اخبار

تهدیدات خارجی و چالش‌های داخلی شورای همکاری خلیج فارس[الشهابی سعید عبدالنبی محمد، القدس العربی(انگلستان)، 31مه2021]

تهدیدات خارجی و چالش‌های داخلی شورای همکاری خلیج فارس[الشهابی سعید عبدالنبی محمد، القدس العربی(انگلستان)، 31مه2021]
باید اعتراف کرد که این شورا با وجود مواجه شدن با چالش‌های بزرگ در مسیر خود به میزان زیادی منسجم باقی مانده و همچنان به عنوان یک ائتلاف منطقه‌ای یکپارچه عمل می‌کند.


1-از زمان تاسیس شورای همکاری یعنی چهل سال قبل پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه و بدبینانه زیادی درباره آینده آن مطرح شد. مخالفان از حتمی بودن فروپاشی آن سخن گفتند، در حالی که تاسیس‌کننندگان آن به تثبیت پایه‌هایش در طول این چهار دهه اقدام کردند.
2-سه تحول منطقه‌ای مهم رهبران تاسیس‌کننده را به سمت این ائتلاف سوق داد:برپایی جمهوری اسلامی در ایران پس از انقلاب،وقوع جنگ عراق-ایران که تهدیدی برای امنیت و ثبات منطقه بود و سومین تحول هرج و مرج‌های داخلی در برخی از کشورهای این شورا بود.
3-از زمان تاسیس این شورا تاکنون در منطقه خلیج فارس سه قطب ایران،عراق و شورای همکاری خلیج فارس شکل گرفته است.این معادله با وجود تفاوت در شدت التزام کشورهای عضو به مواضع مشترک تا به امروز ادامه داشته است.
4-در ابتدای دهه هشتاد کشورهای خلیج فارس و عراق نسبت به حوادث ایران شدیدا نگران بودند.به علاوه اینکه وقوع هرج و مرج‌هایی ثبات را در این منطقه با مشکل مواجه کرده بود.در درجه نخست سقوط شاه با توجه به حمایت غرب از او و نیز در اختیار داشتن پنجمین ارتش جهان و دستگاه اطلاعتی برای مقابله با مخالفان وحشتناک بود.در درجه دوم پدیده اعتراض در تعدادی از این کشورها به ویژه عربستان و بحرین افزایش و به صورت ویژه از حوادث ایران تاثیر پذیرفته بود. سوم کشورهای حاشیه خلیج فارس نبود رهبری عربی پس از امضای توافقنامه های کمپ دیوید را احساس می‌کردند.
5-نظرات جریانهای سیاسی دیگر در قبال برپایی شورای همکاری با توجه به منافعشان متفاوت بود.نخست: غرب به ویژه آمریکا به دنبال ائتلافی منطقه‌ای بود که از منافعش حمایت کند و بتواند با نفوذ ایران در مرحله بعد از انقلاب مقابله کند. از این رو تاسیس آن را تشویق کرد.
6-دوم:ایران این شورا را بهانه ای برای نفوذ آمریکا به منطقه و پایگاهی برای مقابله با خود به نیابت از آمریکا دید.
7-سوم:حکومت عراق به ریاست صدام حسین نیز در ابتدا به علت اختلاف ایدئولوژیکی تاریخی با حکومتهای این ائتلاف نبت به آن تردید داشت؛ اما درگیر بودنش در جنگ با ایران باعث شد سیاست عملگرایی را در قبال این شورا اتخاذ کند و آن را پشتیبانی در راستای جنگ خود با ایران بداند.
8-چهارم:جریان‌های مخالفت حکومت در عربستان و بحرین این شورا را طرح امنیتی با هدف سرکوب مخالفان در کشورهای حاشیه خلیج فارس دانست و از برپایی آن استقبال نکرد و هدف از تاسیس آن را حفظ امنیت حکومتها و نه ملتها عنوان کردند.
 9-همچنان این چهار طرف گفته شده همان موضع‌گیری‌ها را دارند؛اما باید اعتراف کرد که این شورا با وجود مواجه شدن با چالش‌های بزرگ در مسیر خود به میزان زیادی منسجم باقی مانده و همچنان به عنوان یک ائتلاف منطقه‌ای یکپارچه عمل می‌کند.
10-از جمله این چالش‌ها عدم توانایی برای تصویب توافقنامه مشترک نظامی، واحد پول یکسان یا سیاست خارجی ثابت است.در این راستا از همان ابتدا درخصوص رابطه با ایران اختلافاتی به ویژه میان عمان و عربستان بود که همچنان ادامه دارد و حتی بیشتر نیز شده است.
11- سیاست خارجی قطر،عمان،کویت از یک طرف و در طرف دیگر عربستان،امارات و بحرین به یکدیگر نزدیک است . این تضاد در جنگ یمن خود را نشان داد.اختلافاتی نیز درباره رابطه با ترکیه و ایران وجود دارد. اما درخصوص رابطه با اسرائیل تضاد آشکاری در سیاست خارجی شورای همکاری وجود دارد به ویژه پس از این که حکام امارات و بحرین سال گذشته رابطه خود با اسرائیل را عادی کردند.
اداره کل رسانه‌های خارجی
ترجمه:مهری بهرامی

مجلس التعاون الخلیجی بین تهدیدات الخارج وتحدیات الداخل
منذ 7 ساعات

مجلس التعاون الخلیجی بین تهدیدات الخارج وتحدیات الداخل
 د. سعید الشهابی

 0 حجم الخط
قیل الکثیر عن مجلس التعاون لدول الخلیج العربیة منذ تأسیسه فی مثل هذا الشهر قبل أربعین عاما، وطرحت التوقعات العدیدة، المتفائلة والمتشائمة حول مستقبله منذ ذلک الوقت، وتحدث معارضوه عن «حتمیة» سقوطه، بینما عمل مؤسسوه على ترسیخ دعائمه طوال العقود الأربعة الماضیة.
عندما أقر القادة المؤسسون الورقة الکویتیة التی طرحت آنذاک لمشروع هذا التحالف الخلیجی کانوا یومها مدفوعین بتطورات إقلیمیة ومحلیة عاصفة أهمها ثلاثة: قیام الجمهوریة الإسلامیة فی إیران بعد ثورة استمرت أکثر من عام وأدّت إلى إسقاط نظام الشاه، اندلاع الحرب العراقیة – الإیرانیة 1980 التی کانت تهدیدا لأمن المنطقة واستقرارها بما فیها الدول التی ارتبطت لاحقا بمجلس التعاون الخلیجی، والاضطرابات الداخلیة فی بعض دول المجلس التی کانت فی بعض حالاتها الأوسع والأعنف منذ عقود. فی ظل هذه التطورات کان حکام الدول الست: المملکة العربیة السعودیة، الکویت، قطر، سلطنة عمان، دولة الإمارات العربیة المتحدة والبحرین، یبحثون عن صیغ فاعلة لمواجهة التطورات المذکورة. وفی 25 أیار- مایو 1981 أقروا مشروع المجلس فی أول قمّة لهم عقدت فی أبوظبی. ومنذ ذلک الوقت دخلت منطقة الخلیج فی استقطاب ثلاثی بین إیران والعراق ومجلس التعاون الخلیجی. هذه المعادلة تواصلت حتى الیوم، مع تفاوت فی مدى الالتزام بمواقف مشترکة من قبل دول المجلس. ومن المؤکد أن التطورات الإقلیمیة والمحلیة اللاحقة أوصلت المجلس إلى أوضاعه الحالیة وعلاقاته الداخلیة التی تختلف کثیرا عما ساد المجلس فی سنواته الأولى.
فی مطلع الثمانینیات کانت دول الخلیج والعراق قلقة جدا مما حدث فی إیران وما یجری داخل حدودها بالإضافة لسباق بین الاستقرار والاضطراب فی منطقة الخلیج التی کانت محط أنظار العالم منذ عقود سابقة. أوّلاکان سقوط الشاه مروّعا خصوصا بلحاظ ما کان یتوفر له من دعم غربی عام وأمریکی خاص، وما یمتلکه من قوات مسلحة جعلت جیشه الخامس فی العالم من حیث القوة والإمکانات، وما لدیه من أجهزة استخبارات تتصدى للمعارضین وفی مقدمتها «السافاک». ثانیا: تصاعد ظاهرة المعارضة فی عدد من هذه الدول خصوصا السعودیة والبحرین، التی شجعها ما حدث فی إیران بشکل خاص. فکانت هناک تظاهرات واحتجاجات فی المنطقة الشرقیة من الجزیرة العربیة وفی البحرین والکویت. وسبق ذلک ما یسمى «حادثة الحرم» التی تزعمها الزعیم السلفی، جهیمان العتیبی، فی نوفمبر 1979، وهی الحادثة التی کانت الأکثر تهدیدا للأمن السعودی منذ قیامه قبل ذلک بأقل من خمسین عاما. ثالثا: کانت دول الخلیج تشعر، بشکل خاص، من غیاب القیادة العربیة منذ توقیع اتفاقات «کامب دیفید» من قبل الرئیس المصری الأسبق، أنور السادات، الذی کان قد زار القدس فی خریف 1978، ووقع اتفاقات کامب دیفید بعد ذلک بعام. وفی غیاب القیادة الفاعلة للعالم العربی حدث فراغ کانت مصر تملأه حتى رحیل جمال عبد الناصر فی العام 1970.

مجلس التعاون الخلیجی، برغم ما اعترض مسیرته من تحدیات کبرى بقی متماساکا إلى حد کبیر وما یزال یتحرک کتحالف إقلیمی متماسک

وشهدت حقبة السبعینیات مرحلة بناء ذاتی من قبل دول الخلیج، خصوصا السعودیة. فقد ساعدتها الطفرة النفطیة فی منتصف السبعینیات، على إعادة تموضعها العربی والإسلامی، مدعومة بالمال النفطی الهائل الذی توفر بعد حرب أکتوبر بین العرب و «إسرائیل» فی العام 1973. وبتدفق المال النفطی للدول الخلیجیة أصبح لدیها حافز لتطویر نفسها وبناها التحتیة. وبحلول الثمانینیات أصبح لحکومات الخلیج موقع سیاسی واقتصادی متمیز على عکس ما کانت تمارسه قبل ذلک. فمنذ الانسحاب البریطانی فی صیف 1971 من کافة المناطق الواقعة شرقی السویس ساد العدید من حکومات الخلیج شعور بالقلق والخشیة من فقدان أمنها السیاسی، فکان ذلک من بین أسباب اندفاعها للانضمام لتحالف اقلیمی بین حکومات متشابهة إلى حد کبیر.
تباینت نظرات القوى السیاسیة الأخرى لقیام مجلس التعاون الخلیجی، وفقا لمصالح کل منها. أولا کانت هناک القوى الغربیة، خصوصا الولایات المتحدة الأمریکیة التی تبحث عن تحالف إقلیمی یحمی مصالحها من جهة ویکون قادرا على التصدی للنفوذ الإیرانی فی مرحلة ما بعد الثورة من جهة أخرى. فقد انزعجت کثیرا من سقوط نظام الشاه الذی کان القاعدة المتقدمة للمصالح الغربیة، ودفعت باتجاه تأسیس المجلس لاعتبارات استراتیجیة وسیاسیة. ولم یکن ذلک سرا، بل قرأه الکثیرون ضمن هذا المنظور، وساهمت السیاسات الأمریکیة آنذاک فی دعم هذه القراءة. ثانیا: اما إیران فاعتبرت المجلس واجهة للنفوذ الأمریکی فی المنطقة وقاعدة متقدمة للتصدی لها نیابة عن أمریکا، وعبّر وزیر خارجیتها آنذاک، محمد علی رجائی عن امتعاضه من قیام المجلس متزامنا مع تصاعد الحرب العراقیة – الإیرانیة. فکان الإعلام الإیرانی یتصدى لمجلس التعاون ویؤکد انتماءه للمشروع الغربی، ویعتبره من بین «قوى الثورة المضادة». کما اعتبرته طهران واجهة أخرى للمساعی الغربیة ضد الجمهوریة الإسلامیة، ولم تُخف عداءها له من جهة، واعتباره امتدادا للمشروع الأمریکی فی المنطقة من جهة ثانیة. ثالثا: نظام العراق برئاسة صدام حسین، کان فی البدایة مترددا فی الموقف بسبب النزاع الأیدیولوجی التاریخی مع حکوماته. ولکن تورطه فی الحرب مع إیران دفعه نحو سیاسة براغماتیة تجاه المجلس، فاعتبره سندا له فی المشروع الحربی مع إیران. رابعا: نظرت قوى المعارضة فی السعودیة والبحرین بشکل خاص للمجلس أنه مشروع «أمنی» یهدف للالتفاف على المعارضة الخلیجیة، فلم ترحّب بقیام المجلس بل کانت أدبیاتها تطالب بتعاون الشعوب الخلیجیة وتوحدها، وتنتقد مشروع مجلس التعاون بأنه مشروع أمنی یهدف لحفظ أمن الانظمة الحاکمة ولیس الشعوب. کانت مجموعات المعارضة خصوصا المتناغمة مع ثورة إیران تعتبر المجلس «مشروعا أمریکیا» یهدف لمحاصرة الثورة ویسعى لمنع حدوث تغیر دیمقراطی فی منطقة الخلیج. یومها کتبت المقالات وألّفت الکتب لتألیب الرأی العام ضد المجلس.
کیف تبدو صورة مجلس التعاون الخلیجی بعد أربعة عقود؟ لا یبدو أن المشاهد التی ظهرت فی بدایاته قد تغیرت جوهریا. فما تزال الأطراف الأربعة المذکورة متخندقة فی المواقف نفسها. مع ذلک لا بد من الاعتراف بأن مجلس التعاون الخلیجی، برغم ما اعترض مسیرته من تحدیات کبرى بقی متماسکا إلى حد کبیر وما یزال یتحرک کتحالف إقلیمی متماسک. من هذه التحدیات عدم قدرته على إقرار اتفاقیة عسکریة مشترکة، او عملة موحدة، او سیاسة خارجیة ثابتة. ومنذ البدایة کان هناک خلاف على العلاقات مع إیران خصوصا بین سلطنة عمان والسعودیة. وما یزال هذا التباین قائما حتى الآن، بل توسع أکثر. فهناک تقارب فی السیاسات الخارجیة بین عمان وقطر والکویت من جهة، وبین السعودیة والإمارات والبحرین من جهة اخرى. وأصبح هذا التباین اوضح فی حرب الیمن حیث اتخذت الدول الثلاث الاخیرة سیاسة مختلفة دفعتها للمشارکة فی الحرب، بینما ترددت الدول الثلاث الاولى. ومن هذه التحدیات ما واجهه المجلس فی اغسطس 1990 عندما اجتاحت القوات العراقیة فی عهد صدام حسین الاراضی الکویتیة. فبرغم امتلاک مجلس التعاون قوة عسکریة مشترکة (قوات درع الجزیرة) تتمرکز فی قاعدة حفر الباطن السعودیة، إلا أنها لم تستطع وقف الاجتیاح العراقی او التصدی له، بل اعتمدت دول المجلس على تدخل القوات الاجنبیة لانهاء الاجتیاح. وهناک اختلافات حول قضایا عدیدة منها العلاقات مع ترکیا وإیران فی الوقت الحاضر. أما العلاقات مع «إسرائیل» فقد أوضحت التباین الواضح فی السیاسة الخارجیة لمجلس التعاون، خصوصا بعد ان قام حکام الإمارات والبحرین العام الماضی بالتطبیع مع إسرائیل».

۱۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۴:۰۰

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید