اخبار

آینده مناقشه فلسطین [مصطفی الفقی، ایندیپندنت عربیا (انگلستان)، 3 فوریه 2020] (اداره کل رسانه های خارجی، مترجم: اکبر زارع زاده)

آینده مناقشه فلسطین [مصطفی الفقی، ایندیپندنت عربیا (انگلستان)، 3 فوریه 2020] (اداره کل رسانه های خارجی، مترجم: اکبر زارع زاده)
ما هرچند معامله قرن را حلقه ای از یک زنجیره طولانی تلاش ها برای حل و فصل مناقشه فلسطین می دانیم ولی پیش بینی می کنیم این طرح نیز مانند طرح های قبلی، انتظارات تهیه کنندگانش را برآورده نمی کند زیرا بخش مهمی از محتویات معامله قرن با اصول ثابت فلسطینی در تعارض است.

آینده مناقشه فلسطین
1-ما هرچند معامله قرن را حلقه ای از یک زنجیره طولانی تلاش ها برای حل و فصل مناقشه فلسطین می دانیم ولی پیش بینی می کنیم این طرح نیز مانند طرح های قبلی، انتظارات تهیه کنندگانش را برآورده نمی کند زیرا بخش مهمی از محتویات معامله قرن با اصول ثابت فلسطینی در تعارض است.
2-زمان اعلام معامله قرن، با تحولات بین المللی و اوضاع منطقه ای و شرایط آمریکا ارتباط دارد. در سطح بین المللی شاهد جنگ سرد اقتصادی بین آمریکا و چین هستیم و در سطح منطقه ای نیز رویارویی جدی بین تهران و واشنگتن در سطح غرب آسیا و خاورمیانه در جریان است و در لیبی نیز رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در صدد دست زدن به ماجراجویی با عواقب نامعلوم است. در داخل آمریکا هم دونالد ترامپ با تلاش هایی برای به زیرکشیدن وی از کرسی ریاست جمهوری مواجه است هرچند احتمالا این تلاش ها به جایی نخواهد رسید.
3-سرگرم بودن کشورهای مهم عربی مانند مصر، عراق، و سوریه به مشکلات داخلی خود و وجود دو خطر ایرانی و ترکی در کنار خطر اصلی که از سیاست های تبعیض نژادی و خصمانه و توسعه طلبانه اسرائیل ناشی می شود، فضای سیاسی مناسبی برای اعلام معامله مشکوک قرن با همه تبعات آن فراهم کرده است.
4-مسئله فلسطین در سال های اخیر به ویژه بعد از حوادث بهار عربی از کانون توجه خارج شده است هرچند همچنان مهم ترین مسئله عربی و اسلامی است. مشکلات و بحران هایی که کشورهای عربی منطقه با آن مواجه شدند سبب شد هر کشوری اولویت را به شرایط خاص خود بدهد. اوضاع داخلی فلسطین و اختلاف نظر گروه های سیاسی نیز همگی بر پویایی مناقشه فلسطین تاثیر گذاشت.
5-از نظر من نباید به مسئله قدس به عنوان مسئله ای دینی نگاه کرد بلکه باید از زاویه سرزمینی فلسطینی که سال 1967 اشغال شد به آن نگاه کرد چرا که وجهه دینی دادن به مناقشه فلسطین در شرایط کنونی بسیار زیانبار است و موجب جبهه گیری هایی در سطح منطقه ای و بین المللی می شود که به نفع فلسطینی ها نیست. مناقشه فلسطین اساسا مناقشه ای سیاسی است و تحت هیچ ادعای دینی یا تاریخی نمی توان حقوق ملت فلسطین را نادیده گرفت.
6-به رغم همه نکات زیانبار معامله قرن، ما خواستار بررسی دقیق برخی نکات مثبت اندک در این معامله هستیم مانند اذعان به راه حل تشکیل دو کشور، و امکان معرفی بخشی از قدس یا اطراف قدس به عنوان پایتخت کشور فلسطین، و احتمال توقف شهرک سازی اسرائیل به مدت چهار سال که برای مذاکره بین دوطرف در نظر گرفته شده است، و ایجاد مسیری بین کرانه باختری و نوار غزه در کشور آینده فلسطینی.
7-به گونه ای درباره معامله قرن تبلیغ خواهد شد که گویا مهم ترین دغدغه مردم است ولی ما انتظار نداریم این معامله، راه حلی برای ملتی ارائه کند که سرزمین خود از دست داده است و دیگری به بهانه تشکیل کشوری یهودی که یهودیان جهان را به خود جذب کند، سرزمینش را اشغال کرده است. مسئله این است که صلح بدون احقاق حقوق مشروع ملت فلسطین برای برخوردار شدن از سرزمین و کشوری که پایتخت آن قدس باشد، برقرار نخواهد شد.
اداره کل رسانه های خارجی

