اخبار

مسکو و آنکارا: توافق های سیاسی یا میدانی؟ [عبدالعزیز حسین، العربی الجدید (انگلستان)، 8 فوریه 2020] (اداره کل رسانه های خارجی، مهری بهرامی)

مسکو و آنکارا: توافق های سیاسی یا میدانی؟ [عبدالعزیز حسین، العربی الجدید (انگلستان)، 8 فوریه 2020] (اداره کل رسانه های خارجی، مهری بهرامی)
روابط روسیه و ترکیه راهبردی نبوده بلکه در نتیجه شرایط خاصی شکل گرفته است. یکی از مهم ترین علل نزدیکی روس ها و ترک ها حضور نظامی آمریکا در سوریه بود که دو طرف را تهدید می کرد.

مسکو و آنکارا: توافق های سیاسی یا میدانی؟
1-روابط روسیه و ترکیه راهبردی نبوده بلکه در نتیجه شرایط خاصی شکل گرفته است. یکی از مهم ترین علل نزدیکی روس ها و ترک ها حضور نظامی آمریکا در سوریه بود که دو طرف را تهدید می کرد.
2-اما وقتی تنش های ترکیه-آمریکا با عقب نشینی نیروهای آمریکا از شمال رقه پایان یافت، اوضاع کاملا متفاوت شد.
3- در سطح راهبردی مسکو متوجه شد ترکیه حضور جغرافیایی نظامی فراوانی برای خود بدست آورده و دیگر با آمریکا در موضع درگیری نیست بلکه توافق هایی میان دو طرف رخ داده است. این یکی از مواردی بود که باعث شد روس ها به ادلب حمله کنند.
4- دو مسئله دیگر وجود دارد که حمله روس ها به ادلب را توجیه می کند یکی باور روس ها مبنی بر این که ترک ها ناتوان هستند و نمی توانند در سطح نظامی با روسیه مقابله کنند و دیگری این که روس ها متوجه شده اند درگیری واقعی در غرب سوریه نیست بلکه در شرق این کشور جریان دارد.
5-به این ترتیب روس ها در حال فعالیت برای تمام کردن نبردهای جانبی از جمله ادلب هستند تا برای مسئله شرق و کردها فراغت پیدا کنند.
6- ترک ها تحمل سیطره حکومت سوریه بر شهر ادلب را ندارند زیرا این مسئله تهدید بزرگ بشری،اقتصادی و نظامی برای ترکیه خواهد بود.
7-محدود شدن نقاط دیدبانی جدید ترکیه به شمال و شمال شرقی شهر سراقب به این معنا است که این منطقه باید خط پایان نیروهای حکومت سوریه باشد.
8- ورود هیئت تحریر شام به نبردهای غرب حلب در کنار جریان های مخالفان پیام ترکیه به روسیه است مبنی بر این که مناطق شمالی این استان خط قرمز است و طبق این خوانش عملیات نظامی به احتمال زیاد پس از سیطره بر شهر سراقب و حومه جنوبی و غربی حلب پایان خواهد یافت و توافق جدیدی مانند سوچی صورت خواهد گرفت.
منبع:اداره کل رسانه های خارجی

موسکو وأنقرة: تفاهمات السیاسة أم تفاهمات المیدان؟
حسین عبد العزیز
8 فبرایر 2020
أن تشنّ فصائل المعارضة السوریة فی منطقة "درع الفرات" هجوما شرق مدینة الباب، هو الأول من نوعه منذ أربع سنوات، فهذا یدعو إلى التوقف، بما یتجاوز ما یقال إنه محاولة للتخفیف عن الفصائل فی إدلب. وأن تقصف قوات النظام السوری لأول مرة بشکل مباشر رتلا عسکریا ترکیا، فهذا یعنی أن ثمّة قرارا روسیا بلجم أیة اندفاعة عسکریة ترکیة لمواجهة قوات النظام. وأن یهدّد الرئیس الترکی، أردوغان، بعملیةٍ عسکریةٍ فی إدلب، فی وقت یدعو فیه روسیا إلى عدم امتحان ترکیا، فهذا یعنی أن تفاهمات السیاسة وتفاهمات المیدان بین الجانبین أصبحت على المحک.
وأن یحدث تکذیب وتکذیب مضاد بین الجانبین، الترکی والروسی، بشأن أسباب مقتل الجنود الأتراک، فهذا مؤشر على فقدان الثقة. وأن تشن اتهامات واتهامات مضادّة بشأن مسؤولیة التطورات العسکریة، فهذا یعنی أن تفاهمات سوتشی قد انهارت. وأن یتأخر التواصل بین الرئیسین، الترکی والروسی، کما کان معتادا فی السابق مع أی خلافٍ یحدث، فهذا یعنی انخفاض مستوى التنسیق والتواصل بین الجانبین.
هل یفهم من هذه التطورات أنها بدایة الافتراق الروسی ـ الترکی فی الساحة السوریة؟ العلاقات الروسیة ـ الترکیة فی سوریة لیست استراتیجیة ما فوق تاریخیة، بقدر ما هی علاقات مرحلیة
"لا یتحمل الأتراک سقوط مدینة إدلب بید النظام، لأن ذلک یشکل تهدیداً کبیراً"
فرضتها ظروفٌ معینة، تزول بزوال هذه الظروف. وأحد أهم أسباب التقارب الروسی الترکی هو الوجود العسکری الأمیرکی فی سوریة الذی یهدّد الطرفین معا کل لأسبابه. ولمّا کانت روسیا وترکیا غیر قادرتیْن على تحصیل تنازلات أمیرکیة فی الملف السوری تبعا لمصالحهما، فقد قویت عرى التحالف بینهما، وحصلت تنازلاتٌ سیاسیةٌ وعسکریةٌ متبادلة. غیر أن الأمر اختلف تماما، بعد انتهاء التوتر الترکی ـ الأمیرکی عقب انسحاب القوات الأمیرکیة من شمالی الرّقة، والسماح لترکیا بشن هجوم عسکری سیطرت بموجبه على المنطقة الواقعة بین مدینتی تل أبیض غربا ورأس العین شرقا.
ماذا یعنی ذلک للروس؟ إنه یعنی، فی المقام الأول، أن ترکیا، بحکم موقعها ونفوذها فی الصراع السوری، استطاعت الحصول على مکتسباتٍ من الجانبین الروسی والأمیرکی معا، فی وقت کان الروس یأملون أن تبقى أنقرة أسیرة التفاهمات معهم فقط.
بلغة الجیواستراتیجیا، عنى ذلک لموسکو أن ترکیا حقّقت فائضا من الحضور الجغرافی العسکری، ولم تعد فی موقف المتصارع مع الولایات المتحدة، بل وصلت الأمور إلى حد حصول تفاهماتٍ ترکیة أمیرکیة بشأن قضایا کثیرة. وهذا أحد السیاقات التی بسبّبها شن الروس هجومهم على إدلب. لکنّ ثمّة سیاقین آخرین، یجب إبرازهما:
ـ قناعة روسیة بأن الأتراک ضعیفون، ولا یستطیعون مواجهة الآلة العسکریة الروسیة. وبنی هذا التقدیر لیس فقط على أساس التفوّق العسکری الروسی فحسب، بل أیضا بسبب التراخی الترکی فی الرد على الخروق الروسیة التی بدأت العام الماضی، وانتهت بالسیطرة على ریفی حماة الشمالی وإدلب الجنوبی. لم یفعل الأتراک شیئا حیال تجاوز الروس بنود اتفاق سوتشی الذی نص على أن تکون المنطقة الآمنة (15 ـ 20 کلم) مناصفةً بین أراضی الجانبین، ولکن ما حصل أن الروس جعلوا المنطقة الآمنة فی أراضی المعارضة.
ـ السیاق الثانی، وهو السیاق الاستراتیجی: لقد تعب الروس من إطالة مدة النزاع العسکری مع غیاب أی استثمار سیاسی ـ اقتصادی لهذا النزاع، وقد توصلوا إلى قناعةٍ، منذ أکثر من عام، بأن الصراع الحقیقی لیس فی غرب سوریة، وإنما فی شرقها، فمن یسیطر هناک یفرض أجندته. ولذلک، یعمل الروس على إنهاء المعارک الجانبیة، ومنها إدلب، للتفرغ للشرق والمسألة الکردیة.
والخلاف الروسی الترکی لیس على جنوب إدلب، ولا على الطرق الدولیة فی محافظة إدلب، فهذا
"ترکیا حقّقت فائضا من الحضور الجغرافی العسکری، ولم تعد فی موقف المتصارع مع الولایات المتحدة"
متفقٌ علیه ضمن مسار أستانة، وسهولة سیطرة النظام على معرّة النعمان ومحیطها الشرقی، وسرعة الوصول إلى مدینة سراقب، تؤکد أنه لا یوجد قرارٌ ترکیٌّ بمواجهة هذا الهجوم. ینحصر الخلاف بین الجانبین فی ما بعد سراقب: الأتراک لا یتحمّلون سقوط مدینة إدلب بید النظام، لأن ذلک یشکل تهدیدا کبیرا على ترکیا من النواحی الإنسانیة الاقتصادیة والعسکریة. ویفید حصر نقاط المراقبة العسکریة الترکیة الجدیدة فی الشمال والشمال الشرقی لسراقب بأن هذه المنطقة یجب أن تکون خط النهایة لقوات النظام السوری. ولا یفهم من دخول أرتال عسکریة ترکیة کبیرة إلى المحافظة أنه محاولة لتغییر قواعد اللعبة والانتقال من الدفاع إلى الهجوم، کما ذهب بعضهم.. لا تسمح موازین القوى بذلک، لکنها تسمح لأنقرة إذا ما أرادت بجعل المعرکة أکثر صعوبة وتکلفة للنظام وروسیا.
لم تتدخل هیئة تحریر الشام فی کل معارک إدلب التی بدأت العام الماضی، ولکنها فجأة تشارک، عبر "العصائب الحمراء"، بتنفیذ عملیة عسکریة مهمة مع فصائل المعارضة غرب حلب، قبل أن تعود أدراجها.
وفهم الموقف الترکی فی إدلب على المستوى العسکری مرتبط مباشرة بتحرّکات الهیئة، لا بتحرّکات الفصائل، فالهیئة لا تتدخل إلا بأمرٍ مباشرٍ من أنقرة، وهذه رسالة ترکیة إلى روسیا، أن المناطق الشمالیة من المحافظة خط أحمر. ووفقا لهذه القراءة، ستنتهی العملیات العسکریة، على الأغلب، بعد السیطرة على مدینة سراقب وریفی حلب الجنوبی والغربی، مع إعادة بناء اتفاقٍ جدیدٍ على غرار اتفاق سوتشی، استمرارا لمسار أستانة الذی لا ترغب العاصمتان بزواله، لأسباب سیاسیة لا عسکریة، على أن یبقى مصیر شمال المحافظة معلقا إلى مرحلة لاحقة.



۲۰ بهمن ۱۳۹۸ ۱۳:۳۶

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید