اخبار

عادی سازی روابط امارات- اسرائیل و پیامدهای وخیم آن برای یمن[التمیمی یاسین، عربی 21(انگلستان)، 13سپتامبر2020]

عادی سازی روابط امارات- اسرائیل و پیامدهای وخیم آن برای یمن[التمیمی یاسین، عربی 21(انگلستان)، 13سپتامبر2020]
با گذشت پنج سال از آغاز جنگ یمن، به نظر می رسد این کشور با چالش هایی خطرناکتر از قبل مواجه است. طرف های یمنی درگیر با یکدیگر اکنون با حضور بازیگر منطقه ای جدیدی مواجه هستند که از آن خواسته شده است از ائتلاف سعودی- اماراتی در برابر بازخواست شدن به علت اقداماتش در یمن، پشتیبانی کند.


1-گام های کشورهای عربی خلیج (فارس) برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی به علت فشار شدید رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ با انگیزه های انتخاباتی، شتاب پیدا کرده است. وجه مشترک کسانی که به عادی ساز روابط روی آورده اند این است که موجودیت آنها بستگی به حمایت نظامی آمریکا دارد و همگی بخشی از ائتلافی نظامی هستند که همچنان ادعا می کند از حاکمیت قانونی در یمن حمایت می کند.
2-با گذشت پنج سال از آغاز جنگ یمن، به نظر می رسد این کشور با چالش هایی خطرناکتر از قبل مواجه است. طرف های یمنی درگیر با یکدیگر اکنون با حضور بازیگر منطقه ای جدیدی مواجه هستند که از آن خواسته شده است از ائتلاف سعودی- اماراتی در برابر بازخواست شدن به علت اقداماتش در یمن، پشتیبانی کند. این ائتلاف به دنبال جدا کردن بخشی از خاک یمن از طریق وارد کردن اسرائیل به مناطقی از یمن است که همه کشورهای منطقه در آنجا منافع امنیتی و راهبردی و حیاتی دارند.
3-موج نخست ناشی از توافق عادی سازی روابط امارات با صهیونیست ها در سواحل جزیره سقطری یمن احساس شد. اکنون ساکنان مجمع الجزایر سقطری متوجه شده اند که دشمن امت در حال مستقر شد در خاکشان است و کارشناسانش آزادانه تحت لوای امارات و عربستان به رفت و آمد مشغول هستند تا از طریق سقطری خنجری از پشت بر پیکر امنیت قومی عربی بزنند. همین مسئله موجب شده است بسیاری از شخصیت ها در سقطری که قبلا از برنامه امارات در این استان حمایت می کردند به مخالف حضور امارات در آنجا تبدیل شوند.
4-ظاهرا عربستان قصد ندارد اکنون به قطار عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی ملحق شود ولی از اقدام امارات و بحرین در این زمینه حمایت کرده است و حساسیتی به حضور اسرائیل در مجمع الجزایر سقطری نشان نمی دهد. با این حال به نظر می رسد عربستان نمی خواهد کنترل نتایج بازکردن پای صهیونیست ها به نبردها برای سیطره بر منطقه که ترکیه طرف مقابل آن است، به دست اماراتی ها باشد. هدف این نبرد، سیطره بر سقطری و تنگه باب المندب و خلیج عدن است.
5-اعلام مخالفت دولت یمن (به ریاست منصور هادی) با عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی صرفا اقدامی تاکتیکی از سوی ریاض است تا خود را از پیامدهای مستقیم و بازخوردهای منفی حضور اسرائیل در یمن به عنوان یکی از نتایج حمله ائتلاف سعودی به یمن دور نگه دارد.
6-عربستان و امارات ادعا می کنند در جنگ یمن از امنیت قومی عربی دفاع می کنند اما در واقع مداخله این دو کشور در یمن به سوی تجزیه این کشور و سیطره بر مناطق حیاتی آن پیش می رود.
اداره کل رسانه های خارجی
ترجمه: اکبر زارع زاده

عربی 21
ارتدادات للتطبیع الإماراتی الخطیرة على الیمن
یاسین التمیمی# الأحد، 13 سبتمبر 2020 03:04 م بتوقیت غرینتش0
ارتدادات للتطبیع الإماراتی الخطیرة على الیمن
تتسارع خطوات التطبیع الخلیجی مع الکیان الصهیونی، بفعل الضغوط الهائلة التی یفرضها الرئیس الأمریکی دونالد ترامب لدواعی انتخابیة على دول الخلیج؛ المرتبطة وجودیاً بالحمایة العسکریة الأمریکیة. والقاسم المشترک الذی یجمع المطبعین هو وجودهم ضمن تحالف عسکری لا یزال یدّعی أنه فی الیمن لحمایة السلطة الشرعیة وتمکینها من العودة إلى البلاد.

الیمن بعد أکثر من خمسة أعوام یبدو أنه یواجه تحدیات أکثر خطورة من ذی قبل، فالأطراف المحلیة المتحاربة أمام دخول لاعب إقلیمی آخر یراد له أن یوفر لثنائی التحالف جدار حمایة من المساءلة، وهی تتوغل أکثر فأکثر فی استهداف الیمن وجغرافیته وسیادته، وترید أن تفرض خیار اجتزاء الأرض بهذه الطریقة من خلط الأوراق؛ عبر استجلاب الإسرائیلیین إلى مناطق تتقاطع عندها المصالح الأمنیة والاستراتیجیة والحیویة لدول المنطقة برمتها.