ایندیپندنت عربی
مستقبل القضیة الفلسطینیة
لن یتحقق السّلام بغیر إعطاء الشعب حقوقه المشروعة بأرضٍ ووطنٍ وعاصمة فی القدس

مصطفى الفقی کاتب وباحث  الاثنین 3 فبرایر 2020 0:45

جزء کبیر من أطروحات خطة السلام الأمیرکیة یتعارض مع الثوابت الفلسطینیة (أ.ف.ب)

لم یشهد التاریخُ الحدیثُ معاناةً مستمرةً عقوداً متوالیة مثلما عانى الشعب الفلسطینی، الذی أصبحت قضیته، بسبب طول العهد بها واستمرار التشابک حولها، قضیةً مزمنةً ومشکلةً دولیةً معقدةً.

وها هی المسألة الفلسطینیة تأخذ منعطفاً خطیراً من خلال الطَّرح الجدید الذی تقدّمت به الولایات المتحدة الأمیرکیة مؤخراً، بعد (بالونات) اختبار استمرّت أکثر من عام ونصف العام، حتى طلعَ علینا الرئیس الأمیرکی ترمب بما سمّاه (صفقة القرن)، التی دللها وسمّاها (فرصة القرن).

ولسنا هنا بصدد دراسة تفصیلیة لهذه الصفقة، فقد تولّتها أجهزة عربیة کثیرة، وخبرات دولیة متعددة بالتحلیل والمقارنة، خصوصاً أن الإدارة الأمیرکیة أعلنت بوضوح أن هذه هی الفرصة الأخیرة لحلٍّ دولیٍّ مطروحٍ للقضیة الفلسطینیة، وسط تهلیل إسرائیلی وترحیب غربی عام بسبب الدعایة الطویلة التی قدّمتها واشنطن لهذه الأطروحة الأمیرکیة التی لم تکن مفاجِئة لأحد، لکنها کانت فی الوقت ذاته صدمةً للکثیرین.

فالقضیة التی تراوح مکانها منذ عدة عقود ترهلت وتکلّست حتى لدى أصحابها، وأصبح من الطبیعی أن تثور بشأنها الأحادیث، وتتجدد الأفکار، وتتکرر المواقف، خصوصاً أن هناک اعترافاً دولیّاً بأنها قضیة العرب الأولى، کما أنها قضیة مرکزیة بالنسبة إلى معظم الدول الإسلامیة، فهی قضیة الحروب الشرق أوسطیة، وهی قضیة الانتفاضات الفلسطینیة، وهی قضیة الصراع العربی الإسرائیلی الذی تأثرت به شعوب المنطقة، کما تأثر هو أیضاً بأحداثها المختلفة.

ونحن نطالب هنا بعقلیة جدیدة تسود بین العرب والإسرائیلیین، بحیث لا یفرّط الفلسطینیون فی ثوابت وطنهم، ویحظى الإسرائیلیون فی الوقت ذاته بالضمانات الأمنیة التی یتحدّثون عنها، ولن یتحقق ذلک إلا من خلال نمطٍ جدیدٍ فی التفکیر والخروج من عباءة الماضی بما له وما علیه.

ونحن، إذ نرى صفقة القرن مرحلةً من مراحل سلسلة طویلة حول تسویة القضیة الفلسطینیة، فإننا نتوقّع لها کسابقاتها أنْ لا تحقق ما توقّع لها واضعوها، لأنّ جزءاً کبیراً من أطروحات الصفقة یتعارض مع الثوابت الفلسطینیة، ولذلک فإننا نناقش هنا بعض ما یتصل بالملابسات المحیطة بهذه الصفقة، وتوقیت إعلانها والظروف الدولیة والإقلیمیة المحیطة بها، ونطرح ذلک من خلال النقاط التالیة:

أولاً: إن توقیت إعلان صفقة القرن یرتبطُ بظروفٍ دولیّة وأوضاعٍ إقلیمیة وأحوالٍ أمیرکیة، فالظرف الدولی یتعایش مع الحرب الباردة اقتصادیاً بین الولایات المتحدة الأمیرکیة والصین، کما أنه یأتی فی إطار المواجهة الحادة بین طهران وواشنطن على مسرح غرب آسیا والشرق الأوسط، فضلاً عن أنه یأتی فی ظل ظروف إقلیمیة یحتدم فیها الصراع حول لیبیا، ویحاول أردوغان القیام بمغامرة هناک لا تبدو محسوبة العواقب حتى الآن.

أمَّا بالنسبة إلى الرئیس الأمیرکی دونالد ترمب، فهو یواجه محاولة إزاحته من مِقعده فی ظل احتدام الصراع بین الجمهوریین والدیموقراطیین، وإن کنت أظنّ شخصیاً أنه سوف یفلت من هذا المأزق، وقد یکون ذلک تمهیداً لولایة ثانیة له، فالاقتصاد الأمیرکی المُنتعش یرجع فیه الفضل إلى الرئیس ترمب، والشعار الذی رفعه (أمیرکا أولاً وثانیاً). من هنا فإن توقیت صفقة القرن یکاد یکون توقیتاً مدروساً بعد تمهیدٍ طویلٍ استمرّ أکثر من عامین.

ثانیاً: لا یجد خبراء العلاقات الدولیة وضعاً أفضل للولایات المتحدة الأمیرکیة وإسرائیل فیما یتصل بإعلان صفقة القرن أفضل من ظروف الشرق الأوسط حالیاً، فقد أنهکته أحداث الربیع العربی، وأرهقه إرهاب تنظیم داعش وأمثاله، ولم یعد لسوریا دورٌ خارجیٌّ على الساحة الإقلیمیة، وانشغل العراق بمشکلاته الداخلیة، وبقیت مصر تواجه محاولات الاستنزاف الإرهابی على حدودها شرقاً وغرباً، بل وشمالاً فی حوض البحر المتوسط، وجنوباً فی حوض النیل.

ولذلک، فإن انشغال الدول العربیة بمشکلاتها الداخلیة ووجود الخطرَین الإیرانی والترکی، إلى جانب الخطر الأصلی المقبل من سیاسات إسرائیل العنصریة العدوانیة التوسعیة، کل هذه الظروف تخلق بیئةً حاضنةً ومناخاً سیاسیاً ملائماً لإعلان هذه الصفقة المشبوهة بکل ما لها وما علیها.

ثالثاً: إنَّ الرئیس الأمیرکی ترمب یرید أن یدخل البیت الأبیض فی المرة المقبلة على حصانٍ أبیض أیضاً، خصوصاً أن منافسیه بین الدیموقراطیین أقل من أن یتمکنوا منه، ولا توجد شخصیات أمیرکیة بارزة على الساحة.

وقد اتّبع الرئیس الأمیرکی فی سنوات حکمه سیاسات کانت تمثل للعالم مفاجآت یصعب التنبؤ بها، لکنه مضى فی طریقه، واستطاع تسکین الأوضاع مع کوریا الشمالیة، وتوظیف العلاقات مع إیران لصالحه أمام الدول العربیة، خصوصاً فی منطقة الخلیج.

وأقام علاقات مستقرة مع أوروبا، بل وجیدة مع المملکة المتحدة، وبذلک فإنه یشعر أنه أصبح رئیساً صاحب رسالة، فضلاً عن الدعم المُطلق الذی أعطاه إلى إسرائیل، کما لم یفعل رئیس أمیرکی قبله سواء بالنسبة إلى القدس أو الجولان أو شرعیة المستوطنات الإسرائیلیة.


رابعاً: إننی أزعم أن القضیة الفلسطینیة انتقلت فی السنوات الأخیرة، خصوصاً بعد أحداث الربیع العربی، من مرکز الصدارة إلى موقع أقل تقدماً، وعلى الرغم من أنها القضیة العربیة الإسلامیة الأولى، فإنَّ المشکلات التی عانتها دول المنطقة والأزمات التی مرّت بها جعلت القضیة فی موقعٍ مختلفٍ، بحیث أعطت کل دولة عربیة أولویة لظروفها الخاصة.

کما أنّ الوضع فی داخل الأراضی الفلسطینیة المحتلة والاختلافات فی الرأی بین الفصائل والقوى السیاسیة انعکس جمیعها على حیویة القضیة، وانتقل بها من مرحلة حصاد التأیید السیاسی إلى مرحلة جمع التعاطف الإنسانی، وهو أمرٌ لا یُجدی کثیراً مع قضایا الأوطان، إذ لا بدّ أن یکون الترکیز قویاً وواضحاً حول الدلالات السیاسیة للقضیة.

وفی نظری شخصیاً أنه لا یجب الترکیز على القدس من زاویة دینیة، بل على أنها أرض فلسطینیة مُحتلة عام 1967، إذ إن تدیین القضیة الفلسطینیة فی هذه الظروف أمرٌ ضارٌ للغایة، ویؤدی إلى حالة استقطاب دولیّ وإقلیمیّ لا یصب فی صالح القضیة، فالقضیة الفلسطینیة سیاسیة بامتیاز، ولا یمکن إغفال حقوق الشعب الفلسطینی فی ظل أی دعاوی دینیة أو تاریخیة.

خامساً: لقد شهدنا فی العقود الأخیرة مبادرات دولیة ومشروعات سیاسیة تحاول حلّ القضیة الفلسطینیة بمنهج اقتصادی، فی ظل مقولة إننا لو استطعنا أن نرفع من مستوى معیشة الشعب الفلسطینی، وأن نُغدق علیه بالسلع والخدمات، وأن نُحدث حالة من الانتعاش الاقتصادی للأرض المحتلة، فإن ذلک قد یکون بدیلاً عن المطالبة بالدولة الفلسطینیة المستقلة وعاصمتها فی القدس.

وهذا تفکیرٌ معوّجٌ، ولا یعکس الواقع على الإطلاق، لأن الشعب الفلسطینی بطبیعته وبعد سنوات طویلة من تضحیات جسیمة لا یقبل بغیر حقوقه السیاسیة، ولا یتصوّر أن یکون هناک حلّ اقتصادیّ یمثل بدیلاً عن حقوقه الشرعیة فی أرضه ودولته، ولقد بدأت بوادر ذلک بقوة نتیجة الرفض الفلسطینی الشدید لصفقة القرن، والحدیث عنها باعتبارها آخر محاولة لتصفیة القضیة الفلسطینیة.

رغم کل هذه الملاحظات السابقة، فإننا ندعو إلى دراسة مُتأنیة لبعض النقاط القلیلة فی الصفقة، وفی مقدمتها تبنی حلّ الدولتین، وإمکانیة إعلان عاصمة للدولة الفلسطینیة فی جزءٍ من القدس، ولو کان فی أطرافها، فضلاً عمّا تضمنته الصفقة من إمکانیة إیقاف الاستیطان أربع سنوات تستغرقها المباحثات بین الجانبین، ووجود التحام أرضی بین الضفة وغزة فی الدولة الفلسطینیة المنتظرة.

لکننا تعوّدنا دائماً من إسرائیل والولایات المتحدة الأمیرکیة کثیراً من الوعود البراقة، خصوصاً عندما یضعان السُّم فی العسل، ویدغدغان مشاعر الشعب الفلسطینی، بما لا یتحقق، ویحاولان إجهاض ثورته الوطنیة، ونضاله الکبیر تحت مُسمیات جوفاء وعبارات مرحلیة.

إن صفقة القرن سوف تظل وکأنها تملأ الدنیا وتشغل الناس، لکننا لا نتوقّع لها أن تکون حلاً لقضیة شعب فقدَ وطنه، واحتلّ آخر أرضه بدعوى وجود دولة یهودیة تستقطب یهود العالم، ودولة فلسطینیة لا مانع أن یکون (حق العودة) إلیها وحدها من أبناء الشعب الفلسطینی فی الشتات.

إن القضیة أکبر من ذلک کله، ولن یتحقق السّلام بغیر إعطاء الشعب الفلسطینی حقوقه المشروعة فی أرضٍ ووطنٍ وعاصمة فی القدس!



۱۵ بهمن ۱۳۹۸ ۱۵:۳۰

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید