود تغییر نکرده، اما من تا حدودی خوش بین هستم. اما به طور خلاصه، وضعیت قطعا بیش از پیش دراماتیک و حساس شده است.
    فایننشال تایمز: آیا شما اعتقاد دارید که جهان در حال حاضر بیش از گذشته تقسیم و چندپاره شده است؟
    پوتین: البته، زیرا در دوران جنگ سرد، بزرگ ترین خطر همان جنگ سرد بود. این درست است. اما در آن زمان حداقل برخی قوانین وجود داشت که همه شرکت کنندگان در ارتباطات بین المللی کمابیش از آن پیروی نموده یا حداقل در این راستا تلاش می کردند. در حال حاضر به نظر می رسد که دیگر هیچ قانونی وجود ندارد. بر این اساس، جهان به واقع چند پاره تر شده و کمتر قابل پیش بینی است، امری که بسیار مهم و نگران کننده می باشد.
    فایننشال تایمز: ما به موضوع جهان بدون قوانین، چند پاره و بیش از پیش تراکنشی باز خواهیم گشت. اما در درجه اول، آقای رئیس جمهور، به ما بگویید با توجه به روابط شما با سایر شرکت کنندگان، می خواهید در اوزاکا به چه نتیجه ای دست یابید؟ اهداف اصلی شما در این نشست چیست؟
    پوتین: من تمایل دارم که همه شرکت کنندگان در این رویداد، از آنجایی که به نظر من امروزه G20 یک نشست کلیدی برای توسعه اقتصادی بین المللی است، بار دیگر عزم خود را - یا حداقل قصد خود را – برای تعیین برخی قوانین کلی که همگان باید از آنها پیروی کنند، آشکار و تثبیت نموده و تعهد و پایبندی خود را به تقویت موسسات مالی و تجاری بین المللی نشان دهند. هر نکته دیگر، فقط جزئیاتی هستند که مباحث اصلی را به طریقی تکمیل می کنند. ما قطعا از ریاست ژاپن [بر این اجلاس] حمایت می کنیم. همچنین در مورد توسعه تکنولوژی مدرن، دنیای اطلاعات، اقتصاد اطلاعات و همچنین توجه همکاران ژاپنی ما به موضوعاتی مانند طول عمر و محیط زیست - همه این موارد بسیار مهم است و مطمئنا از آن حمایت خواهیم کرد و در همه بحث ها شرکت خواهیم داشت. هرچند در شرایط کنونی به دشواری می توان انتظار هر گونه پیشرفت یا اتخاذ تصمیمات متحول کننده را داشت؛ ما امروزه به سختی می توانیم بر روی آن حساب کنیم. اما در هر صورت، حداقل این امید وجود دارد که طی این نشست های عمومی و جلسات دوجانبه، بتوانیم اختلافات موجود را حل و فصل نموده و پایه و اساسی را برای حرکت مثبت رو به جلو ایجاد کنیم.
    فایننشال تایمز: شما با محمد بن سلمان در اوزاکا دیدار خواهید کرد. آیا ما می توانیم انتظار داشته باشیم توافق فعلی در مورد تولید نفت ادامه داشته باشد؟ یا محدودیت هایی [اعمال شود]؟
    پوتین: همانطور که می دانید، روسیه یکی از اعضای اوپک نیست، اگرچه یکی از بزرگترین تولید کنندگان جهان می باشد. من گمان دارم که روزانه ما 11.3 میلیون بشکه نفت تولید می کنیم. البته آمریکا از ما سبقت گرفته است. با وجود این، معتقدیم که توافق ما با عربستان سعودی و اوپک بر سر تثبیت میزان تولید، در مجموع تاثیر مثبتی بر تثبیت بازار و قابل پیش بینی بودن آن داشته است. من معتقدم که هم تولید کنندگان انرژی که در این مورد کشورهای تولید کننده نفت هستند و هم مصرف کنندگان به این مورد علاقه مند می باشند، زیرا در حال حاضر قطعا شاهد کمبود ثبات هستیم. موافقت نامه های ما با عربستان سعودی و سایر اعضای اوپک بدون شک این ثبات را تقویت می کند. در مورد اینکه آیا ما توافق را تمدید خواهیم کرد، طی چند روز آینده از نتیجه آگاه خواهید شد. من قبل از این مصاحبه، با مدیران ارشد شرکت های بزرگ نفتی و اعضای دولت جلسه ای درباره این موضوع برگزار کردم.
    فایننشال تایمز: آنها کمی سرخورده هستند. آنها میل دارند تولید را افزایش دهند. آیا این درست است؟
    پوتین: آنها یک سیاست هوشمندانه دارند. موضوع بر سر افزایش تولید نیست، اگرچه این بخش اصلی فعالیت شرکت های بزرگ نفتی است. موضوع اصلی بر سر وضعیت بازار می باشد. آنها چشم اندازی جامع از وضعیت و همچنین درآمد و هزینه های خود دارند. البته، آنها همچنین به تقویت صنعت، سرمایه گذاری به موقع، روش های جذب و استفاده از تکنولوژی مدرن و همچنین جذاب تر ساختن این صنعت حیاتی برای سرمایه گذاران فکر می کنند. با این حال، افزایش یا کاهش چشمگیر قیمت ها به ثبات بازار کمک نکرده و سرمایه گذاری را تشویق و ترغیب نمی کند. به همین علت است که امروز ما در مورد تمامی این مسائل بحث و گفتگو کردیم.
    فایننشال تایمز: آقای رئیس جمهور، شما چهار و شاید حتی پنج رئیس جمهور آمریکا را از نزدیک مشاهده کرده اید و تجربه برخورد مستقیم با آنها داشته اید. آقای ترامپ از چه لحاظی متفاوت است؟
    پوتین: همه ما متفاوت هستیم. هیچ دو نفری یکسان نیستند، همانطور که دو اثر انگشت یکسان وجود ندارد. هر فردی مزایا و نقاط قوت خود را داشته، و رای دهندگان درباره کاستی ها و نقاط ضعف آنها قضاوت می کنند. به طور کلی، من از روابط نسبتا خوب و پایداری با تمام رهبران آمریکا برخوردار بودم. البته من فرصتی برای برقراری ارتباط بیشتر با برخی از آنها نیز داشتم.
    بیل کلینتون، نخستین رئیس جمهور آمریکا بود که من با وی برخورد و ارتباط داشتم. در مجموع، من این را به عنوان یک تجربه مثبت در نظر می گیرم. ما فقط برای مدت کوتاهی ارتباطات پایدار و شبه تجاری داشتیم، زیرا وی در اواخر دوران ریاست جمهوری خود به سر می برد. در آن زمان من فقط یک رئیس جمهور خیلی جوان بودم که تازه شروع به کار کرده بود. من همچنان به خاطر دارم که او چگونه روابطی شراکت گونه با من برقرار کرد. من از او بسیار سپاسگزار و قدردان هستم.
    دوره های مختلفی وجود داشته است و ما با همۀ همکارانمان به تلاش برای حل مشکلات مختلف پرداخته ایم. متأسفانه این تلاش ها اغلب مملو از بحث و اختلاف نظرها بوده و نظرات ما درباره برخی مسائل که به نظر من، می توان آنها را جنبه های مهم و بسیار اساسی برای روسیه، آمریکا و کل دنیا نامید، یکسان نبود.
    به عنوان مثال، این اختلاف نظرها شامل خروج یک جانبه آمریکا از پیمان ضد موشک های بالستیکی است که بر اساس اعتقاد و باور همیشگی ما، سنگ بنای کل سیستم امنیتی بین المللی می باشد. ما برای مدت طولانی بر سر این موضوع بحث و استدلال کردیم و راه حل های مختلفی پیشنهاد دادیم. در هر صورت، من تلاش های زیادی برای متقاعد کردن شرکای آمریکایی به عدم خروج از این معاهده انجام دادم؛ به علاوه، اگر طرف آمریکایی همچنان قصد داشت از این پیمان خارج شود، باید این کار را به شیوه ای انجام می داد تا امنیت بین المللی را برای یک دوره طولانی تضمین کند. من چنین چیزی را پیشنهاد کردم، قبلا در این مورد به صورت علنی صحبت کرده ام و تکرار می کنم که این کار را انجام دادم زیرا این موضوع بسیار مهمی است. من پیشنهاد یک همکاری مشترک را در مورد پروژه های دفاع موشکی که آمریکا، روسیه و اروپا در آن مشارکت داشته باشند، مطرح کردم. آنها پارامترهای خاصی برای این همکاری تعیین کردند، گرایش های خطرناک موشکی را مشخص کرده و تبادلات فناوری، گسترش ساز و کارهای تصمیم گیری و غیره را به تصویر کشیدند.
    اینها پیشنهادات کاملا مشخصی بودند. من متقاعد هستم که اگر شرکای آمریکایی این پیشنهاد را می پذیرفتند، جهان امروز مکان متفاوتی می بود. متاسفانه این اتفاق رخ نداد. اکنون ما می بینیم که وضعیت به سمت دیگری در حال توسعه و پیشروی است؛ سلاح های جدید و تکنولوژی پیشرفته نظامی در کانون توجه قرار گرفته اند. خوب، این انتخاب ما نیست. اما امروز، ما حداقل باید کاری انجام دهیم تا موجب وخامت اوضاع نشویم.
    فایننشال تایمز: آقای رئیس جمهور، شما تاریخ را مطالعه کرده و ساعت ها با هنری کیسینجر گفتگو و مکالمه داشته اید. شما قریب به یقین کتاب وی را به نام "نظم جهانی" خوانده اید. با بر سر کار آمدن آقای ترامپ، ما شاهد رویه ای جدید و سودا گرایانه تر هستیم. او از اتحادها و متحدان اروپایی خود بسیار انتقاد می کند. آیا این چیزی است که به نفع روسیه است؟
    پوتین: بهتر است بپرسید که در این صورت چه چیزی به نفع آمریکا خواهد بود. آقای ترامپ یک سیاستمدار حرفه ای نیست. او چشم انداز متفاوتی از جهان و منافع ملی آمریکا دارد. من با بسیاری از روش های وی برای رسیدگی به مشکلات موافق نیستم. اما می دانید من چه فکر می کنم؟
    من فکر می کنم او یک فرد با استعداد است. او به خوبی می داند رأی دهندگان از او چه انتظاری دارند. روسیه به دخالت در انتخابات آمریکا متهم شده، و به طور عجیبی به رغم گزارش مولر، هنوز هم در مظان اتهام قرار دارد. اما به واقع چه اتفاقی افتاد؟ آقای ترامپ نگرش مخالفانش را نسبت به خود بررسی نمود، تغییرات جامعه آمریکا را در نظر گرفت و از این موضوع به نفع خود استفاده کرد.
    من و شما در آستانه جلسه G20 با یکدیگر صحبت می کنیم. این یک نشست اقتصادی است و بدون شک طی آن در مورد جهانی شدن، تجارت جهانی و وضعیت مالی بین المللی بحث و گفتگو خواهد شد. آیا کسی تا به حال فکر کرده است که چه کسی به واقع از این وضعیت سود برده و چه مزایایی از جهانی شدن به دست آمده است، رویه ای که ما از دهه 90 میلادی شاهد آن بوده و طی 25 سال گذشته در آن مشارکت داشته ایم؟
    چین به ویژه از جهانی شدن استفاده کرده است تا میلیون ها چینی را از چنگال فقر نجات دهد.
    در آمریکا چه اتفاقی و چگونه رخ داد؟ در آمریکا، شرکت های برجسته آمریکایی - شرکت ها، مدیران، سهامداران و شرکای آنان - از این منافع استفاده کردند. طبقه متوسط از جهانی شدن تقریبا هیچ سودی نبرده است. میزان خالص دریافتی در آمریکا... (احتمالا بعدا درباره درآمد واقعی در روسیه صحبت خواهیم کرد که نیازمند توجه ویژه دولت می باشد). طبقه متوسط در آمریکا از جهانی شدن سود نبرد؛ وقتی این کیک تقسیم شد، آنها سهمی نبردند.
    تیم ترامپ به طور کامل و دقیق از این موضوع آگاه بود و از آن در انتخابات استفاده کردند. این موضوعی است که باید به عنوان عامل پیروزی ترامپ در نظر گرفته شود، نه یک مداخله خارجی. این نکته ای است که ما باید در مورد آن صحبت کنیم، از جمله در رابطه با اقتصاد جهانی. من معتقدم که این موضوع می تواند تصمیمات ظاهرا غیرمعمول اقتصادی و حتی روابط وی با شرکا و متحدانش را توضیح دهد. او معتقد است که توزیع منابع و منافع جهانی سازی طی دهه گذشته در قبال آمریکا ناعادلانه بوده است.
    من نمی خواهم بحث کنم که آیا این منصفانه بوده یا نه، همچنین نمی خواهم بگویم کاری که انجام می دهد درست یا غلط است. من می خواهم انگیزه هایش را دریابم، این همان چیزی است که شما از من پرسیدید. شاید این نکته بتواند رفتار غیر معمول او را توضیح دهد.
    فایننشال تایمز: قطعا در ادامه به اقتصاد روسیه خواهیم پرداخت. اما آنچه شما گفتید بسیار جذاب است. شما به عنوان رئیس جمهور روسیه و همراه با رئیس جمهور شی، از جهانی سازی دفاع می کنید، در حالی که آقای ترامپ به جهانی سازی حمله کرده و در مورد "آمریکا در درجه اول" سخن می گوید. چگونه این تناقض را توضیح می دهید؟
    پوتین: من فکر نمی کنم که تمایل او برای قرار دادن آمریکا در اولویت اول، دارای تناقض باشد. من نیز می خواهم روسیه در اولویت اول باشد و این به عنوان یک تناقض در نظر گرفته نمی شود؛ هیچ چیز غیر معمولی در این راستا وجود ندارد. من پیشتر نیز درباره این نکته که او به برخی از مظاهر جهانی سازی حمله می کند، توضیح دادم.
    به نظر می رسد او بر این باور است که نتایج جهانی شدن می تواند برای آمریکا بسیار بهتر و بیشتر از آنچه که هست، باشد. این پیامدهای جهانی سازی اثرات مطلوبی را برای آمریکا در بر نداشته و او مبارزه خود را علیه برخی عناصر و بخش های جهانی شدن آغاز کرده است. این موضوع به همه و در درجه اول، بازیگران عمده در نظام همکاری اقتصادی بین المللی، از جمله متحدان [آمریکا] مربوط می شود.
    فایننشال تایمز: آقای رییس جمهور، شما دیدارهای متعددی با رئیس جمهور چین داشته، و روسیه و چین قطعا به یکدیگر نزدیک تر شده اند. آیا شما تخم مرغ های بیش از حد زیادی را در سبد چین قرار نداده اید؟ زیرا سیاست خارجی روسیه، از جمله در دوران رهبری شما، همواره به گفتگو با همگان ارزش و اهمیت زیادی داده است.
    پوتین: اول از همه، ما تخم مرغ های کافی داریم، اما سبدهای زیادی وجود ندارد که این تخم ها را بتوان در آن قرار داد. این اولین نکته است. ثانیا، ما همواره خطرات را ارزیابی می کنیم. ثالثا، روابط ما با چین بر اساس ملاحظات سیاسی روزمره یا هر گونه ملاحظات دیگری نمی باشد.
    اجازه دهید اشاره کنم که قرارداد دوستی با چین در سال 2001 امضا شد، اگر به درستی به خاطر داشته باشم، این اتفاق مدت ها قبل از وضعیت کنونی و اختلافات اقتصادی فعلی بین آمریکا و چین رخ داد. ما نیازی به پیوستن به هیچ چیز نداریم، و مجبور نیستیم سیاست خود را علیه یکی از طرفین هدایت کنیم.
    در حقیقت، روسیه و چین سیاست خود را علیه هیچ کسی هدایت نمی کنند. ما فقط به طور مداوم برنامه های خود را برای گسترش همکاری اجرا می کنیم. ما این کار را از سال 2001 انجام داده ایم و همچنان به طور مداوم این برنامه ها را اجرا می کنیم. به آنچه که در آن [توافق] نوشته شده، نگاهی بیاندازید. ما هیچ کاری فراتر از چارچوب این توافقات انجام نداده ایم. بنابراین نکته ای غیر عادی در اینجا وجود نداشته و شما نباید در پی عواقب احتمالی ناشی از نزدیکی روابط چین و روسیه باشید.
    البته، ما تحولات جاری جهانی را ارزیابی می کنیم؛ مواضع ما در برخی مسائل مربوط به دستور کار فعلی جهانی همگام و مشابه است، از جمله نگرش ما در قبال پیروی از قوانین معمول و پذیرفته شده در تجارت، سیستم مالی بین المللی، پرداخت ها و تسویه حساب ها.
    G20 نقش مهمی ایفا کرده است. از زمان تاسیس این گروه در سال 2008، یعنی زمانی که بحران مالی به وجود آمد، G20 اقدامات مفید متعددی برای تثبیت سیستم مالی جهانی، توسعه تجارت جهانی و تضمین ثبات آن انجام داده است. من در مورد جنبه مالیاتی دستور کار جهانی، مبارزه با فساد و غیره صحبت می کنم.
    هم چین و هم روسیه از این مفهوم پیروی می کنند. G20 با حمایت از تغییرات سهمیه ها در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، بسیار موفق عمل کرده است. روسیه و چین نیز با این رویکرد موافق هستند. با توجه به افزایش عمده سهم اقتصاد جهانی از بازارهای نوظهور، چنین چیزی منصفانه و درست است و ما از همان ابتدا این موضع را علنا پذیرفته ایم. همچنین ما خوشحالیم که این گروه همچنان به توسعه و پیشروی همگام با تغییرات در تجارت جهانی ادامه می دهد.
    طی 25 سال گذشته یا بیشتر (به گمان من 25 سال است)، سهم کشورهای G7 در تولید ناخالص داخلی جهانی از 58 درصد به 40 درصد کاهش یافته است. این واقعیت باید در نهادهای بین المللی به نحوی منعکس شود. این موضع مشترک روسیه و چین است. چنین چیزی عادلانه بوده و هیچ چیز خاصی در این رابطه وجود ندارد.
    بله، روسیه و چین دارای منافع مشترک هستند، این درست است. این اشتراک منافع، عامل ارتباطات و تماس های مکرر ما با رئیس جمهور شی جین پینگ می باشد. البته، ما روابط شخصی بسیار نزدیکی نیز ایجاد کرده ایم و این امری طبیعی است. بنابراین، ما در مسیر دستور کار اصلی دو جانبه خود که در سال 2001 شکل گرفته بود، حرکت کرده و همچنین به سرعت به تحولات جهانی پاسخ می دهیم. ما هرگز از روابط دوجانبه خود علیه هیچ کشوری استفاده نمی کنیم. ما مخالف کسی نیستیم، ما در جبهه خودمان قرار داریم.
    فایننشال تایمز: من خوشحالم که تعداد تخم مرغ های شما کافی و رضایت بخش است. اما از شوخی بگذریم، آقای رئیس جمهور شما با کتاب گراهام آلیسون به نام تله توسیدید (The Thucydides’s Trap) آشنا هستید: خطر تنش یا یک درگیری نظامی میان یک قدرت غالب و یک قدرت در حال ظهور، آمریکا و چین. آیا شما فکر می کنید که در دوران ریاست جمهوری شما بین شما، آمریکا و چین یک درگیری نظامی رخ خواهد داد؟
    پوتین: همان طور که می دانید، تاریخ بشر همواره مملو از درگیری های نظامی بوده، اما از زمان ظهور سلاح های هسته ای ،خطر درگیری های جهانی به دلیل عواقب احتمالی فاجعه بار برای تمام جمعیت جهان در صورت بروز تعارض میان دو دولت هسته ای، کاهش یافته است. امیدوارم چنین اتفاقی رخ ندهد.
    با وجود این، باید بپذیریم که موضوع صرفا بر سر یارانه های صنعتی چین از یک سو یا سیاست های تعرفه ای آمریکا از سوی دیگر نمی باشد. اول از همه، ما در مورد سکوها و سیستم های مختلف توسعه در چین و آمریکا صحبت می کنیم. این سیستم ها کاملا متفاوت بوده و شما نیز به عنوان یک تاریخ نگار، احتمالا با من موافق هستید. آنها همچنین احتمالا فلسفه های متفاوتی در زمینه سیاست خارجی و داخلی دارند.
    اما من می خواهم برخی از مشاهدات شخصی خود را با شما به اشتراک بگذارم. این مشاهدات بر اساس روابط دوستانه با یک کشور یا تقابل با دیگری نیستند؛ من فقط آنچه را که در حال حاضر اتفاق می افتد، بررسی می کنم. در حال حاضر، چین وفاداری و انعطاف پذیری خود را در قبال همپیمانان و مخالفانش نشان می دهد. شاید این مربوط به ویژگی های تاریخی فلسفه چینی و رویکرد آنها برای ایجاد روابط باشد. بدین علت، من فکر نمی کنم که شاهد چنین تهدیدی از سوی چین باشیم. واقعا نمی توانم چنین چیزی را تصور کنم.
    اما دشوار می توان گفت که آیا آمریکا صبر کافی برای عدم اتخاذ تصمیم های عجولانه و احترام به شرکای خود به رغم اختلاف نظرها داشته باشد. اما امیدوارم، من مایلم دوباره بر این بخش تاکید کنم، امیدوارم که هیچ گونه درگیری نظامی رخ ندهد.
    فایننشال تایمز: کنترل تسلیحاتی. ما می دانیم که پیمان منع گسترش موشک های هسته ای میان برد (INF) در معرض خطر جدی قرار دارد. آیا از دیدگاه روسیه، در آینده جایگاهی برای قراردادهای کنترل تسلیحاتی وجود داشته یا ما در دوران جدیدی قرار داریم که احتمالا شاهد یک مسابقه تسلیحات هسته ای جدید خواهیم بود؟
    پوتین: من معتقدم که چنین خطری وجود دارد. همانطور که قبلا گفتم، آمریکا به طور یک جانبه از پیمان موشک های ضد بالستیک (ABM) خارج شد و اخیرا نیز خروج خود را از پیمان موشک های هسته ای میان برد اعلام کرد. اما این بار علتی برای خروج پیدا کرد، و روسیه را بهانه قرار داد. من فکر نمی کنم که روسیه برای آنها اهمیت و معنایی داشته باشد، زیرا بعید است این تئاتر جنگی در اروپا برای آمریکا چندان قابل توجه و مهم باشد، به رغم گسترش نیروهای ناتو و متحدان آن در مرزهای ما.
    حقیقت این است که آمریکا از این معاهده خارج شده است. اکنون دستور کار بر پیمان جایگزین معاهده کاهش تسلیحات استراتژیک (استارت نو) متمرکز شده است. امیدوارم بتوانم در صورت دیدار با دونالد در اوزاکا، در این باره با وی صحبت کنم. ما گفته ایم که آماده هستیم مذاکراتی برگزار کرده و این پیمان را بین آمریکا و روسیه تمدید کنیم، اما هیچ اقدام مرتبطی در این راستا از سوی شرکای آمریکایی خود مشاهده نکرده ایم. آنها ساکت مانده اند، در حالی که این معاهده در سال 2021 منقضی می شود.
    اگر ما از هم اکنون مذاکرات را شروع نکنیم، معاهده به پایان خواهد رسید زیرا حتی فرصتی برای اقدامات شکلی وجود نخواهد داشت. مکالمه قبلی ما با دونالد نشان داد که آمریکایی ها به این موضوع علاقمندند، اما هنوز هیچ گام عملی بر نداشته اند. بدین ترتیب، اگر این پیمان متوقف شود، هیچ ابزار دیگری در جهان برای محدود کردن مسابقه تسلیحاتی وجود نخواهد داشت. چنین چیزی بسیار بد است.
    فایننشال تایمز: دقیقا، ماجرا جدی شده است. آیا فرصتی برای توافق سه جانبه بین چین، روسیه و امریکا بر سر موشک های هسته ای میان برد وجود دارد یا این یک رویای توخالی و غیرواقعی است؟ آیا شما از چنین نتیجه ای حمایت می کنید؟
    پوتین: همانطور که من در ابتدا گفتم، ما از هر توافقی که می تواند ما را به هدف نزدیک تر کند، یعنی به ما کمک می کند که مسابقه تسلیحاتی را مهار نماییم، پشتیبانی می کنیم. لازم به ذکر است که تاکنون سطح و میزان توسعه نیروهای هسته ای چین بسیار پایین تر از آمریکا و روسیه بوده است. چین یک قدرت بزرگ است که توانایی توسعه قوای هسته ای خود را دارد. چنین چیزی احتمالا در آینده اتفاق خواهد افتاد، اما در شرایط کنونی توانایی های ما به سختی قابل مقایسه است.
    روسیه و آمریکا قدرت های پیشرو و اصلی هسته ای هستند، به همین علت این توافق ها میان آنها امضا گردید. اینکه آیا چین به این تلاش ها خواهد پیوست را باید از دوستان چینی ما بپرسید.
    فایننشال تایمز: روسیه یک قدرت حوزه پاسیفیک است و همچنین یک قدرت اروپایی و آسیایی می باشد. روسیه یک کشور قدرتمند در حوزه پاسیفیک است. شما شاهد هستید که چینی ها برای تقویت و گسترش نیروی دریایی و توانایی های دریایی خود چه فعالیت هایی داشته اند. شما چگونه با مشکلات امنیتی و اختلافات ارضی بالقوه در اقیانوس آرام برخورد می کنید؟ آیا روسیه در یک نظام امنیتی جدید نقشی ایفا خواهد کرد؟
    پوتین: شما به تقویت و گسترش نیروهای دریایی چین اشاره کردید. اگر به درستی به خاطر داشته باشم، کل هزینه های دفاعی چین به 117 میلیارد دلار می رسد. هزینه های دفاعی آمریکا بیش از 700 میلیارد دلار است. شما سعی دارید با اشاره به قدرت نظامی چین، جهان را بترسانید؟ با توجه به مقیاس هزینه های نظامی چنین تلاشی نتیجه نخواهد داد. نه اینطور نیست. در مورد روسیه هم می توانم بگویم ما همچنان به توسعه ناوگان خود در اقیانوس آرام ادامه خواهیم داد.
    البته، ما همچنین به تحولات جهانی و آنچه که در روابط بین کشورهای دیگر اتفاق می افتد، واکنش نشان می دهیم. ما همه تحولات را نظاره می کنیم، اما این موارد بر برنامه های توسعه [تسلیحات] دفاعی ما و از جمله آنهایی که در شرق دور روسیه پیاده سازی می شوند، تاثیر نمی گذارد. ما خودکفا بوده و از خود مطمئن هستیم. روسیه بزرگترین قدرت قاره ای است. اما ما یک پایگاه زیردریایی هسته ای در شرق دور نیز داریم، جایی که پتانسیل دفاعی خود را در راستای برنامه هایمان توسعه می دهیم، به طوری که بتوانیم ایمنی در مسیر دریای شمال را که در حال برنامه ریزی برای توسعه آن هستیم، تضمین کنیم.
    ما قصد داریم شرکای بسیاری را به این تلاش علاقمند کنیم، از جمله شرکای چینی ما. حتی ممکن است ما با شرکت های حمل و نقل دریایی آمریکایی و همچنین هند نیز که علاقه خود را به مسیر دریای شمال نشان داده، به توافق برسیم. من می توانم بگویم که ما برای همکاری در منطقه آسیا و اقیانوس آرام آماده بوده و معتقد هستم که روسیه می تواند سهم و نقشی مثبت، ملموس و قابل توجه در ایجاد ثبات در این وضعیت داشته باشد.
    فایننشال تایمز: آیا می توانیم به موضوع کره شمالی برگردیم؟ شما چگونه وضعیت فعلی را ارزیابی می کنید و آیا اعتقاد دارید که در نهایت، هر گونه معامله یا توافق باید این واقعیت را بپذیرد که کره شمالی دارای سلاح های هسته ای بوده و انهدام کامل آنها امکان پذیر نیست؟ آقای رئیس جمهور، من از شما چنین چیزی را به این علت می پرسم که روسیه دارای مرز زمینی با کره شمالی است، هرچند نسبتا کوچک.
    پوتین: همانطور که می دانید، فارغ از اینکه ما کره شمالی را به عنوان یک قدرت هسته ای به رسمیت بشناسیم یا خیر، تعداد سلاح های هسته ای آن کاهش نخواهد یافت. ما باید واقعیت های جدید را، از جمله این که سلاح های هسته ای تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی هستند، همواره در نظر داشته باشیم. یک پرسش مهم این است که مبدا این مشکل چیست. تراژدی های لیبی و عراق بسیاری از کشورها را به این فکر انداخته اند تا امنیت خود را به هر قیمتی تضمین کنند.
    آنچه که ما باید در مورد آن صحبت کنیم این نیست که چگونه کره شمالی را خلع سلاح کنیم، بلکه چگونه امنیت بدون قید و شرط کره شمالی را تضمین نموده و اطمینان حاصل کنیم که هر کشوری، از جمله کره شمالی، تحت پوشش قوانین بین المللی که از سوی تمام اعضای جامعه جهانی رعایت می شود، احساس امنیت و محفاظت کند. این چیزی است که ما باید در مورد آن فکر کنیم.
    ما باید در مورد ارائه تضمین هایی رایزنی کنیم که بتوان از آنها به عنوان مبنایی برای مذاکره با کره شمالی استفاده کرد. ما باید صبور بوده، به این کشور احترام گذاشته و در عین حال خطرات ناشی از آن، خطرات وضعیت هسته ای و وجود سلاح های هسته ای را در نظر داشته باشیم. البته، وضعیت فعلی آکنده از سناریوهای غیر قابل پیش بینی است که باید از وقوع آنها اجتناب کنیم.
    فایننشال تایمز: شما به وضوح به عنوان یک سیاست گذار خارجی و تحلیلگر امنیتی و استراتژیست در مورد این موضوع فکر کرده اید. وضعیت امنیتی شمال آسیا طی پنج تا ده سال آینده را چگونه ارزیابی می کنید، با توجه به وجود روسیه، چین، کره و ژاپن؟
    پوتین: شما به درستی گفتید که ما یک مرز مشترک هر چند کوتاه با کره شمالی داریم و بدین ترتیب این مسئله مستقیما بر ما تاثیر می گذارد. آمریکا در آن سوی اقیانوس واقع شده و انگلستان نیز بسیار دور است، درحالیکه ما در این منطقه مستقر هستیم و مرز ما از برد هسته ای کره شمالی دور نیست. به همین علت این موضوع به طور مستقیم به ما مربوط می شود و ما همواره در حال تفکر و ارزیابی آن هستیم.
    من می خواهم به پاسخم به پرسش قبلی شما باز گردم. ما باید به نگرانی های امنیتی مشروع کره شمالی احترام بگذاریم. ما باید به آن احترام گذاشته و راهی برای حفظ و تضمین امنیت آن پیدا کنیم که کره شمالی را متقاعد و قانع کند. اگر این کار را انجام دهیم، ممکن است تحولاتی رخ دهد که امروزه هیچ کس نمی تواند حتی آنها را تصور کند. آیا شما دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را به یاد می آورید؟ آیا نیاز است توضیح بیشتری بدهم؟
    فایننشال تایمز: آقای رئیس جمهور، شما بر سر قدرت بوده یا به قدرت بسیار نزدیک بوده اید. باور دارم در داووس، هنگامی که ما ملاقات کردیم به شما گفتم که شما بر سر قدرت نیستید، اما تمام تصمیمات را اتخاذ می کنید. پس از گذشت 20 سال در راس قدرت یا بسیار نزدیک به آن، آیا اشتهای شما برای ریسک کردن افزایش یافته است؟
    پوتین:[اشتهای من] افزایش یا کاهش نیافته است. ریسک ها باید قابل توجیه باشند. اما در این مورد نمی توان از این ضرب المثل روسی استفاده کرد: "کسی که ریسک نکند، هرگز شامپاین نخواهد نوشید." این سخن صادق نیست. کاملا ممکن است در صورتی که برخی تصمیم های خاص اتخاذ شوند، برخی ریسک ها نیز اجتناب ناپذیر باشند.
    بسته به مقیاس هر تصمیم، ریسک ها می توانند کوچک یا جدی باشند. هر فرآیند تصمیم گیری با ریسک هایی همراه است. قبل از هر اقدام، باید همه چیز با دقت بررسی شود. بنابراین، ریسک کردن براساس ارزیابی وضعیت و پیامدهای احتمالی تصمیمات، امکان پذیر و حتی اجتناب ناپذیر است. ریسک های احمقانه که ناشی از عدم توجه به شرایط واقعی و عدم درک کامل و دقیق پیامدها هستند، غیر قابل قبول می باشند، زیرا می توانند منافع تعداد زیادی از مردم را به خطر اندازند.
    فایننشال تایمز: ریسک ناشی از سوریه بر اساس تصمیم شما برای مداخله تا چه اندازه زیاد بود؟
    پوتین: به اندازه کافی بالا بود. با این حال، البته، من از قبل درباره این موضوع فکر کرده و همه شرایط و تمام جوانب مثبت و منفی آن را در نظر گرفتم. من چگونگی تغییر شرایط در کنار مرزهای روسیه و پیامدهای احتمالی آن را ارزیابی کردم. من با دستیاران و وزیران خود، از جمله مسئولین سازمان های مجری قانون و سایر مقامات ارشد، بر سر این موضوع بحث و گفتگوهای زیادی داشتم. در دراز مدت تصمیم گرفتم که تأثیرات مثبت ناشی از مشارکت فعال ما در امور سوریه برای روسیه و منافع فدراسیون روسیه به مراتب بیشتر از عدم دخالت و نظارت صرف بر چگونگی گسترش و تقویت یک سازمان تروریستی بین المللی در نزدیکی مرزهای ما می باشد.
    فایننشال تایمز: بازده ناشی از ریسک های اتخاذ شده در سوریه چیست؟
    پوتین: من معتقدم که این اقدام، بازده خوب و مثبتی داشته است. دستاوردهای ما حتی بیشتر از آنچه بوده که انتظار داشته ام. اول از همه، بسیاری از مبارزانی که قصد بازگشت به روسیه داشتند، از میان برداشته شدند. این تعداد شامل چند هزار نفر است. آنها قصد داشتند به روسیه یا کشورهای همسایه که با آنها قرارداد لغو روادید داریم، بازگردند. هر دو احتمال به یک اندازه برای ما خطرناک هستند. این نکته اول است.
    ثانیا، ما توانستیم وضعیت را در یک منطقه مجاور، به هر شیوه و وسیله ای، تثبیت کنیم. این نیز بسیار مهم است. بدین ترتیب، ما مستقیما امنیت داخلی روسیه را تقویت کرده ایم. این نکته سوم است.
    نکته چهارم این است که ما روابط خوبی با تمام کشورهای منطقه ایجاد کرده ایم و مواضع ما در منطقه خاورمیانه پایدارتر شده است. در واقع، ما با بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله ایران، ترکیه و دیگر کشورها، روابط همکاری و شراکتی و متعهدانه بسیار خوبی ایجاد کرده ایم.
    در درجه اول، این مسئله در مورد سوریه صدق می کند، ما به رغم همه چیز موفق به حفظ حاکمیت و استقلال سوریه شدیم، همچنین از وقوع هرج و مرج به سبک لیبی جلوگیری کردیم. وقوع سناریوی بدترین حالت، عواقبی منفی برای روسیه در بر می داشت. علاوه بر این، من می خواهم به طور آشکار از بسیج نیروهای مسلح روسیه صحبت کنم. نیروهای مسلح [روسیه در سوریه] تجربه ای عملی به دست آورده اند که هرگز طی تمرینات دوران صلح نمی توانستند مشابه آن را به دست آورند.
    فایننشال تایمز: آیا شما به باقی ماندن [رهبر سوریه، بشار] اسد بر سر قدرت متعهد بوده یا آیا می توانیم در نهایت شاهد روندی انتقالی با پشتیبانی روسیه در سوریه باشیم که به وضعیت لیبی دچار نشود؟
    پوتین: من معتقدم که مردم سوریه باید آزاد باشند که آینده خود را انتخاب کنند. در عین حال، من می خواهم که اقدامات بازیگران خارجی مشخص و آشکار بوده و با توجه به خطرات احتمالی که به آن اشاره کردید، قابل پیش بینی و قابل درک باشند تا ما بتوانیم حداقل اقدامات بعدی خود را ارزیابی و بررسی کنیم.
    هنگامی که ما اخیرا در مورد این موضوع با دولت پیشین آمریکا گفتگو کردیم، از آنها پرسیدیم اگر فرض کنیم که اسد امروز کنار برود، فردا چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ همکار شما به درستی خندید، زیرا پاسخ آنها بسیار سرگرم کننده بود. شما حتی نمی توانید تصور کنید تا چه اندازه خنده دار بود. آنها گفتند: "ما نمی دانیم." وقتی نمی دانید فردا چه اتفاقی می افتد، چرا امروز عجولانه و نسنجیده اقدام می کنید؟ این ممکن است بدیهی و ابتدایی به نظر برسد، اما حقیقت است.
    بنابراین، ما ترجیح می دهیم که به طور کامل از تمام زوایای احتمالی به مشکلات نگاه کنیم و به هیچ وجه عجله نکنیم. البته، ما کاملا از آنچه در سوریه اتفاق می افتد آگاهیم. عوامل داخلی وجود دارند که به درگیری دامن زده و باید با آنها مقابله کرد. اما هر دو طرف باید سهم خود را انجام دهند. من به طرفین درگیری اشاره می کنم.
    فایننشال تایمز: آقای رئیس جمهور، آیا همین استدلال درباره ونزوئلا نیز اعمال می شود؟ به عبارت دیگر، شما آماده پذیرش روند انتقالی در ونزوئلا نبوده و کاملا به رئیس جمهور مادورو متعهد هستید.
    پوتین: اوه، و به نظر می رسید ما [مصاحبه را] خیلی خوب شروع کرده بودیم. لطفا از آنچه که می خواهم بگویم، ناراحت نشوید. ناراحت نخواهید شد، درست است؟ ما آغازی فوق العاده داشتیم و به طور جدی صحبت کردیم، اما در حال حاضر به دیدگاه های کلیشه ای درباره روسیه بازگشته اید.
    ما با آنچه در ونزوئلا اتفاق می افتد هیچ ارتباطی نداریم، حتما منظور من را متوجه می شوید.
    فایننشال تایمز: پس آن مشاوران در کاراکاس چه می کنند؟
    پوتین: اگر به من اجازه دهید سخنم را تمام کنم، به این موضوع خواهم پرداخت.
    هیچ مشکلی در این باره وجود ندارد. در دوران [رئیس جمهور] چاوز، ما بدون هیچ محدودیت و مشکلاتی به ونزوئلا سلاح می فروختیم. ما این کار را کاملا قانونی انجام دادیم، همانطور که در سراسر جهان و توسط هر کشور دیگری از جمله آمریکا، انگلیس، چین و فرانسه انجام می شود. ما هم همین کار را کردیم - به ونزوئلا سلاح فروختیم.
    ما قراردادهایی را امضا کردیم که در آن ذکر شده برای تعمیر و سرویس کردن این تجهیزات نظامی چه کارهایی باید انجام دهیم، باید متخصصین محلی را آموزش دهیم، اطمینان حاصل کنیم که این تجهیزات در حالت آمادگی نگهداری شوند، و غیره. ما خدمات تعمیر و نگهداری مورد تیاز این تجهیزات را ارائه می دهیم. من قبلا چندین بار در این باره صحبت کرده ام، از جمله خطاب به شرکای آمریکایی ما: هیچ نیروی روسی در آنجا حضور ندارد. آیا متوجه هستید؟ بله، متخصصان و مربیان روسی آنجا هستند. بله، آنها در آنجا کار می کنند. اخیرا، اگر به درستی به خاطر داشته باشم یک هفته پیش بود، یک گروه از مشاوران و متخصصان ما این کشور [ونزوئلا] را ترک کردند. اما آنها می توانند هر زمان به آنجا بازگردند.
    ما توافقی امضا کرده ایم که هواپیماهای ما هر از گاهی به آنجا بروند تا در تمرینات شرکت کنند. تمام ماجرا همین است. آیا ما اقدامات شورشیان را همانند برخی از همکاران خود یا اقدامات رئیس جمهور مادورو را مدیریت و کنترل می کنیم؟ او رئیس جمهور کشورش است، چرا ما باید اقدامات وی را کنترل کنیم؟ او بر سر قدرت است. این که آیا او به خوبی وظائف خود را انجام می دهد یا خیر، موضوع کاملا متفاوتی است. ما در این باره قضاوت نمی کنیم.
    من معتقدم که در زمینه اقتصاد، امکان داشت بسیاری تصمیمات و اقدامات را به گونه ای متفاوت انجام داد. اما ما در این موارد دخالت نمی کنیم؛ به ما هیچ ارتباطی ندارد. ما میلیاردها دلار در این کشور و اکثرا در صنعت نفت آن سرمایه گذاری کرده ایم. مشکل چیست؟ کشورهای دیگر نیز همین کار را می کنند.
    به نظر می رسد همه چیز تنها با کمک سلاح های روسی حفظ می شود. این درست نیست. این باور هیچ اساسی در واقعیت ندارد. رؤسای جمهور خودخوانده و رهبران اپوزیسیون کجا هستند؟ برخی از آنها در سفارتخانه های خارجی پناه گرفته و دیگران نیز پنهان شده اند. ما با این وضعیت چه رابطه ای داریم؟ این موضوع باید توسط مردم ونزوئلا حل و فصل شود. همین و بس.
    فایننشال تایمز: من فقط نظریه و تجربه شما را از وقایع لیبی و عراق به ونزوئلا تعمیم دادم. بر این اساس، قاعدتا شما باید پاسخ می دادید: "ما به آقای مادورو متعهد هستیم؛ زیرا نمی خواهیم شاهد تغییر رژیم از خارج باشیم." آیا این موضع روسیه است؟ یا شاید مایل باشید بگوئید: "ما از گوایدو حمایت خواهیم کرد زیرا دارای منافع نفتی مهمی در ونزوئلا هستیم."
    پوتین: ما برای هر تحول در هر کشوری و از جمله ونزوئلا، آماده هستیم، در صورتی که طبق مقررات داخلی و قوانین آن کشور، قانون اساسی آن و هماهنگ با اراده مردم رخ دهند.
    من فکر نمی کنم که اگر در لیبی یا عراق مداخله خارجی وجود نداشت، حاکمیت و دولت این دو کشور بدین گونه تخریب می شد. چنین چیزی در لیبی اتفاق نمی افتاد، وضعیت آن کشور کاملا متفاوت بود. به واقع، قذافی کتاب هایش را در آنجا نوشت و نظریه هایش را نیز در همان جا تدوین کرد، اگرچه از استانداردهای خاصی پیروی نمی کرد، و اقدامات او با دیدگاه اروپایی یا آمریکایی از دمکراسی مطابقت نداشت.
    اتفاقا، رئیس جمهور فرانسه اخیرا اظهار داشت که مدل دمکراسی آمریکایی با مدل اروپایی بسیار متفاوت است. بنابراین استانداردهای دمکراتیک مشترکی وجود ندارد. با وجود این شما، البته نه شخص شما، بلکه شرکای غربی ما می خواهند منطقه ای مانند لیبی از همان استانداردهای دمکراتیک اروپا و آمریکا پیروی کند؟ این منطقه تنها تجربه حکومت های سلطنتی یا کشورهایی با سیستم هایی مشابه لیبی را داشته است.
    اما من مطمئن هستم که به عنوان یک مورخ، شما قلبا با من موافق هستید. من نمی دانم آیا شما به طور علنی با این موافقت خواهید کرد یا خیر، اما غیرممکن است که بتوان استانداردهای دمکراتیک امروزی و پذیرفته شده در فرانسه و سوئیس را بر ساکنان یک کشور شمال آفریقایی که هرگز تحت شرایطی شبیه نهادهای دمکراتیک فرانسوی و سوئیس زندگی نکرده اند، تحمیل کرد. کاملا غیر ممکن است، مگر نه؟ آنها سعی کردند چیزی شبیه به این را بر آنها [مردم لیبی] تحمیل کنند؛ یا سعی کردند چیزی را که آنها [مردم لیبی] هرگز نشناخته یا حتی نشنیده بودند، بر آنها تحمیل نمایند. این رویه به درگیری ها و اختلافات بین قبیله ای منجر شد. در حقیقت، جنگ هنوز هم در لیبی ادامه دارد.
    پس چرا باید همین کار را در ونزوئلا انجام دهیم؟ آیا می خواهیم به دیپلماسی زور و خشونت بازگردیم؟ به چه علت باید چنین کاری بکنیم؟ آیا ضروری است که ملت های آمریکای لاتین را در جهان مدرن تحقیر کرده و اشکال حکومتی یا رهبرانی را از خارج تحمیل نماییم؟
    از سوی دیگر، ما با رئیس جمهور چاوز به این علت همکاری کردیم که او رئیس جمهور کشورش بود. ما با رئیس جمهور چاوز به عنوان یک فرد همکاری نکرده، بلکه با ونزوئلا کار می کردیم. به همین علت ما در بخش نفت سرمایه گذاری نمودیم.
    در حینی که در بخش نفت سرمایه گذاری می کردیم، قصد داشتیم نفت ونزوئلا را به کجا ارسال کنیم؟ همانطور که می دانید، ونزوئلا دارای نفت منحصر به فردی است که عمدتا به پالایشگاه های آمریکا تحویل داده می شود. این کار چه اشکالی دارد؟ ما می خواستیم صنعت نفت و گاز ونزوئلا به طور پیوسته، قابل پیش بینی و قابل اطمینان عمل کرده و محصولات خود را به پالایشگاه های آمریکا تحویل دهد. من نمی فهمم در این رویه چه مشکلی وجود دارد.
    آنها [ونزوئلا] در ابتدا با مشکلات اقتصادی و به دنبال آن با مشکلات سیاسی داخلی مواجه شدند. اجازه دهید آنها به مشکلات خود رسیدگی کنند و رهبرانشان به وسیله ابزارهای دمکراتیک به قدرت برسند. اما هنگامی که یک فرد وارد یک میدان می شود، نگاه خود را به آسمان می دوزد و خود را رئیس جمهور می خواند؟ آیا می توانیم در ژاپن، آمریکا یا آلمان هم همین کار را انجام دهیم؟ چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا درک می کنید چگونه چنین چیزی موجب وقوع هرج و مرج در سراسر جهان خواهد شد؟ نادیده گرفتن چنین نتیجه ای غیرممکن است. هرج و مرج حاکم خواهد شد. چگونه می توانند چنین کاری را انجام دهند؟ اما آنها از همان ابتدا از این فرد حمایت کردند.
    ممکن است او فردی بسیار خوب باشد. ممکن است او فوق العاده باشد و برنامه های خوبی داشته باشد. اما آیا کافی است که او وارد میدان شود و خود را به عنوان رئیس جمهور اعلام کند؟ آیا جهان باید از او به عنوان رئیس جمهور حمایت کند؟ ما باید به او بگوئیم که در انتخابات شرکت کرده و پس از پیروزی در انتخابات با او به عنوان رهبر دولت همکاری خواهیم کرد.
    فایننشال تایمز: بگذارید ما در مورد یک دموکراسی دیگر در اروپا، کشور خود من صحبت کنیم. شما قصد دارید جلسه ای با خانم می داشته باشید که یکی از آخرین جلساتش پیش از کناره گیری به عنوان نخست وزیر خواهد بود. آیا فکر می کنید احتمال بهبود روابط میان انگلیس و روسیه وجود دارد و ما می توانیم از برخی مسائل که به وضوح بسیار حساس هستند، مانند پرونده اسکریپال، عبور کنیم؟ یا فکر می کنید که ما به مدت سه یا پنج سال آینده شاهد ادامه انجماد و سردی روابط خواهیم بود؟
    پوتین: ببینید، تمام این جنجال و هیاهو در مورد جاسوسی و ضد جاسوسی، ارزش به خطر انداختن روابط جدی بین کشورها را ندارد. این داستان جاسوسی، همانطور که می گویند، پنج کوپک هم ارزش ندارد؛ یا حتی پنج پوند. از سوی دیگر، مسائل مربوط به روابط بین کشورها ارزشی برابر با میلیاردها دلار و سرنوشت میلیون ها نفر دارند.
    چگونه می توانیم این دو را با یکدیگر مقایسه کنیم؟ لیست اتهامات و ادعاهای مطرح شده علیه یکدیگر می تواند همین طور ادامه یابد. آنها می گویند: "شما اسکریپال ها را مسموم کردید." اولا باید این را ثابت کرد.
    ثانیا، فردی عادی ماجرا را می شنود و می پرسد: "این اسکریپال ها چه کسانی هستند؟" سپس معلوم می شود اسکریپال مشغول جاسوسی علیه ما بود [روسیه]. در ادامه، این فرد پرسش بعدی خود را مطرح می کند: "چرا شما با استفاده از اسکریپال علیه ما جاسوسی کردید؟ شاید شما نباید این کار را انجام می دادید؟" می دانید، این گونه پرسش ها بی انتها هستند. ما باید این موضوع را رها کرده و اجازه دهیم سازمان های امنیتی به آن رسیدگی کنند.
    اما ما می دانیم که شرکت های انگلستان (ضمنا، من با همکاران بریتانیایی خود در همین اتاق جلسه ای داشتم)، می خواهند با ما کار کنند، آنها با ما همکاری نمودند و قصد ادامه همکاری را دارند. ما نیز از این هدف حمایت می کنیم.
    من فکر می کنم خانم می، به رغم استعفایش نگران است که این رسوایی های جاسوسی روابط ما را در بن بستی قرار دهد که در نتیجه آن ما نتوانیم روابط خود را به طور معمول توسعه دهیم و از تجار حمایت کنیم. این افراد چه کاری انجام می دهند؟ آنها نه تنها در درجه اول درآمد کسب کرده، بلکه شغل و ارزش افزوده ایجاد می نمایند، به علاوه آنها درآمدهایی برای تمام سطوح سیستم مالیاتی کشورهای خود فراهم می کنند. اینها فعالیت هایی جدی و چند وجهی هستند، با همان خطرهایی که شما ذکر کردید، از جمله ریسک های مربوط به عملیات تجاری. و اگر وضعیت سیاسی غیر قابل پیش بینی را نیز اضافه کنیم، آنها به هبچ وجه قادر به فعالیت نخواهند بود.
    من فکر می کنم که هم روسیه و هم انگلیس علاقه مند هستند روابط فی مابین به طور کامل احیا شوند. حداقل امیدوارم چند گام اولیه برداشته شود. من فکر می کنم چنین کاری برای خانم می راحت تر باشد، زیرا او به زودی جایگاهش را ترک می کند و آزاد است تا آنچه را که فکر می کند درست، مهم و ضروری است، انجام داده و نگران پیامدهای سیاسی داخلی نباشد.
    فایننشال تایمز: بعضی افراد ممکن است بگویند زندگی یک انسان بیش از پنج پنی ارزش دارد. اما شما معتقدید، آقای رئیس جمهور، هرچه که اتفاق افتاد ...
    پوتین: آیا کسی جان باخته است؟
    فایننشال تایمز: بله. مردی که مشکل مواد مخدر داشت و پس از تماس با سم نوویچوک در پارکینگ فوت کرد. منظورم این است که فردی به خاطر آن عطر جان باخت. او تنها فردی بود که درگذشت، نه اسکریپال ها. من فقط ...
    پوتین: و شما فکر می کنید روسیه مقصر است؟
    فایننشال تایمز: من این را نگفتم. من گفتم فردی جان باخت.
    پوتین: شما این را نگفتید، اما اگر هیچ ارتباطی با روسیه نداشته باشد ... بله، یک مرد درگذشت و این بسیار ناراحت کننده است، من موافقم. اما چه باید بکنیم؟
    فایننشال تایمز: اجازه دهید فقط این سوال بپرسم و بعد از آن واقعا می خواهم در مورد اقتصاد روسیه صحبت کنم. آیا اعتقاد دارید آنچه در سالزبری اتفاق افتاد، پیامی آشکار را به کسانی ارسال کرده که درباره خیانت به حکومت روسیه فکر می کنند؟
    پوتین: در واقع، خیانت جنایتی بسیار جدی است و مجرمین باید مجازات شوند. من نمی گویم که حادثه سالزبری روشی درست برای این کار است. اصلا. اما خائنان باید مجازات شوند.
    آقای اسکریپال مجازات شده است. او بازداشت شد، محکوم گردید و دوره زندان خود را سپری کرد. او مجازات مناسب اعمالش را دریافت کرد. پس از آن، او دیگر یک مهره سوخته بود. چرا کسی باید به او توجه کند؟ او مجازات شده بود. او بازداشت و دستگیر شد، محکوم گردید و سپس پنج سال در زندان به سر برد. سپس او آزاد شد و ماجرا تمام گردید. البته، خیانت باید مجازات شود. این نفرت انگیزترین جنایتی است که می توان متصور شد.
    فایننشال تایمز: اقتصاد روسیه. شما چند روز پیش در مورد کاهش دستمزد واقعی نیروی کار روسیه و رشد اقتصادی روسیه که کمتر از حد انتظار بوده، سخن گفتید. اما در عین حال، آقای رئیس جمهور، شما ذخایر ارز خارجی و ذخایر بین المللی در حدود 460 میلیارد دلار گردآوری کرده اید. برای چه کاری این مقادیر را ذخیره می کنید؟ هدف چیست؟ آیا نمی توانید از بخشی از این پول برای کمک به بخش مالی استفاده کنید؟
    پوتین: اجازه بدهید چند جزییات بسیار کوچک را تصحیح کنم. دستمزد واقعی در روسیه در حال کاهش نیست. برعکس، در حال افزایش است. در حقیقت، درآمد واقعی قابل تصرف خانوار است که در حال سقوط می باشد.
    دستمزد و درآمد دو موضوع متفاوت هستند. میزان نهایی درآمد توسط بسیاری از عوامل، از جمله هزینه های پرداخت وام تعیین می شود. مردم روسیه وام های بسیاری دریافت کرده و پرداخت های بهره آن از جمله هزینه ها محاسبه می شوند که در نتیجه، شاخص های درآمد واقعی را کاهش می دهند. همچنین، اقتصاد سایه در حال قانونی شدن است. بخش قابل توجهی از افراد خویش فرما – باور دارم تعداد آنها 100 هزار یا 200 هزار نفر می باشد – هم اکنون کسب و کار خود را قانونی کرده اند. این نیز بر درآمد واقعی و قابل تصرف مردم تاثیر می گذارد.
    این روند طی چهار سال گذشته ادامه داشته است. سال گذشته ما افزایش اندکی در حد 0.1 درصد را مشاهده کردیم. اما این مقدار کافی نیست و هنوز در حاشیه خطا قرار دارد. این یکی از مشکلات جدی است که ما باید با آن برخورد کنیم.
    دستمزد واقعی اخیرا رشد کرده است. سال گذشته، افزایشی 8.5 درصدی در این راستا وجود داشته است. طی سال جاری، میزان رشد دستمزد واقعی به علت طیف وسیعی از عوامل، به طور قابل توجهی کاهش یافته است. منظورم این است که سال گذشته شاهد بهبود بوده ایم و عوامل دیگری نیز در این میان دخیل هستند. با این حال، این روند ادامه دارد. ما به واقع انتظار داریم که بر درآمد واقعی قابل تصرف خانوار تاثیر بگذارد.
    یک عامل دیگر این است که اخیرا ما اقدامات و ابتکارهایی برای سرعت بخشیدن به رشد میزان حقوق بازنشستگی اتخاذ کرده ایم. سال گذشته نرخ تورم 4.3 درصد بود و براساس این نتایج، در ابتدای سال جاری حقوق بازنشستگی با توجه به تورم به میزان 7.05 درصد تعدیل شد. ما برای خود هدفی تعیین کرده ایم که بتوانیم - و من مطمئن هستم موفق خواهیم شد - حقوق بازنشستگی را به میزانی که بالاتر از نرخ تورم باشد، افزایش دهیم.
    در حال حاضر، درآمد واقعی نیز تحت تأثیر قرار گرفته زیرا ما مجبور بودیم که مالیات بر ارزش افزوده را از 18 درصد به 20 درصد افزایش دهیم، امری که بر قدرت خرید مردم تاثیر گذاشت، زیرا نرخ تورم بیش از 5 درصد بود.
    به عبارت دیگر، ما انتظار داشتیم که تاثیر منفی افزایش مالیات بر ارزش افزوده کوتاه مدت باشد و این دقیقا همان چیزی است که اتفاق افتاد. خوشبختانه، محاسبات ما درست بود و نتیجه داد. در حال حاضر نرخ تورم پایین است و وضعیت اقتصاد کلان بهبود می یابد؛ سرمایه گذاری نیز اندکی افزایش یافته است. ما می ببینیم که اقتصاد مشکلات ناشی از شوک های داخلی و خارجی را پشت سر گذاشته است. شوک های خارجی به محدودیت ها و کاهش قیمت محصولات صادراتی مرتبط بودند. اکنون اقتصاد تثبیت شده است.
    وضعیت اقتصاد کلان در کشور پایدار است. این تصادفی نیست و همه سازمان های رتبه گذاری آن را ثبت کرده اند. سه سازمان بزرگ نیز نرخ سرمایه گذاری ما را افزایش دادند. رشد اقتصادی در سال گذشته 2.3 درصد بود. ما باور داریم که این میزان کافی نیست و برای سرعت بخشیدن به این روند تلاش خواهیم کرد. نرخ رشد در تولیدات صنعتی 2.9 درصد و حتی بالاتر بوده، در برخی صنایع تا 13 درصد نیز ثبت شده است (صنایع سبک، صنایع فرآیندی و پوشاک و برخی دیگر). بنابراین، اقتصاد ما پایدار است.
    اما مهمترین هدفی که باید به آن دست یابیم، این است که ساختار اقتصاد را تغییر داده و رشد قابل توجهی در بهره وری از نیروی کار را از طریق فن آوری های مدرن، هوش مصنوعی، روباتیک و غیره تامین و تضمین کنیم. به همین علت است که ما میزان مالیات بر ارزش افزوده را بالا بردیم: تا بودجه لازم را برای انجام بخش های خاصی از این کار که بر عهده دولت است افزایش داده و شرایط مورد نیاز برای سرمایه گذاری خصوصی را فراهم کنیم. اجازه دهید به صنعت حمل و نقل و توسعه زیرساخت های دیگر بپردازیم. غیر از دولت، تقریبا هیچکس از بخش خصوصی در آن شرکت ندارد. عوامل دیگری نیز که با آموزش و مراقبت های بهداشت و سلامت مرتبط هستند، وجود دارند. فردی که مشکلات سلامتی دارد یا آموزش ندیده، نمی تواند در اقتصاد مدرن کارآمد باشد. این فهرست ادامه دارد.
    ما واقعا امیدواریم که با شروع چنین فعالیت هایی در زمینه های توسعه کلیدی، توانایی افزایش بهره وری از نیروی کار و استفاده از این مبانی را برای حصول اطمینان از افزایش درآمد و رفاه مردممان خواهیم داشت.
    در مورد ذخایر ارزی، آمار شما دقیق نیست. ما بیش از 500 میلیارد دلار ذخایر طلا و ارز خارجی داریم، نه 460 میلیارد دلار. اما هدف این است که ما یک شبکه ایمنی ایجاد کنیم که به ما اجازه دهد احساس اعتماد به نفس داشته و از سود و منافع آن برای هزینه های کنونی خود استفاده کنیم. اگر ما 7 درصد بیشتر داشته باشیم، آن 7 درصد را مصرف می کنیم.
    این برنامه هایی است که ما برای سال آینده طراحی کرده ایم و به احتمال زیاد موفق خواهیم شد. فکر نکنید که این پول بی استفاده مانده است. نه، این ذخایر تضمین های قابل توجهی را برای ثبات اقتصادی روسیه در میان مدت ایجاد می کند.
    فایننشال تایمز: بانک مرکزی اقدامات بسیار خوبی در کمک به ثبات اقتصاد کلان انجام داده است، حتی اگر برخی از الیگارش ها [رانت خواران] از تعطیلی بانک ها شکایت می کنند.
    پوتین: می دانید اول از همه، ما دیگر الیگارش نداریم. الیگارش ها کسانی هستند که از نزدیکی خود به مقامات برای دریافت سود و منفعت های فوق العاده استفاده می کنند. ما شرکت های بزرگ، شرکت های خصوصی یا با مشارکت دولتی داریم. اما من هیچ شرکت بزرگی را نمی شناسم که در نتیجه نزدیکی به مقامات مزایایی دریافت کند، چنین چیزی عملا وجود ندارد.
    در مورد بانک مرکزی، بله، این نهاد در بهبود تدریجی سیستم مالی ما مشارکت دارد: شرکت های ناموفق و کم ظرفیت و همچنین سازمان های مالی شبه تبه کار از بازار خارج می شوند و این فعالیتی بزرگ و پیچیده است.
    موضوع بر سر الیگارش ها یا شرکت های بزرگ نیست؛ نکته این است که متاسفانه، منافع سپرده گذار، یعنی اشخاص عادی و معمولی تحت تاثیر قرار می گیرد. ما قوانین مرتبطی را تنظیم کرده ایم که زیان های مالی مردم را به حداقل برسانند و یک شبکه ایمنی خاص برای آنها ایجاد کنند. البته هر مورد باید به صورت جداگانه در نظر گرفته شده و بررسی شود.
    به طور کلی به نظر من، اقدامات بانک مرکزی شایسته حمایت و پشتیبانی است. این [فعالیت ها] هم مربوط به بهبود سیستم مالی و هم سیاست های تنظیم شده در رابطه با نرخ بهره جاری است.
    فایننشال تایمز: آقای رئیس جمهور، من اکنون می خواهم به رئیس جمهور شی و چین باز گردم. همانطور که می دانید، او به منظور پاکسازی، حفظ مشروعیت و تقویت حزب، مبارزه با فساد شدید، گسترده و فشرده ای را آغاز کرده است. او همچنین تاریخ اتحاد جماهیر شوروی را مطالعه کرده، به خصوص بخشی که طی آن آقای گورباچف اساسا حزب را ترک کرد و به نابود کردن کشور و حکومت اتحاد جماهیر شوروی کمک نمود. آیا شما فکر می کنید که آقای شی در رویکرد خود مبنی بر این که حزب کاملا ضروری است، محق می باشد؟ چه درس هایی را برای روسیه از آن می آموزید؟ اگر اجازه دهید به نکته دیگری اشاره کنم، چند سال پیش سخنی قابل توجه در مورد این که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین تراژدی ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم بود، اظهار کردید.
    پوتین: این دو مسئله با یکدیگر مرتبط نیستند. در مورد تراژدی مربوط به انحلال اتحاد جماهیر شوروی، این کاملا واضح است. من در درجه اول به جنبه بشردوستانه آن اشاره کردم. به نظر می رسد که در آن زمان 25 میلیون عضو قومیت روس در خارج از کشور زندگی می کردند و از طریق تلویزیون و رادیو متوجه شدند که اتحاد شوروی منحل شده است. هیچکس از آنها نظر نخواست. این تصمیم به سادگی اتخاذ گردید.
    می دانید، این بخشی از مسائل مرتبط با دموکراسی است. آیا یک نظر سنجی یا رفراندوم برگزار شد؟ اکثر (بیش از 70 درصد) شهروندان اتحاد جماهیر شوروی از آن حمایت می کردند. سپس این تصمیم گرفته شد که اتحاد جماهیر شوروی منحل شود، اما هیچ کس نظر مردم را نپرسید و در آن زمان 25 میلیون روس در خارج از فدراسیون روسیه زندگی می کردند. آیا این یک فاجعه نیست؟ فاجعه ای عظیم بود! چه بر سر روابط خانوادگی آمد؟ شغل ها؟ نحوه رفت و آمد؟ این چیزی جز یک فاجعه بزرگ نبود.
    من بعدتر از دیدن نظرات منتشر شده درباره سخنان من و به ویژه در رسانه های غربی، بسیار متعجب شدم. آنها باید سعی کنند [خود را جای آن افراد گذاشته] و شاهد آن باشند که پدر، برادر یا هر یک از نزدیکانشان ناگهان خود را ساکن یک کشور دیگر بیابند که در آن یک زندگی کاملا جدید آغاز شده است. من به شما اطمینان می دهم [این یک فاجعه بود].
    در مورد حزب و دولت سازی حزبی در چین، مردم چین باید خود تصمیم بگیرند؛ ما هیچ دخالتی نمی کنیم. روسیه امروزه اصول و قوانین زندگی خود را داشته و چین با جمعیتی 1.35 میلیارد نفری نیز قوانین مخصوص به خود را دارد. شما سعی کنید که کشوری را با چنین جمعیتی اداره کنید. این کشور مانند لوکزامبورگ نیست، بدون قصد توهین به این کشور شگفت انگیز. بنابراین، ضروری است که مردم چین بتوانند تصمیم بگیرند چگونه زندگی خود را سامان دهند.
    فایننشال تایمز: اکنون دوباره یک پرسش کلی مطرح می شود. در ابتدای گفتگو ما درباره چند پارگی [در جهان] صحبت کردیم. پدیده دیگر امروز این است که یک واکنش مردمی علیه نخبگان و علیه نظام به وجود آمده و شما شاهد آن هستید –مانند برگزیت در بریتانیا. شاید هم شما در مورد آمریکای ترامپ صحبت می کردید. شما شاهد وضعیت مشابهی در رابطه با حزب آلترناتیو برای آلمان در آلمان هستید؛ شما آن را در ترکیه و همچنین در جهان عرب مشاهده کرده اید. تا چه مدت فکر می کنید که روسیه می تواند در مقابل این جنبش جهانی واکنش علیه نظام مصون بماند؟
    پوتین: شما باید وقایع هر مورد خاص را به طور جداگانه بررسی کنید. البته، روندهای قابل تشخیصی وجود دارد، اما آنها کلی و عمومی هستند. در هر مورد خاص باید هنگام بررسی وضعیت و چگونگی تحولات آن، به تاریخ آن کشور، سنت ها و واقعیت های آن توجه کرد.
    چه مدت روسیه یک کشور با ثبات باقی خواهد ماند؟ هر چه طولانی تر، بهتر. زیرا بسیاری از موارد دیگر و موقعیت روسیه در جهان بستگی به ثبات کلی و ثبات سیاسی داخلی آن دارد. در نهایت، رفاه مردم، احتمالا در درجه اول، به ثبات بستگی دارد.
    یکی از دلایل اصلی و داخلی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این بود که زندگی برای مردم بسیار دشوار بود. مغازه ها خالی بودند و مردم تمایل ذاتی خود را برای حفظ دولت وقت از دست دادند.
    آنها فکر می کردند که هر اتفاقی نیز بیافتد، وضعیت بدتر نخواهد شد. در نهایت معلوم گردید که وضعیت زندگی بسیاری از مردم بدتر شده است، به خصوص در ابتدای دهه 90 میلادی، یعنی زمانی که سیستم های تامین اجتماعی و مراقبت های بهداشتی و سلامتی سقوط کرد و صنایع در حال فروپاشی بودند. اگرچه [حکومت] بی اثر بود، اما مردم حداقل شغل و درآمدی داشتند. پس از سقوط حکومت، آنها شغل خود را نیز از دست دادند. بنابراین، شما باید هر مورد خاص را به طور جداگانه بررسی کنید.
    اکنون در غرب چه اتفاقی رخ می دهد؟ علت ظهور پدیده ترامپ، آن طور که شما آن را نامیده اید، در آمریکا چیست؟ در اروپا چه اتفاقی می افتد؟ نخبگان حاکم از مردم دور شده اند. مشکل اصلی و علنی، شکاف بین منافع نخبگان و اکثریت قریب به اتفاق مردم است.
    البته ما همیشه باید این را در ذهن داشته باشیم. یکی از کارهایی که باید در روسیه انجام دهیم، این است که هرگز فراموش نکنیم هدف فعالیت ها و وجود هر دولت، ایجاد یک زندگی پایدار، عادی، ایمن و قابل پیش بینی برای مردم و تلاش برای ایجاد آینده ای بهتر است.
    همچنین ایده به اصطلاح لیبرال نیز وجود دارد که دیگر تاثیر و کارآمدی خود را از دست داده است. شرکای غربی ما اعتراف کرده اند که برخی از عناصر ایده لیبرال، مانند چند فرهنگی، دیگر قابل به کار گیری نیستند.
    هنگامی که مشکل مهاجرت و پیامدهای آن جدی شد، بسیاری از مردم پذیرفتند که سیاست چند فرهنگی مؤثر نیست و اولویت باید منافع جمعیت بومی باشد. البته کسانی که به علت مشکلات سیاسی در کشورهای خود با دشواری روبرو شده اند، به واقع به کمک ما نیاز دارند. این کاری درست و فوق العاده است، اما منافع مردم خود آن کشورها چه می شود، وقتی که تعداد مهاجران به اروپای غربی هزاران یا صدها هزار نفر است؟
    فایننشال تایمز: آیا آنگلا مرکل مرتکب اشتباه شد؟
    پوتین: بله، یک اشتباه بسیار فاحش. ترامپ به خاطر تمایلش برای ساختن یک دیوار بین مکزیک و آمریکا مورد انتقادهای شدید قرار دارد. اقدام وی زیاده روی در نظر گرفته می شود. بله، شاید این طور باشد. من بر سر این موضوع بحث نمی کنم. اما او مجبور است کاری در مورد موج عظیم مهاجران و مواد مخدر انجام دهد. هیچکس دیگر هیچ کاری انجام نداده است.
    آنها می گویند این بد است و آن بد است. به من بگویید، چه چیزی خوب است؟ چه کاری باید انجام شود؟ هیچکس هیچ راه حلی پیشنهاد نکرده است. منظورم این نیست که این دیوار باید ساخته شود یا تعرفه های اعمال شده بر روابط اقتصادی با مکزیک به طور سالانه 5 درصد افزایش یابد. این چیزی نیست که من می گویم، اما بالاخره کاری باید انجام شود. او حداقل به دنبال یک راه حل است.
    منظور من از این سخنان چیست؟ کسانی که از این بابت نگران هستند، مانند آمریکایی های معمولی، به این تلاش ها نگاه می کنند و می گویند، خوب است؛ او حداقل کاری در این راستا انجام می دهد، ایده هایی را پیشنهاد کرده و به دنبال یک راه حل است.
    در مورد ایده لیبرال، طرفداران آن هیچ کاری انجام نمی دهند. آنها می گویند همه چیز خوب است، همه چیز همانطور است که باید باشد. اما آیا این حقیقت دارد؟ آنها در دفاتر راحت خود نشسته اند، در حالی که ساکنان تگزاس یا فلوریدا که هر روز با مشکلات متعدد مواجه هستند خوشحال نیستند، آنها نیز به زودی مشکلات خاص خود را خواهند داشت. آیا کسی در مورد آنها فکر می کند؟
    اتفاق مشابهی نیز در اروپا رخ می دهد. من با بسیاری از همکارانم در این باره بحث و گفتگو کردم، اما هیچکس پاسخی ندارد. می گویند که آنها نمی توانند خط مشی سختگیرانه ای را به دلایل مختلف دنبال کنند. چرا دقیقا؟ آنها می گویند ما از قانون پیروی می کنیم. خوب، پس قانون را تغییر دهید!
    ما نیز در این حوزه مشکلات بسیاری داریم. ما مرزهای باز با کشورهای عضو شوروی سابق داریم، اما ساکنان آنها حداقل روسی صحبت می کنند. منظورم را متوجه می شوید؟ علاوه بر این، ما در روسیه اقداماتی در راستای بهبود وضعیت انجام داده ایم. در حال حاضر ما در کشورهایی که اکثریت مهاجران از آنها می آیند اقداماتی انجام می دهیم، زبان روسی را در مدارس آنها آموزش داده و در اینجا نیز با آنها کار می کنیم. ما قوانین جدی تر و سختگیرانه تری وضع کرده ایم تا مهاجران متوجه شوند که باید به قوانین، آداب و رسوم و فرهنگ این کشور احترام بگذارند.
    به عبارت دیگر، وضعیت در روسیه نیز چندان ساده نیست، اما ما شروع به تلاش برای بهبود آن کرده ایم. در حالی که ایده لیبرال فرض اولیه را بر این می گذارد که نیازی به هیچ کاری نیست. مهاجران می توانند بدون مجازات دست به قتل، غارت و تجاوز به عنف بزنند، زیرا باید از حقوق آنها به عنوان مهاجران محافظت شود. اینها چه حقوقی هستند؟ هر جرمی باید مجازات درخوری داشته باشد.
    بنابراین، ایده لیبرال منسوخ شده است. این ایده با منافع اکثریت قریب به اتفاق مردم در تضاد می باشد. همچنین می توان ارزش های سنتی را در نظر گرفت. من تلاش نمی کنم که به کسی توهین کنم، زیرا ما همواره متهم شده ایم که همجنسگرا ستیز هستیم. اما ما هیچ مشکلی با افراد دگرباش (LGBT) نداریم. آنها می توانند همانطور که می خواهند زندگی کنند. اما بعضی چیزها از دید ما زیاده روی است.
    آنها اکنون ادعا می کنند که کودکان می توانند پنج یا شش نقش جنسیتی داشته باشند. من حتی نمی توانم بگویم منظور آنها دقیقا چه جنسیتی است، زیرا هیچ اطلاعی ندارم. اجازه دهید همه خوشحال باشند، ما هیچ مشکلی با آن نداریم. اما نباید اجازه داده شود که فرهنگ، سنت ها و ارزش های سنتی و خانوادگی میلیون ها نفر که جمعیت بومی این کشور را تشکیل می دهند، محو شود.
    فایننشال تایمز: آیا این شامل– همان طور که می گویید این موضوعی بسیار مهم است -پایان این ایده لیبرال است، به علت – آن طور که شما گفتید - مهاجرت بدون کنترل و مرزهای باز و همچنین به گفته شما، تنوع به عنوان یک اصل سازمان دهنده در جامعه؟ چه بخش دیگری از ایده لیبرال از دید شما به پایان رسیده است؟ آیا منظور شما این است که - اگر بتوانم این نکته را نیز اضافه کنم – چنین چیزی به این علت است که دین باید نقش مهمی در زمینه فرهنگ ملی و انسجام بازی کند؟
    پوتین: دین باید نقش فعلی خود را بازی کند. این [مذهب] را نمی توان از فضای فرهنگی آن خارج نمود. ما نباید از هر چیزی سوء استفاده کنیم.
    روسیه یک ملت مسیحی ارتدوکس است و همیشه بین مسیحیت ارتدوکس و دنیای کاتولیک مشکل وجود داشته است. دقیقا به همین علت من اکنون درباره کاتولیک ها چند کلمه می گویم. آیا مشکلی در اینجا وجود دارد؟ بله، وجود دارد، اما نباید درباره آنها بیش از حد اغراق شده و برای از بین بردن کلیسای کاتولیک روم مورد استفاده قرار گیرند. چنین کاری نباید انجام شود.
    گاهی اوقات، من احساس می کنم که این محافل لیبرال از برخی عناصر خاص و مشکلات کلیسای کاتولیک به عنوان ابزاری برای از بین بردن خود کلیسا استفاده می کنند. این موضوعی است که من معتقد هستم نادرست و خطرناک می باشد.
    خوب، آیا ما فراموش کرده ایم که همه ما در جهانی زندگی می کنیم که بر پایه ارزش های انجیلی بنا شده است؟ حتی خداناباوران و دیگران نیز در این دنیا زندگی می کنند. ما مجبور نیستیم هر روز در این باره فکر کنیم، به کلیسا رفته و دعا بخوانیم تا نشان دهیم که ما مسیحیان، مسلمانان یا یهودیانی مومن هستیم. به رغم این، در درون وجود هر فرد باید مقررات بنیادی انسانی و ارزش های اخلاقی وجود داشته باشد. بر این اساس، برای میلیون ها نفر ارزش های سنتی از این ایده لیبرال که به نظر من، در حال از بین رفتن است، پایدارتر و مهم تر می باشد.
    فایننشال تایمز: پس دین، افیون توده ها نیست؟
    پوتین: نه، این طور نیست. اما من بر این باورم که شما از دین بویی نبرده اید، زیرا اکنون ساعت 12:45 صبح به وقت مسکو است و شما همچنان به شکنجه من ادامه می دهید. همانطور که در اینجا می گوییم، هیچ ترسی از خدا در شما وجود ندارد، آیا وجود دارد؟
    فایننشال تایمز: این واقعه ای تاریخی است و من از مدت ها پیش منتظر آن بوده ام. من یک سوال آخر دارم و از شما متشکرم. لطفا بفرمایید.
    پوتین: لطفا بفرمایید.
    هنری فوی: آقای رئیس جمهور، آیا به نظر شما - من در مورد آنچه شما گفتید تفکر کردم: برخی از موضوعاتی که به آنها اشاره شد، در افرادی چون استیو بانون و آقای ترامپ و گروه هایی که در اروپا به قدرت دست یافته اند، منعکس شده است. آیا فکر می کنید اگر پایان دوران ایده لیبرال رسیده، اکنون زمان "غیر لیبرال ها" است؟ آیا از دید شما، هم اکنون متحدان بیشتر و بیشتری در سراسر جهان به دیدگاه های شما درباره موجودیت انسان می پیوندند؟
    پوتین: می دانید، به نظر من ایده های صرفا لیبرال یا صرفا سنتی هرگز وجود نداشته اند. احتمالا در تاریخ بشر چنین چیزی دیده شده، اما اگر تنوع نباشد، همه چیز به سرعت به یک بن بست می رسد و به افراط و تفریط منجر می گردد.
    ایده های مختلف و نظرات مختلف باید فرصتی برای ابراز وجود و به نمایش گذاشتن خود داشته باشند، اما در عین حال منافع عموم مردم که شامل میلیون ها نفر و زندگی آنها است، هرگز نباید فراموش شود. این موضوعی است که نباید نادیده گرفته شود.
    در آن هنگام به نظر من، قادر خواهیم بود از تحولات و مشکلات عمده سیاسی جلوگیری کنیم. این امر در مورد ایده لیبرال نیز صادق است. این بدان معنا نیست (من فکر می کنم، این ایده غلبه و سلطه خود را از دست می دهد) که باید بلافاصله از بین برود. با این دیدگاه و موقعیت نیز باید با احترام برخورد شود.
    آنها [لیبرال ها]نمی توانند همانطور که در دهه های اخیر تلاش کرده اند، به آسانی هر چیزی را به هر کسی دیکته کنند. رویه دستوری در همه جا دیده می شود: هم در رسانه ها و هم در زندگی واقعی. حتی اشاره به بعضی مباحث نادرست و نامطلوب در نظر گرفته می شود. اما چرا؟
    به همین دلیل، من طرفدار بستن هر چه سریع تر، مسدود کردن، انحلال همه چیز، دستگیری یا پراکنده سازی همگان نیستم. البته که نه. ایده لیبرال هم نمی تواند نابود شود؛ این ایده حق دارد وجود داشته باشد و حتی باید در بعضی از موارد مورد پشتیبانی و حمایت قرار گیرد. اما نباید فکر کنید که این ایده حق دارد عامل غالب و مطلق باشد. موضوع اصلی این است.
    بفرمایید لطفا.
    فایننشال تایمز: شما واقعا موضعی مشابه دونالد ترامپ دارید. آقای رئیس جمهور، شما حدود بیست سال بر سر قدرت بوده اید.
    پوتین: هجده سال.
    فایننشال تایمز: شما شاهد رهبران جهانی بسیاری بوده اید. چه کسی را بیشتر از دیگران تحسین می کنید؟
    پوتین: پطر کبیر.
    فایننشال تایمز: اما او زنده نیست.
    پوتین: او تا زمانی که هدفش زنده است، خود نیز زنده خواهد ماند. همانطور که ما زنده خواهیم ماند، تا زمانی که هدف ما زنده بماند.
    اگر اشاره شما به رهبران کنونی کشورهای مختلف و افرادی بوده که می توانم با آنها ارتباط برقرار کنم، بیش از هر کس دیگری تحت تأثیر آقای شیراک، رئیس جمهور سابق فرانسه قرار گرفته ام. او یک روشنفکر واقعی است، یک استاد راستین، مردی بسیار خونسرد و همچنین بسیار جالب. هنگامی که او رئیس جمهور بود، عقیده و نظر خاص خود را در مورد هر مسئله ای داشت، می دانست که چگونه از آن دفاع کند و همیشه به نظرات شرکایش احترام می گذاشت.
    در تاریخ مدرن، با در نظر گرفتن شاخص های وسیع تر، افراد خوب و جالب بسیاری وجود دارد.
    فایننشال تایمز: پطر کبیر، خالق روسیه بزرگ. آیا نیاز است که بیشتر توضیح دهم؟ آخرین سوال من، آقای رئیس جمهور. رهبران بزرگ همواره جانشین خود را آماده می کنند. لی کوان یو نیز جانشین خود را از قبل تعیین کرد. بنابراین لطفا به ما بگویید فرایند انتخاب جانشین شما چگونه خواهد بود.
    پوتین: من می توانم بدون اغراق بگویم که از سال 2000 به طور مداوم به این موضوع فکر کرده ام. وضعیت همواره تغییر می کند و برخی مطالبات خاص از مردم نیز تغییر می کند. در نهایت و من این را بدون اغراق می گویم، در پایان تصمیم گیری باید توسط مردم روسیه انجام شود. مهم نیست که رهبر فعلی چه کاری انجام می دهد، صرف نظر از اینکه او از چه کسی و چگونه جانبداری می کند، رای دهندگان و شهروندان فدراسیون روسیه تصمیم نهایی را اتخاذ می کنند.
    فایننشال تایمز: پس تصمیم نهایی در انتخابات توسط مردم روسیه اتخاذ خواهد شد؟ یا از طریق دوما؟
    پوتین: چرا از طریق دوما؟ با استفاده از رای گیری مستقیم مخفی و جهانی. البته این رویه با آن چیزی که شما در بریتانیا دارید، متفاوت است. ما یک کشور دمکراتیک هستیم.
    در کشور شما یک رهبر جایگاه خود را ترک کرده و رهبر دوم که به نظر می رسد شخصیت اصلی دولت است، نه با رای مستقیم مردم، بلکه توسط حزب حاکم انتخاب می شود.
    این در روسیه متفاوت است، زیرا ما یک کشور دمکراتیک هستیم. اگر مقامات بلندپایه ما به هر علتی پست خود ترک کنند، برای مثال بخواهند مانند بوریس یلتسین خود را از سیاست بازنشسته کنند یا به این علت که دوره خدمت آنها پایان می یابد، ما انتخابات را از طریق رای گیری مستقیم مخفیانه برگزار می کنیم.
    همین اتفاق نیز در این مورد رخ خواهد داد. البته، رهبر فعلی معمولا از فرد خاصی حمایت می کند و اگر فرد حمایت شونده مورد احترام و اعتماد مردم باشد این حمایت می تواند نتیجه بخش باشد، اما در نهایت انتخاب توسط مردم روس انجام می شود.
    فایننشال تایمز: من خود را مجبور می بینم که اشاره کنم شما قبل از انتخابات بر جایگاه ریاست جمهوری قرار گرفتید.
    پوتین: بله، این درست است. خوب که چه؟ من رئیس جمهور موقت بودم و به منظور قرار گرفتن در جایگاه رئیس دولت به طور دائمی، باید در انتخابات شرکت می کردم و این کار را نیز انجام دادم.
    من از مردم روسیه به خاطر اعتمادشان در آن دوران و سپس در انتخابات بعدی سپاسگزارم. برای من افتخار بزرگی است که رهبر روسیه باشم.
    فایننشال تایمز: آقای رئیس جمهور، از شما برای اینکه وقت خود را در اختیار فایننشال تایمز در مسکو قرار دادید، تشکر می کنم.
    پوتین: از شما نیز به خاطر علاقه و توجه به رویدادهای روسیه و علاقه شما به عقاید و باورهای روسیه در مورد مسائل بین المللی، متشکر هستم. به خاطر مکالمه جالب امروز ما نیز تشکر می کنم. من معتقدم که این گفتگویی واقعا جالب بود.
    خیلی ممنون.

     

     

     

    Ahead of the G20 Osaka Summit, Russian President Vladimir Putin spoke with The Financial Times Editor Lionel Barber and Moscow Bureau Chief Henry Foy, The Kremlin, Moscow, June 27, 2019.
    (Duration: 1h 30)
    The financial Times is the first major international newspaper to be granted an interview with Vladimir Putin for 16 years. This is the full exclusive interview:
    Transcript:
    FT:Mr. President, you head for Osaka shortly as the senior statesman at the G20. Nobody has been to so many international meetings of this grouping and the G7 over the last 20 years while you have been in charge of Russia. Before we talk about the G20 agenda and what you hope to achieve, we know that there are rising tensions between America and China in trade, the risk of conflict in the Gulf. I would be very grateful if you could talk a bit about how you have seen the world change over the last 20 years while you have been in power.
    P: First, I have not been in power for all these 20 years. As you may know, I was Prime Minister for four years, and that is not the highest authority in the Russian Federation. But nevertheless, I have been around for a long time in government and in the upper echelons,so I can judge what is changing and how.In fact, you just said it yourself, asking what has changed and how.You mentioned the trade wars and the Persian Gulf developments.I would cautiously say the situation has not changed for the better,but I remain optimistic to a certain extent.But, to put it bluntly, the situation has definitely become more dramatic and explosive.
    FT: Do you believe that the world now has become more fragmented?
    P: Of course, because during the Cold War, the bad thing was the Cold War.It is true.But there were at least some rules that all participants in international communication moreor less adhered to or tried to follow.Now, it seems that there are no rules at all.In this sense, the world has become more fragmented and less predictable,which is the most important and regrettable thing.
    FT: We will return to this theme of the world without rules, fragmentation, more transactional.But first, Mr. President, tell us what you want to achieve in Osaka,in terms of your relationships with these other parties?What are your main goals for the summit?
    P: I would very much like all the participants in this event, and the G20,in my opinion, is a key international economic development forum today,so I would like all the G20 members to reaffirm their intention –at least an intention – to work out some general rules that everyone would follow,and show their commitment and dedication to strengthening international financialand trade institutions.Everything else is details that complement the main topics one way or another.We certainly support Japan’s Presidency.As for the development of modern technology, the information world, the information economy,as well as our Japanese colleagues’ attention to matters such as longevity and the environment –all this is extremely important, and we will certainly support it and will take part in all these discussions. Even though it is hard to expect any breakthroughs or landmark decisions in the current conditions;we can hardly count on it today. But in any case, there is hope at least that during these general discussionsand bilateral meetings we will be able to smooth out the existing disagreementsand lay a foundation, a basis for positive movement forward.
    FT: You will have a meeting with Mohammad bin Salman in Osaka.Can we expect an extension of the current agreement on oil production? Limitations?
    P: As you know, Russia is not an OPEC member, even though it is among the world’s largest producers. Our daily production is estimated at 11.3 million barrels, I believe. The United States has surged ahead of us, though.However, we believe that our production stabilisation agreements with Saudi Arabiaand OPEC in general have had a positive effect on market stabilisation and forecasting.I believe both energy producers, in this case, oil producing countries,and consumers are interested in this, because stability is definitely in short supply at present.And our agreements with Saudi Arabia and other OPEC members undoubtedly strengthen stability.As for whether we will extend the agreement, you will find out in the next few days.I had a meeting on this issue with the top executives of our largest oil companiesand Government members right before this interview.
    FT: They are a little bit frustrated.They would like to produce more. Is that correct?
    P: They have a smart policy.It is not about increasing production, although that is a major component in the work of large oil companies.It is about the market situation.They take a comprehensive view of the situation, as well as of their revenues and expenses.Of course, they are also thinking about boosting the industry, timely investments,ways to attract and use modern technology,as well as about making this vital industry more attractive for investors.However,dramatic price hikes or slumps will not contribute to market stabilityand will not encourage investment.This is why we discussed all these issues in their totality today.
    FT: Mr. President, you have observed four American presidents at close quarters and will maybe five, you have had direct experience.So, how is Mr. Trump different?
    P: We are all different.No two people are the same, just like there are no identical sets of fingerprints.Anyone has his or her own advantages, and let the voters judge their shortcomings. On the whole, I maintained sufficiently good-natured and stable relations with all the leaders of the United States.I had an opportunity to communicate more actively with some of them.
    The first US President I came into contact with was Bill Clinton.Generally, I viewed this as a positive experience.We established sufficiently stable and business-like ties for a short periodof time because his tenure was already coming to an end.I was only a very young president then who had just started working.I continue to recall how he established partner-like relations with me.I remain very grateful to him for this.
    There have been different times, and we had to address various problems with all other colleagues.Unfortunately, this often involved debates, and our opinions did not coincide on some matters that, in my opinion, can be called key aspects for Russia, the United States and the entire world.
    For example, this includes the unilateral US withdrawal from the Anti-Ballistic Missile Treaty that,as we have always believed, and as I am still convinced,was the cornerstone of the entire international security system.We debated this matter for a long time, argued and suggested various solutions.In any event, I made very energetic attempts to convince our US partners not to withdraw from the Treaty.And, if the US side still wanted to withdraw from the Treaty, it should have done soin such a way as to guarantee international security for a long historical period.I suggested this, I have already discussed this in public,and I repeat that I did this because I consider this matter to be very important.I suggested working jointly on missile-defence projects that should have involved the United States,Russia and Europe.They stipulated specific parameters of this cooperation,determined dangerous missile approaches and envisioned technology exchanges,the elaboration of decision-making mechanisms, etc.
    Those were absolutely specific proposals.I am convinced that the world would be a different place today, had our US partners accepted this proposal.Unfortunately, this did not happen.We can see that the situation is developing in another direction;new weapons and cutting-edge military technology are coming to the fore. Well, this is not our choice. But, today, we should at least do everything so as to not aggravate the situation.
    FT: Mr. President, you are a student of history.You have had many hours of conversation with Henry Kissinger.You almost certainly read his book, World Order.With Mr. Trump, we have seen something new, something much more transactional.He is very critical of alliances and allies in Europe.Is this something that is to Russia’s advantage?
    P: It would be better to ask what would be to America’s advantage in this case.Mr Trump is not a career politician.He has a distinct world outlook and vision of US national interests.I do not accept many of his methods when it comes to addressing problems.But do you know what I think?
    I think that he is a talented person. He knows very well what his voters expect from him.Russia has been accused, and, strange as it may seem, it is still being accused,despite the Mueller report, of mythical interference in the US election.What happened in reality?Mr Trump looked into his opponents’ attitude to him and saw changes in American society, and he took advantage of this.
    You and I are talking ahead of the G20 meeting. It is an economic forum,and it will undoubtedly have discussions on globalisation, global trade and international finance.Has anyone ever given a thought to who actually benefitedand what benefits were gained from globalisation,the development of which we have been observing and participating in over the past 25 years, since the 1990s?
    China has made use of globalisation, in particular, to pull millions of Chinese out of poverty.
    What happened in the United States, and how did it happen? In the United States, the leading US companies –the companies,their managers, shareholders and partners – made use of these benefits.The middle class hardly benefitted from globalisation. The take-home pay in the US… (we are likely to talk later about real incomes in Russia, which need special attention from the Government).The middle class in the United States has not benefited from globalisation;it was left out when this pie was divided up.
    The Trump team sensed this very keenly and clearly, and they used this in the election campaign.It is where you should look for reasons behind Trump’s victory, rather than in any alleged foreign interference.This is what we should be talking about here, including when it comes to the global economy.I believe this may explain his seemingly extravagant economic decisionsand even his relations with his partners and allies.He believes that the distribution of resourcesand benefits of globalisation in the past decade was unfair to the United States.
    I am not going to discuss whether it was fair or not,and I will not say if what he is doing is right or wrong.I would like to understand his motives, which is what you asked me about.Maybe this could explain his unusual behaviour.
    FT: I definitely want to come back to the Russian economy.But what you said is absolutely fascinating.Here you are, the President of Russia, defending globalisation along with President Xiwhereas Mr Trump is attacking globalisation and talking about America First.How do you explain this paradox?
    P: I don’t think that his desire to make America first is a paradox.I want Russia to be first, and that is not perceived as a paradox; there is nothing unusual there.As for the fact that he is attacking some manifestations of globalisation,I made that point earlier.
    He seems to believe that the results of globalisation could have been much better for the United States than they are.These globalisation results are not producing the desired effect for the United States,and he is beginning this campaign against certain elements of globalisation.This concerns everyone, primarily major participants in the system of international economic collaboration,including allies.
    FT: Mr. President, you have had many meetings with President Xi, and Russia and China have definitely come closer. Are you putting too many eggs in the China basket?Because Russian foreign policy, including under your leadership, has always made a virtue of talking to everybody.
    P: First of all, we have enough eggs, but there are not that many baskets where these eggs can be placed. This is the first point. Secondly, we always assess risks.Thirdly, our relations with China are not motivated by timeserving political or any other considerations.
    Let me point out that the Friendship Treaty with China was signed in 2001, if memory serves, long before the current situation and long before the current economic disagreements,to put it mildly, between the United States and China. We do not have to join anything, and we do not have to direct our policy against anyone.
    In fact, Russia and China are not directing their policy against anyone. We are just consistently implementing our plans for expanding cooperation.We have been doing this since 2001, and we are just consistently implementing these plans. Take a look at what is written there.We have not done anything that transcends the framework of these accords.So there is nothing unusual here, and you should not searchfor any implications of the Chinese-Russian rapprochement.
    Of course, we assess the current global developments;our positions coincide on a number of matters on the current global agenda,including our attitude towards compliance with generally accepted rules in trade,the international financial system, payments and settlements.
    The G20 has played a very tangible role.Since its inception in 2008, when the financial crisis flared up,the G20 has accomplished many useful things for stabilising the global financial system, for developing global trade and ensuring its stabilisation.I am talking about the tax aspect of the global agenda, the fight against corruption, and so on.
    Both China and Russia adhere to this concept.The G20 has accomplished a lot by advocating quota changesat the International Monetary Fund and the World Bank.Both Russia and China share this approach.Considering the major increase in the global economic share of emerging markets,this is fair and right, and we have been voicing this position from the very beginning.And we are glad that this continues to develop and to proceed in line with changes in global trade.
    Over the past 25 years or so (25, I believe), the share of G7 countries in the global GDPhas declined from 58 percent to 40 percent.This should also be reflected in international institutions in some way.That is the common position of Russia and China. This is fair, and there is nothing special about this.
    Yes, Russia and China have many coinciding interests, this is true. This is what motivates our frequent contacts with President Xi Jinping.Of course, we have also established very warm personal relations, and this is natural.Therefore, we are moving in line with our mainstream bilateral agenda that was formulated as far back as 2001,but we quickly respond to global developments.We never direct our bilateral relations against anyone.We are not against anyone; we are for ourselves.
    FT: I am relieved that this egg supply is strong.But the serious point, Mr. President, is, you are familiar with Graham Allison‘s book, The Thucydides’s Trap.The danger of tensions or a military conflict risk between a dominant power and a rising power, America and China.Do you think that there is a risk of a military conflict in your time between you, America and China?
    P: You know, the entire history of mankind has always been full of military conflicts, but since the appearance of nuclear weapons the risk of global conflicts has decreased dueto the potential global tragic consequences for the entire population of the planetin case such a conflict happens between two nuclear states.I hope it will not come to this.
    However, of course, we have to admit that it is not only about China’s industrial subsidies on the one hand or the tariff policy of the United States on the other.First of all, we are talking about different development platforms, so to speak,in China and in the United States.They are different and you, being a historian, probably will agree with me.They have different philosophies in both foreign and domestic policies, probably.
    But I would like to share some personal observations with you.They are not about allied relations with one country or a confrontation with the other;I am just observing what is going on at the moment.China is showing loyalty and flexibility to both its partners and opponents.Maybe this is related to the historical features of Chinese philosophy, their approach to building relations.Therefore, I do not think that there would be some such threats from China.I cannot imagine that, really.
    But it is hard to say whether the United States would have enough patience not to make any rash decisions, but to respect its partners even if there are disagreements.But I hope, I would like to repeat this again,I hope that there would not be any military confrontation.
    FT: Arms control.We know that the INF agreement is in grave jeopardy.Is there any place, from Russia’s point of view, for future arms control agreementsor are we in a new phase when we are likely to see a new nuclear arms race?
    P: I believe there is such a risk.As I said already, the United States unilaterally withdrew from the ABM Treaty,and has recently quit the Intermediate-Range Nuclear Forces Treaty as well.But this time, it did not just quit but found a reason to quit, and this reason was Russia.I do not think Russia means anything to them in this case,because this war theatre, the war theatre in Europe is unlikely to be interesting to the US,despite the expansion of NATO and NATO’s contingent near our borders.
    The fact remains, the US has withdrawn from the treaty. Now the agenda is focused on theStrategic Arms Reduction Treaty (New START).I hope that I will be able to talk about it with Donald if we happen to meet in Osaka.We said that we are ready to hold talks and to extend this treaty between the United States and Russia,but we have not seen any relevant initiative from our American partners.They keep silent, while the treaty expires in 2021.
    If we do not begin talks now, it would be over because there would be no time even for formalities. Our previous conversation with Donald showed that the Americans seem to be interested in this,but still they are not making any practical steps.So if this treaty ceases to exist, then there would be no instrument in the world to curtail the arms race.And this is bad.
    FT: Exactly, the gloves are off.Is there any chance of a triangular agreement between China,Russia and America on intermediate nuclear forces or is that a dream, pie in the sky?Would you support such an end?
    P: As I said at the very beginning, we will support any agreement that can advance our cause,that is, help us contain the arms race.It should be said that so far, the level and the development scale of China’s nuclear forcesare much lower than in the United States and Russia.China is a huge power that has the capability to build up its nuclear potential.This will likely happen in the future, but so far our capabilities are hardly comparable.
    Russia and the United States are the leading nuclear powers, which is why the agreement was signed between them.As for whether China will join these efforts, you can ask our Chinese friends.
    FT: Russia is a Pacific power as well as a European and Asian power. It is a Pacific power.You have seen what the Chinese are doing in terms of their buildup of their Navy and their maritime strength.How do you deal with those potential security problems, territorial disputes in the Pacific?Does Russia have a role to play in a new security arrangement?
    P: You mentioned the build-up of naval forces in China.China’s total defence spending is $117 billion, if memory serves.The US defence spending is over $700 billion.And you are trying to scare the world with the build-up of China’s military might?It does not work with this scale of military spending.No, it does not.As for Russia, we will continue to develop our Pacific Fleet as planned.
    Of course, we also respond to global developments and to what happens in relations between other countries.We can see all of this,but it does not affect our defence development plans, including those in the Russian Far East.We are self-sufficient, and we are confident.Russia is the largest continental power.But we have a nuclear submarine base in the Far East,where we are developing our defence potential in accordance with our plans,including so that we can ensure safety on the Northern Sea Route, which we are planning to develop.
    We intend to attract many partners to this effort, including our Chinese partners. We may even reach an agreement with American shippers and with India,which has also indicated its interest in the Northern Sea Route.I would say that we are also primed for cooperation in the Asia Pacific region,and I have grounds to believe that Russia can make a considerable,tangible and positive contribution to stabilising the situation.
    FT: Can we just turn to North Korea?How do you assess the current situation and do you believe that in the end,any deal or agreement will have to accept the fact that North Korea has nuclear weaponsand that total dismantling is just not possible?Mr. President, I ask you this because Russia has a fairly small but still a land border with North Korea.
    P: You know, whether we recognise North Korea as a nuclear power or not, the number of nuclear charges it has will not decrease.We must proceed from modern realities,which are that nuclear weapons pose a threat to international peace and security.Another pertinent question is where this problem stems from.The tragedies of Libya and Iraq have inspired many countries to ensure their security at all costs.
    What we should be talking about is not how to make North Korea disarm, but how to ensure the unconditional security of North Korea and how to make any country,including North Korea feel safe and protected by international law that is strictly honoredby all members of the international community.This is what we should be thinking about.
    We should think about guarantees, which we should use as the basis for talks with North Korea. We must be patient, respect it and, at the same time, take into account the dangers arising from this,the dangers of the nuclear status and the presence of nuclear weapons.Of course, the current situation is fraught with unpredictable scenarios, which we must avoid.
    FT: You have obviously thought of this as an experienced foreign policy and security analyst and a strategist.How do you see the North Asia security situation over the next five to ten years, given you have Russia, you have China, you have Korea and Japan?
    P: You have said correctly that we have a common border, even if a short one, with North Korea,therefore, this problem has a direct bearing on us. The United States is located across the ocean, and the UK is located far away,while we are right here, in this region, and the North Korean nuclear range is not far away from our border.This why this concerns us directly, and we never stop thinking about it.
    I would like to return to my answer to your previous question. We must respect North Korea’s legitimate security concerns.We must show it respect, and we must find a way of ensuring its security that will satisfy North Korea.If we do this, the situation may take a turn nobody can imagine today.Do you remember what turn the situation took after the Soviet Union adopted the policy of détente?Do I need to say anything else?
    FT: Mr. President, you have been in power or very close to power.I think in Davos I said to you when we met – you were not in power but still calling all the shots.After 20 years at the top or near the top, has your appetite for risk increased?
    P: It did not increase or decrease.Risk must always be well-justified.But this is not the case when one can use the popular Russian phrase:“He who doesn’t take risks, never drinks champagne.”This is not the case.Quite possibly,risks are inevitable when one has to make certain decisions.
    Depending on the scale of any decision, risks can be small or serious. Any decision-making process is accompanied by risk.Before taking one’s chances, one has to meticulously assess everything.Therefore, risk based on an assessment of the situation and the possible consequencesof the decisions is possible and even inevitable.Foolish risks overlooking the real situation and failing to clearly comprehend the consequencesare unacceptable because they can jeopardise the interests of a great number of people.
    FT: How big was this Syria risk in terms of your decision to intervene?
    P: It was sufficiently high. However, of course, I thought carefully about this well in advance, and I considered all the circumstances and all the pros and cons. I considered how the situation around Russia would develop and the possible consequences. I discussed this matter with my aides and ministers, including those in charge of law enforcement agencies and other senior officials. In the long run, I decided that the positive effect from our active involvement in Syrian affairs for Russia and the interests of the Russian Federation would far outweigh non-interference and passive observation of how an international terrorist organisation grows ever stronger near our borders.
    FT: What has the return been like on the risk taken in Syria?
    P: I believe that it has been a good and positive return.We have accomplished even more than I had expected.First of all, many militants planning to return to Russia were eliminated.This implies several thousand people.They were planning to return to Russia or neighbouring countries with which we do not maintain any visa regime.Both aspects are equally dangerous for us.This is the first thing.
    Secondly, we have managed to stabilise the situation in a nearby region, one way or another.This is also highly important.Therefore, we have directly strengthened Russia’s domestic security.This is the third thing.
    Fourthly, we have established sufficiently good business-like relations with all regional countries, and our positions in the Middle East region have become more stable.Indeed, we have established very good, business-like, partner-like and largely allied relationswith many regional countries, including Iran, Turkey and other countries.
    Primarily, this concerns Syria, we have managed to preserve Syrian statehood,no matter what, and we have prevented Libya-style chaos there. And a worst-case scenario would spell out negative consequences for Russia.Besides, I would like to openly speak of the mobilisation of the Russian Armed Forces.Armed Forces have received such practical experience that they could not have obtained during any peace-time exercises.
    FT: Are you committed to [Syrian leader Bashar] al-Assad remaining in power or can we see, at some point,the transition in Syria that Russia would support, which would not be Libya?
    P: I believe that the Syrian people should be free to choose their own future. At the same time, I would like the actions of external players to be substantiated and,just as in the case of the risks you have mentioned, predictable and understandable,so that we can consider at least our next moves.
    When we discussed this matter only recently with the previous US administration, we said, suppose Assad steps down today, what will happen tomorrow?Your colleague did well to laugh, because the answer we got was very amusing.You cannot even imagine how funny it was.They said, “We don’t know.”But when you do not know what happens tomorrow, why shoot from the hip today?This may sound primitive, but this is how it is.
    Therefore, we prefer to look at problems thoroughly from all possible angles and not to be in any hurry.Of course, we are perfectly aware of what is happening in Syria.There are internal reasons for the conflict, and they should be dealt with.But both sides should do their bit. I am referring to the conflicting parties.
    FT: Mr. President, does that same argument apply to Venezuela?In other words, you are not prepared to see a transition in Venezuelaand you are absolutely committed to President Maduro.
    P: Oh, and it seemed we had started so well.Please do not take offence to what I am going to say next. You won’t, will you? We were off to such a terrific start, talking seriously, and now you have moved back to the stereotype views on Russia.
    We have no nothing to do with what is happening in Venezuela, if you know what I mean.
    FT: What are those advisors doing then in Caracas?
    P: I will say this now, if you just let me finish.
    There is no problem with that. Back under [President] Chavez we sold weapons to Venezuela, without any limits and problems.We did this absolutely legally just as it is done all around the world and as every country does,including the United States, the UK, China and France.We did this too – we sold weapons to Venezuela.
    We signed contracts, which say what we have to do when it comes to servicing this military equipment,that we must train local specialists, ensure that this equipment is maintained in combat readiness, and so on. We provide maintenance services for this equipment.I have already said this many times, including to our American partners: there are no Russian troops there.Do you understand?Yes, there are Russian specialists and instructors there.Yes, they are working there.Only recently, I believe it was a week ago, a group of our advisers and specialists left the country. But they can return.
    We have an agreement that our aircraft fly there from time to time to take part in exercises.And this is it.Are we regulating the rebels’ actions as some of our partners are doing, or the actions of President Maduro?He is the president; why should we control his actions?He is in control.Whether he is doing well or not, this is another matter altogether.We do not make any judgments.
    I believe that many things could have been done differently there when it comes to the economy. But we do not meddle in things; it is none of our business.We have invested billions of dollars there, mostly in the oil sector. So what? Other countries are doing the same as well.
    It looks like everything is preserved only by Russian weapons. This is not true.It has nothing in common with reality.Where are the self-proclaimed presidents and opposition leaders?Some of them have taken refuge in foreign embassies and others are in hiding.What do we have to do with this? This problem should be sorted out by the Venezuelan people themselves.This is all.
    FT: I was just applying your theory and your experience of seeing what happened in Libya and Iraq to Venezuela.And therefore, logically, you would say, “We are committed to Mr.Maduro because we do not want to see regime change from outside.”Is that the Russian position?Or might you be willing to say, “We will support Guaido because we have important oil interests in Venezuela”?
    P: We are prepared for any developments in any country, including Venezuela,if they are taking place in accordance with internal rules and the country’s legislation,its Constitution, and in line with the people’s will.
    I do not think that Libyan or Iraqi statehood would have been wrecked if there had been no intervention there.It would not have happened in Libya, the situation was absolutely different there.Indeed, Gaddafi wrote his books there, set forth his theories, and so on, which did not meet specific standards, and his practical work did not meet European or American perceptions of democracy.
    Incidentally, the President of France said recently that the American democratic model differs greatly from the European model.So there are no common democratic standards.And do you, well, not you, but our Western partners want a region such as Libya to have the same democratic standards as Europe and the United States?The region has only monarchies or countries with a system similar to the one that existed in Libya.
    But I am sure that, as a historian, you will agree with me at heart.I do not know whether you will publicly agree with this or not, but it is impossible to impose current and viable French or Swiss democratic standards on North African residents who have never lived in conditions of French or Swiss democratic institutions.Impossible, isn’t it?And they tried to impose something like that on them.Or they tried to impose something that they had never known or even heard of.All this led to conflict and inter-tribal discord.In fact, a war continues in Libya.
    So why should we do the same in Venezuela?Do we want to revert to gunboat diplomacy?What do we need it for?Is it necessary to humiliate Latin American nations so much in the modern world and impose forms of government or leaders from the outside?
    By the way, we worked with President Chavez because he was president.We did not work with President Chavez as an individual, but we worked with Venezuela.That is why we channelled investments in the oil sector.
    And where did we plan to deliver Venezuelan oil while investing in the oil sector?As you know, Venezuela has unique oil that is mostly delivered to US refineries.What is so bad about that?We wanted the Venezuelan oil and gas sector to operate steadily, predictably and confidently and to make deliveries to those US refineries.I do not understand what is so wrong with this.
    First, they faced economic problems, followed by domestic political problems.Let them sort things out by themselves, and these leaders will come to power by democratic means.But when a person enters a square, raises his eyes to the sky and proclaims himself president?Let us do the same in Japan, the United States or Germany.What will happen?Do you understand that this will cause chaos all over the world?It is impossible to disagree with this.There will be pure chaos. How could they act like this?But no, they started supporting that person from the very outset.
    He may be a very good person.He may be just wonderful, and his plans are good.But is it enough that he entered a square and proclaimed himself president?Is the entire world supposed to support him as president?We should tell him to take part in elections and win them, and then we would work with him as the state leader.
    FT: Let us talk about another democracy in Europe, my own country.You are going to have a meeting with Mrs. May, which is going to be one of her last meetings before she steps down as Prime Minister.Do you think that there is a possibility of some improvement in Anglo-Russian relationsand that we can move on from some of these issues that are obviously of great sensitivity, like the Skripal affair?Or do you think that we are going to stay in a deep freeze for the next three or five years?
    P: Listen,all this fuss about spies and counter-spies, it is not worth serious interstate relations.This spy story, as we say, it is not worth five kopecks.Or even five pounds, for that matter. And the issues concerning interstate relations, they are measured in billions and the fate of millions of people.
    How can we compare one with the other? The list of accusations and allegations against one another could go on and on.They say, “You poisoned the Skripals.”Firstly, this must be proved.
    Secondly, the average person listens and says, “Who are these Skripals?”And it turns out that Skripal was engaged in espionage against us [Russia]. So this person asks the next question, “Why did you spy on us using Skripal?Maybe you should not have done that?”You know, these questions are infinite.We need to just leave it alone and let security agencies deal with it.
    But we know that businesses in the United Kingdom(by the way, I had a meeting with our British colleagues in this same room),they want to work with us, they are working with us and intend to continue doing so.And we support this intent.
    I think that Mrs May, despite her resignation, could not help but be concerned that these spy scandals made our relations reach a deadlock so we could not develop our ties normally and support business people, who are doing what?They do not only earn money, this is what is on the outside.They create jobs and added value, plus they provide revenue at all levels of the tax system of their countries.This is a serious and multifaceted job, with the same risks you mentioned, including risks related to business operations.And if we add an unpredictable political situation, they will not be able to work at all.
    I think that both Russia and the United Kingdom are interested in fully restoring our relations.At least I hope that a few preliminary steps will be made.I think it would be easier for Mrs. May, maybe, because she is leaving and is free to do what she thinks is right, important and necessary and not to bother about some domestic political consequences.
    FT: Some people might say that a human life is worth more than five pennies.But do you believe, Mr President that whatever happened…
    P: Did anybody die?
    FT: Oh yes. The gentleman who had a drug problem and he died after touching the Novichok in the car park. I mean somebody did that because of the perfume.It was one person that died, not the Skripals. I am just…
    P: And you think this is absolutely Russia’s fault?
    FT: I did not say that. I said somebody died.
    P: You did not say that, but if it has nothing to do with Russia… Yes, a man died, and that is a tragedy, I agree.But what do we have to do with it?
    FT: Let me just ask this and I really want to talk about the Russian economy.Do you believe that what happened in Salisbury sent an unambiguous message to anyone who is thinking of betraying the Russian state that it is fair game?
    P: As a matter of fact, treason is the gravest crime possible and traitors must be punished.I am not saying that the Salisbury incident is the way to do it. Not at all.But traitors must be punished.
    This gentleman, Skripal, had already been punished.He was arrested, sentenced and then served time in prison.He received his punishment.For that matter, he was off the radar.Why would anybody be interested in him?He got punished. He was detained, arrested, sentenced and then spent five years in prison.Then he was released and that was it.As concerns treason, of course, it must be punishable. It is the most despicable crime that one can imagine.
    FT: The Russian economy.You spoke the other day about decline in the real wages in the Russian workforce and Russian growth has been less than expected.But at the same time, Mr. President, you have been accumulating foreign exchange reservesand international reserves at some 460 billion.What are you saving for?What is the purpose? Can’t you use some of this money to ease up on the fiscal side?
    P: Let me correct a few very small details.Real wages are not in decline in Russia.On the contrary, they are starting to pick up. It is the real household disposable income that is falling.
    Wages and income are two slightly different things.Income is determined by many parameters, including loan servicing costs.People in Russia take out a lot of consumer loans and interest payments are counted towards expenses,which drags down real income indicators.Also, the shadow economy is undergoing legalisation. A substantial part of self-employed people – I believe, 100,000 or 200,000, have already legalised their business.This, too, affects real incomes of the population, disposable incomes.
    This tendency has persisted for the past four years.Last year we recorded a small increase of 0.1 percent. It is not enough. It is still within the margin of error.But it is one of the serious problems that we need to deal with and we are dealing with it.
    Real wages started to grow recently. Last year there was an 8.5-percent increase.This year, the growth rate of real wages has significantly decreased due to a whole range of circumstances.I mean that last year we saw a recovery growth and there are some other factors involved. However, it continues. And we really expect that it will have an effect on real household disposable incomes.
    Even more so because lately we have adopted a number of measures to speed up the growth of retirement pensions.Last year the inflation rate was 4.3 percent and, based on these results,in the beginning of this year pensions were adjusted for inflation by 7.05 percent.And we set ourselves a goal, a task – which, I am certain, will be achieved –to adjust pensions by a percentage that is above the inflation rate.
    Now, real incomes were also affected because we had to increase VAT from 18 to 20 percent, which affected people’s purchasing power because the inflation rate exceeded 5 percent.
    In other words, we expected that the negative impact of the VAT increase would be short-term, which is exactly what happened.Fortunately, it worked out and our calculations proved right.Now the inflation rate is going down, the macroeconomic situation is improving; investment is rising slightly.We can see that the economy has overcome those difficulties that were caused by internal and external shocks.The external shocks were related to restrictions and slumping prices on our traditional export products.The economy has stabilised.
    The macroeconomic situation in the country is stable. It is not accidental and all rating agencies registered it.The three major agencies raised our investment rating. Economic growth last year was 2.3 percent.We do not think it was enough but we will, of course, work on speeding up the pace.The growth rate in industrial production was 2.9 percent and even higher, up to 13 percent in some industries (light industry, processing and garment industries and several others).Therefore, overall, our economy is stable.
    But the most important task we need to achieve is to change the structure of the economy and secure a substantial growth of labour productivity through modern technologies, Artificial Intelligence, robotics and so on.This is exactly why we increased VAT, to raise budget funds for performing a certain part of this job that is the state’s responsibility, in order to create conditions for private investment.Let us take transport and other infrastructure development.Hardly anybody besides the state is involved in it. There are other factors related to education and healthcare.A person who has health problems or has no training cannot be efficient in the modern economy.The list goes on.
    We really hope that by starting this work on key development areas, we will be able to increase labour productivity and use this basis for ensuringan increase in the incomes and prosperity of our people.
    As concerns the reserves, you are not exactly correct here, either.We have over 500 billion in gold and foreign currency reserves, rather than 460 billion.But the understanding is that we need to create a safety net that would let us feel confident and use the interest on our existing resources.If we have 7 percent more, we can spend those 7 percent.
    This is what we plan for the next year and there is a high probability that we will succeed.Do not think that this money is just sitting on the shelf.No, it creates certain guarantees for Russia’s economic stability in the midterm.
    FT: The Central Bank has done a very good job in helping to secure macroeconomic stability even if some of the oligarchs complain about banks being closed.
    P: You know, first of all, we do not have oligarchs anymore.Oligarchs are those who use their proximity to the authorities to receive super profits.We have large companies, private ones, or with government participation.But I do not know of any large companies that get preferential treatment from being close to the authorities, these are practically non-existent.
    As for the Central Bank, yes, it is engaged in a gradual improvement of our financial system: inefficient and small-capacity companies, as well as semi-criminal financial organisationsare leaving the market, and this is large-scale and complicated work.
    It is not about oligarchs or large companies; the thing is that it affects, unfortunately, the interests of the depositor, the average person.We have relevant regulatory acts that minimise people’s financial losses and create a certain safety net for them. But each case should be considered individually, of course.
    In general, the work of the Central Bank, in my opinion, deserves support. It is related to both the improvement of the financial system and the calibrated policy regarding the key interest rate.
    FT: Mr. President, I would like to go back to President Xi and China.As you know, he has pursued a rigorous anticorruption campaign in order to clean up the party,maintain the legitimacy and strengthen the party.He has also read the history of the Soviet Union, where Mr. Gorbachev essentially abandoned the partyand helped to destroy the country – the Soviet Union.Do you think that Mr. Xi is right in his approach that the party is absolutely crucial?And what lessons do you draw for Russia?If I can just add, you said something interesting a few years ago about the breakupof the Soviet Union being the greatest geopolitical tragedy of the 20th century.
    P: These two issues are not connected.As for the tragedy related to the dissolution of the Soviet Union, this is something obvious.I meant, first of all, the humanitarian aspect of it.It appears that 25 million ethnic Russians were living abroad when they learned from the televisionand radio that the Soviet Union had ceased to exist. Nobody asked their opinion.The decision was simply made.
    You know, these are issues of democracy.Was there an opinion poll, a referendum?Most (over 70 percent) of the citizens of the USSR spoke in favour of retaining it.Then the decision was made to dissolve the USSR, but nobody asked the people, and 25 million ethnic Russians found themselves living outside the Russian Federation.Listen, is this not a tragedy? A huge one! And family relations? Jobs? Travel? It was nothing but a disaster.
    I was surprised to see the later comments on what I said, in particular, in the Western media.They should try to live through seeing their father, brother or any other close relative finding themselves living in a different country, where a whole new life has started. I assure you.
    As for the party and the party state building in China, this is for the Chinese people to decide; we do not interfere. Today’s Russia has its own principles and rules of life, and China with its 1.35 billion people has its own.You try to rule a country with such a population. This is not Luxembourg, with all due respect to this wonderful country.Therefore, it is necessary to give the Chinese people the opportunity to decide how to organise their lives.
    FT: Again a big picture question. I talked at the beginning of our conversation about fragmentation. Another phenomenon today is that there is a popular backlash against elitesand against the establishment and you have seen that – Brexit in Britain.Perhaps you were speaking about Trump’s America.You have seen it with the AFD in Germany; you have seen it in Turkey; and you have seen it in the Arab world.How long do you think that Russia can remain immune to this global movement of backlash against the establishment?
    P: You should look at the realities in each particular case.Of course, there are some trends, but they are only general.In each particular case, when looking at the situation and how it unfolds,you should take into account the history of the given country, its traditions and realities.
    How long will Russia remain a stable country? The longer the better.Because very many other things and its position in the world depend on stability, on internal political stability. Ultimately, the wellbeing of the people depends, possibly primarily, on stability.
    One of the reasons, the internal reason for the Soviet Union’s collapse was that lifewas difficult for the people, whose take-home wages were very small.The shops were empty, and the people lost the intrinsic desire to preserve the state.
    They thought that it could not get worse no matter what happened.It turned out that life became worse for very many people, especially at the beginning of the 1990s when the social protection and healthcare systems collapsed and industry was crumbling.It could be ineffective, but at least people had jobs.After the collapse, they lost them. Therefore, you should look at each particular case separately.
    What is happening in the West?What is the reason for the Trump phenomenon, as you said, in the United States?What is happening in Europe as well?The ruling elites have broken away from the people.The obvious problem is the gap between the interests of the elites and the overwhelming majority of the people.
    Of course, we must always bear this in mind.One of the things we must do in Russia is never to forget that the purpose of the operation and existence of any government is to create a stable, normal,safe and predictable life for the people and to work towards a better future.
    There is also the so-called liberal idea, which has outlived its purpose.Our Western partners have admitted that some elements of the liberal idea,such as multiculturalism, are no longer tenable.
    When the migration problem came to a head, many people admitted that the policyof multiculturalism is not effective and that the interests of the core population should be put first.Although those who have run into difficulties because of political problems in their home countries need our assistance as well.That is great, but what about the interests of their own population when the number of migrants heading to Western Europe is not just a handful of people but thousands or hundreds of thousands?
    FT: Did Angela Merkel make a mistake?
    P: A Cardinal mistake.One can criticize Trump for his intention to build a wall between Mexico and the United States.It could be going too far. Yes, maybe so. I am not arguing about this point.But he had to do something about the huge inflow of migrants and narcotics.Nobody is doing anything.
    They say this is bad and that is bad as well.Tell me, what is good then? What should be done? Nobody has proposed anything.I do not mean that a wall must be built or tariffs raised by 5 percent annually in the economic relations with Mexico.This is not what I am saying, yet something must be done. He is at least looking for a solution.
    What am I driving at?Those who are concerned about this, ordinary Americans, they look at this and say,Good for him, at least he is doing something, suggesting ideas and looking for a solution.
    As for the liberal idea, its proponents are not doing anything.They say that all is well, that everything is as it should be. But is it?They are sitting in their cosy offices, while those who are facing the problem every day in Texasor Florida are not happy, they will soon have problems of their own. Does anyone think about them?
    The same is happening in Europe.I discussed this with many of my colleagues, but nobody has the answer. The say they cannot pursue a hard-line policy for various reasons. Why exactly? Just because.We have the law, they say. Well, then change the law!
    We have quite a few problems of our own in this sphere as well.We have open borders with the former Soviet republics, but their people at least speak Russian.Do you see what I mean?And besides, we in Russia have taken steps to streamline the situation in this sphere. We are now working in the countries from which the migrants come, teaching Russian at their schools,and we are also working with them here.We have toughened the legislation to show that migrants must respect the laws,customs and culture of the country.
    In other words, the situation is not simple in Russia either, but we have started working to improve it. Whereas the liberal idea presupposes that nothing needs to be done. The migrants can kill, plunder and rape with impunity because their rights as migrants must be protected.What rights are these? Every crime must have its punishment.
    So, the liberal idea has become obsolete. It has come into conflict with the interests of the overwhelming majority of the population. Or take the traditional values. I am not trying to insult anyone, because we have been condemned for our alleged homophobia as it is.But we have no problems with LGBT persons.God forbid, let them live as they wish.But some things do appear excessive to us.
    They claim now that children can play five or six gender roles.I cannot even say exactly what genders these are, I have no notion.Let everyone be happy, we have no problem with that.But this must not be allowed to overshadow the culture, traditions and traditional family values of millions of people making up the core population.
    FT: Does that include – this is very important, like you say – the end of this liberal idea, because – what else did you say – uncontrolled immigration, open borders, definitely, as you say, diversity as an organizing principle in society?What else do you think is just finished over in terms of the liberal idea? And would you say – if I could just add – that religion therefore must play an important role in terms of national culture and cohesiveness?
    P: It should play its current role.It [religion] cannot be pushed out of this cultural space.We should not abuse anything.Russia is an Orthodox Christian nation, and there have always been problems between Orthodox Christianity and the Catholic world.This is exactly why I will now say a few words about Catholics.Are there any problems there?Yes, there are, but they cannot be over-exaggerated and used for destroying the Roman Catholic Church itself.This is what cannot be done.
    Sometimes, I get the feeling that these liberal circles are beginning to use certain elements and problems of the Catholic Church as a tool for destroying the Church itself.This is what I consider to be incorrect and dangerous.All right, have we forgotten that all of us live in a world based on Biblical values?Even atheists and everyone else live in this world.
    We do not have to think about this every day, attend church and pray, thereby showing that we are devout Christians or Muslims or Jews. However, deep inside, there must be some fundamental human rules and moral values.In this sense, traditional values are more stable and more important for millionsof people than this liberal idea, which, in my opinion, is really ceasing to exist.
    FT: So religion, religion is not the opium of the masses?
    P: No, it is not.But I get the impression that you are detached from religion because it is already 12.45 am Moscow Time, and you continue to torture me. As we say here, there is no fear of God in you, is there?
    FT: This is history. I have waited a long time for this. I have got one last question.And thank you for your – go on please.
    Mr. President, would you say – I was reflecting on what you just said:some of the themes you were referring to would echo in people such as Steve Bannon,and Mr. Trump himself, and the groups in Europe who have come to power.Do you think if the end of the liberal idea is over, is now the time of the ‘illiberals’?And do you see more and more allies growing around the world to your way of seeing the human existence at the moment?
    P: You know, it seems to me that purely liberal or purely traditional ideas have never existed.Probably, they did once exist in the history of humankind, but everything very quickly ends in a deadlock if there is no diversity.Everything starts to become extreme one way or another.
    Various ideas and various opinions should have a chance to exist and manifest themselves, but at the same time interests of the general public, those millions of people and their lives, should never be forgotten.This is something that should not be overlooked.Then, it seems to me, we would be able to avoid major political upheavals and troubles.
    This applies to the liberal idea as well.It does not mean (I think, this is ceasing to be a dominating factor) that it must be immediately destroyed.This point of view, this position should also be treated with respect.They cannot simply dictate anything to anyone just like they have been attempting to do over the recent decades.
    Diktat can be seen everywhere: both in the media and in real life. It is deemed unbecoming even to mention some topics. But why?For this reason, I am not a fan of quickly shutting, tying, closing, disbanding everything,arresting everybody or dispersing everybody. Of course, not.
    The liberal idea cannot be destroyed either; it has the right to exist and it should even be supported in some things.But you should not think that it has the right to be the absolute dominating factor. That is the point.Please.
    FT: You really are on the same page as Donald Trump.Mr. President, you have been in power or close to power for almost 20 years.You have seen many world leaders. Who do you most admire? And then I have one last follow up.
    P: For 18 years. Peter the Great.
    FT: But he is dead.
    P: He will live as long as his cause is alive just as the cause of each of us.We will live until our cause is alive.If you mean any present-day leaders from different countries and states, of the persons that I could communicate with, I was most seriously impressed by former President of France Mr. Chirac. He is a true intellectual, a real professor, a very level-headed man as well as very interesting.When he was President, he had his own opinion on every issue, he knew how to defend it and he always respected his partners’ opinions.In modern-day history, taking a broader view, there are many good and very interesting people.
    FT: Peter the Great, the creator of the Greater Russia.Need I say any more? My last question, Mr. President. Great leaders always prepare succession.Lee Kuan Yew prepared succession.So please share with us what would the process be by which your successor will be chosen.
    P: I can tell you without exaggeration that I have always been thinking about this, since 2000. The situation changes and certain demands on people change, too.In the end, and I will say this without theatrics or exaggeration, in the end the decision must be made by the people of Russia.No matter what and how the current leader does, no matter who or how he represents,it is the voter that has the final word, the citizen of the Russian Federation.
    FT: So the choice will be approved by the Russian people in a vote? Or through the Duma?
    P: Why through the Duma? By means of direct secret ballot, universal direct secret ballot.Of course, it is different from what you have in Great Britain. We are a democratic country.In your country, one leader has left, and the second leader, who is for all intentsand purposes the top figure in the state, is not elected by a direct vote of the people, but by the ruling party.It is different in Russia, as we are a democratic country.
    If our top officials leave for some reason, because they want to retire from politics like Boris Yeltsin, or because their term ends, we hold an election through universal direct secret ballot.The same will happen in this case.
    Of course, the current leader always supports someone, and this support can be substantive if the person supported has the respectand trust of the people, but in the end, the choice is always made by the Russian people.
    FT: I cannot resist pointing out that you did take over as president before the election.
    P: Yes, this is true. So what?I was acting president, and in order to be elected and become the head of state, I had to take part in an election, which I did.I am grateful to the Russian people for their trust back then, and after that, in the following elections.It is a great honor to be the leader of Russia.
    FT: Mr. President, thank you for spending time with the Financial Times in Moscow, in the Kremlin.
    P: Thank you for your interest in the events in Russia and your interest in what Russia thinks about the current international affairs. And thank you for our interesting conversation today. Thank you very much.

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500