الموجة الأولى التی أحدثها اتفاق التطبیع الکامل مع الصهاینة من جانب أبو ظبی، ضربت شواطئ محافظة أرخبیل سقطرى، التی أُغلقت تقریباً على نفوذ عسکری ونشاط استخباری متعدد الجنسیات، تحت المظلة السعودیة والإماراتیة، ویشکل الکیان الصهیونی الحاضر الأکبر فی هذا النشاط.

جمیع أبناء محافظة أرخبیل سقطرى یدرکون أن عدو الأمة یتموضع فی بلدهم، وخبراءه یتحرکون بحریة تحت الحراب الإماراتیة السعودیة، ویقومون بإعادة توجیه وظیفتها من کونها جزءاً حیویاً فی الجغرافیة الیمنیة، إلى طعنة فی خاصرة الأمن القومی العربی، وهو تحول یجرح کرامة أبناء الأرخبیل ذوی الملامح الیمنیة، والانتماء الراسخ للهویة الیمنیة العربیة الإسلامیة.

لذا لم یکن غریباً هذا التحول فی مواقف شخصیات عدیدة فی سقطرى لطالما انحازت للمشروع الإماراتی فی أرخبیل سقطرى، إلى مناهضة الدور الإماراتی ورفضه.

قد لا تبدو السعودیة مرشحة للانضمام إلى قاطرة التطبیع الإماراتیة مع الکیان الصهیونی، لکنها قدمت کل ما یؤکد أنها تبارک الخطوة الإماراتیة والبحرینیة، ولا تبدی حساسیة تجاه الوجود الإسرائیلی فی محافظة أرخبیل سقطرى حیث توجد حامیة عسکریة سعودیة هناک، لکنها على ما یبدو لا ترید أن تکون الإمارات هی من یتحکم بنتائج الانفتاح الخطیر جداً على الصهاینة وجرهم إلى خوض معرکة الهیمنة الإقلیمیة، والتی تقف فی الطرف المقابل منها ترکیا، وأریدَ لهذه المعرکة أن تکون سقطرى الیمنیة ومضیق باب المندب وخلیج عدن إحدى ساحاتها المؤثرة.

ومأ أراه من هامش حریة قد توفر للسلطة الشرعیة المتواجدة فی الریاض، لتعبر عن رفضها لخطوات التطبیع مع الکیان الصهیونی، لیس إلا خطوة تکتیکیة من جانب الریاض، لتبقى فی منأى عن التداعیات المباشرة والارتدادات السلبیة عن الوجود الإسرائیلی فی الیمن، بصفته أحد النتائج الصادمة لحرب التحالف الذی تقوده السعودیة فی الساحة الیمنیة.

إننا أمام تطور خطیر یضع هذه الحرب فی سیاق جدید ومختلف. فالمواجهة الإقلیمیة التی کرستها التدخلات الإیرانیة المباشرة وغیر المباشرة فی الیمن، أغرت الریاض لحرف مسار المعرکة بشکل کامل.

فالتدخل العسکری للتحالف، کما هو واضح، تحول من إسناد لبلد شقیق وجار ودعم استعادة دولته وبناء سلام مستدام فیه، یقوم على الشراکة الوطنیة وتحت مظلة الدولة الدیمقراطیة الاتحادیة، إلى مواجهة ذات منطلقات إثنیة وطائفیة.

فقد دفعت السعودیة بکتائبها السلفیة فی معرکة مع من تسمیهم الروافض الإیرانیین، متوازیةً مع حرب على القیم التی تتأسس علیها المعرکة الوطنیة للیمنیین، بما تقتضیه من إقرار بمبدأ الشراکة بین المکونات السیاسیة والألوان الحزبیة المختلفة، لیتحول هذا التدخل إلى نشاط عدوانی وتخریبی وحصان طروادة لتمریر أعداء الأمة إلى الأرض الیمنیة.

لذا لیس هناک أسوأ من المبالغة المبتذلة التی یفیض بها الخطاب الإعلامی والسیاسی السعودی الإماراتی؛ بتکرار الادعاء بأن هاتین الدولتین تخوضان معرکة الدفاع عن الأمن القومی العربی، وأنهما تمضیان بتدخلاتهما العسکریة فی أکثر من بلد عربی فی تسییج الجغرافیا العربیة وحمایتها من الأطماع الإقلیمیة.

فهذا الادعاء تفنده الوقائع على الأرض، لأن جزءا من مظاهر التدخل العسکری للسعودیة والإمارات تتجه نحو تفکیک الیمن والاستحواذ على أهم مواقعه الحیویة، کما تتجه نحو وأد خیار الشعوب العربیة فی التغییر والدیمقراطیة والتداول السلمی للسلطة، تأسیساً على مبدأ التفویض الحر.

والأخطر أن هذا التدخل العسکری الثنائی فی الدول العربیة، أطلق حرباً شرسة على الثوابت الراسخة للأمة وما استقر علیه الإجماع العربی، حیال قضایا مرکزیة تتقدمها القضیة الفلسطینیة، ومحاولة بناء إجماع بدیل یقوم على فکرة القبول بدمج الکیان الصهیونی فی البیئة العربیة سیداً وضامناً.

وفی مقابل هذا التوجه السافر، یواصل هذا الثنائی التضحیة بالشعب الفلسطینی وشیطنته، وعزل السلطة الفلسطینیة وملاحقة قادة الشعب الفلسطینی ومناضلیه، واعتقال العشرات منهم خصوصاً فی السجون السعودیة، حیث یقبع عدد من قیادات ومنتسبی حرکة حماس بعد أعوام قضوها فی المملکة بسلام.

۲۵ شهریور ۱۳۹۹ ۱۹:۱۹

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید