اخبار

سیاست جدید آمریکا برای کاهش حضور در خاورمیانه[الشهابی سعید عبدالنبی محمد، القدس العربی(انگلستان)، 19ژوئیه2021]

سیاست جدید آمریکا برای کاهش حضور در خاورمیانه[الشهابی سعید عبدالنبی محمد، القدس العربی(انگلستان)، 19ژوئیه2021]
خروج نیروهای آمریکای از افغانستان با رویکرد جدید آمریکا برای تشدید حضور نظامی در جنوب شرق آسیا، اقیانوس آرام و دریای جنوبی چین هماهنگ است و این رویکرد در چارچوب راهبرد جدیدی قرار می‌گیرد که بر مقابله با نفوذ رو به افزایش چین در جهان مبتنی است.


1-در هفته‌های اخیر نگرانی کشورهای منطقه از تحولات افغانستان بیشتر شده است زیرا اعلام غافلگیر‌کننده خروج نیروهای آمریکایی به معنای تشویق طالبان برای سیطره بر این کشور می‌باشد.
2- آمریکا دیگر گروه‌های تروریستی نظیر طالبان یا داعش را خطری برای خاک خود به صورت مستقیم نمی‌بیند با این وجود منافع خود در خاورمیانه را زیر نظر گرفته است و باور دارد حفاظت از آنها به حضور همیشگی نظامی نیاز ندارد.
3-از جمله علل این باور نزد آمریکا‌یی‌ها این است که اعتقاد دارند امکان ظهور یک قدرت واحد برای سیطره یافتن بر تمام خاورمیانه وجود ندارد. ایران و عربستان برای دستیابی به نفوذ بایکدیگر رقابت می‌کنند اما این رقابت راهبردی است و نیازمند حضور نظامی گسترده آمریکا نمی‌باشد.
4-شراکت راهبردی ایران و چین نیز معامله‌ای تجاری به نظر می‌رسد که به موجب آن چین با قیمت پایین به نفت ایران دست می‌یابد و استراتژیست‌های آمریکایی باور ندارند که این امر به شراکتی تبدیل شود که منافع آمریکا را مستقیما به خطر بیندازد.چین توافق‌های تجاری با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز دارد و عربستان و عراق در مقایسه با ایران نفت بیشتری به چین صادر می‌کنند و دیگر این که اعضای این شورای همکاری چند برابر بیشتر از ایران از چین تسلیحات خریداری کرده‌اند.
5-فرضیه‌های زیادی برای تفسیر حضور آمریکا در منطقه مطرح بود که چه بسا اکثر آنها تغییر کرده است. از جمله این فرضیه‌ها این بود که آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه حفظ می‌کند تا  سرازیر شدن نفت را تضمین کند، از اسرائیل حمایت کند و از ظهور قدرت منطقه‌ای یا بین المللی‌ای جلوگیری کند که درصدد سیطره بر منطقه است و منافع آمریکا را به خطر می‌اندازد.
6-اکنون آمریکا خود بزرگترین تولید کننده نفت شیل و گاز در جهان است و مرکز ثقل تولید زیست سوختها به نیم کره غربی یعنی آمریکا،کانادا،مکزیک و بزریل منتقل شده است. این تحول در شراکت سیاسی آمریکا و عربستان _نفت در مقابل امنیت_ تاثیر گذاشته است. آمریکا اکنون از مکزیک در مقایسه با عربستان نفت بیشتر ی وارد می‌کند و سه چهارم نفت خلیج فارس را کشورهای آسیایی خریداری می‌کنند و به نظر آمریکا این کشوها باید در تامین امنیت واردات آن مشارکت کنند.
7-مسئله واضح این است که رویکرد آمریکا در خاورمیانه تغییر نکرده است. حتی پس از خروج بیشتر نیروهای آمریکا از عراق و افانستان همچنان ده‌ها هزار نیروی این کشور در خاورمیانه حضور دارند و این علاوه بر پایگاه‌های هوایی و دریایی این کشور است. اما این حضور نظامی به حل مشکلات منطقه یا درگیری‌های آن کمک نکرده است.
8-علی رغم ادامه پدیده تروریسم از سوی گروه‌های مسلح اما این تهدیدات به نظر محلی هستند و حضور محدود آمریکا می‌تواند با آن برخورد کند.از این رو در دوره اخیر تقاضاها برای ارزیابی دوباره حضور نیروهای نظامی آمریکایی در منطقه و افغانستان افزایش یافت.
9-واقعیت دیگری را که می‌توان ملاحظه کرد افزایش نفوذ اسرائیل است. اول این که اسرائیل در منطقه خلیج فارس نفوذ خود را پس از عادی سازی روابط با امارات و بحرین گسترش داد و از نتایج مستقیم آن هدف قرار دادن بی‌سابقه ایران و نفوذش بوده است و دوم توسعه نفوذ اسرائیل در خارج از منطقه ودر کشورهای دیگر به ویژه آفریقا است.
10- از آنچه گفته مشخص می‌شود پس از این که نیاز به حضور نظامی مستقیم آمریکا در منطقه کم شد، این کشور از خاورمیانه دور می‌شود. منافع محدودی در این منطقه دارد که نیازی به حضور نظامی دائم ندارد. از این رو به نظر می‌رسد خروج نیروهای آمریکای از افغانستان با رویکرد جدید آمریکا برای تشدید حضور نظامی در جنوب شرق آسیا، اقیانوس آرام و دریای جنوبی چین هماهنگ است و این رویکرد در چارچوب راهبرد جدیدی قرار می‌گیرد که روی مقابله با نفوذ رو به افزایش چین در جهان متمرکز است.
اداره کل رسانه‌های خارجی
ترجمه:مهری بهرامی

 سیاسة أمریکیة جدیدة لخفض الوجود فی الشرق الأوسط

منذ 5 ساعات
سیاسة أمریکیة جدیدة لخفض الوجود فی الشرق الأوسط

د. سعید الشهابی
0
حجم الخط

هل حقا أن هناک نیة لدى الولایات المتحدة الأمریکیة لتقلیص وجودها فی الشرق الأوسط؟ وهل تخطط فعلا لإعادة رسم خططها بما یتناسب مع التصدی للنفوذ الصینی المتزاید؟ فخلال الشهور الستة الأخیرة، أی منذ استلام جو بایدن الرئاسة الأمریکیة، اتخذت واشنطن خطوات عدیدة تشیر إلى هذا المنحى، الأمر الذی أربک حسابات حلفائها فی المنطقة، وأدى إلى إعادة تشکیل تحالفاتها.
ومن ذلک ما یلی: أولا إعلانها سحب صواریخ باتریوت من الجزیرة العربیة، وخفض أعداد جنودها فی القواعد العسکریة بمنطقة الخلیج والعراق. ثانیا: إعلان سحب قواتها من أفغانستان بعد عشرین عاما، لیتزامن ذلک مع الذکرى العشرین لحوادث 11 سبتمبر التی دفعت الولایات المتحدة وبعض حلفائها فی حلف الناتو للتدخل العسکری المباشر فی أفغانستان وإسقاط حکومة طالبان. ثالثا: إعادة رسم توجهاتها فی المنطقة بشکل یختلف عما کان مألوفا فی عهد ترامب، ومن ذلک بدء الحوار مع إیران وممارسة شیء من الضغط على «إسرائیل» وتحریک خفیف للملفات الحقوقیة والسیاسیة مع أنظمة ترفض الإصلاح. فماذا یعنی ذلک؟ وهل حقا أن سیاسة أمریکا على المدى البعید ستسعى لخفض الترکیز الأمریکی على المنطقة بعد أن أصبحت أقل اعتمادا على نفطها خصوصا بعد تطویرها أسالیب استخراج النفط الصخری؟
فی الأسابیع الأخیرة تعمق القلق لدى الدول الإقلیمیة بسبب ما یجری فی أفغانستان. فالإعلان المفاجئ عن سحب القوات الأمریکیة اعتبر تشجیعا لحرکة الطالبان للسیطرة على البلاد بعد عشرین عاما من إسقاط حکومتها. فما الذی جرى بین الطرفین؟ وما شکل التفاهمات بینهما حول مستقبل ذلک البلد الذی ما یزال مصدر قلق أمنی لأمریکا وحلفائها؟ وهل قررت واشنطن أن تتخذ طالبان بدیلا لداعش التی انتهى دورها؟ وماذا عن المجموعات التی تفرعت عن داعش والقاعدة وأصبحت تمثل خطرا على العدید من الدول الإفریقیة مثل بوکو حرام فی نیجیریا والشباب فی الصومال؟ الأمر المؤکد أن واشنطن لم تعد ترى فی تلک المجموعات خطرا على أراضیها بشکل مباشر. مع ذلک فهی تراقب مصالحها فی الشرق الأوسط، وتعتقد أن حمایتها لا تحتاج لتواجد عسکری دائم. ومن دوافع ذلک التفکیر اعتقادها بعدم إمکان بروز قوة واحدة لتهیمن على الشرق الأوسط. فإیران والسعودیة تتنافسان على النفوذ ولکن ذلک من الناحیة الاستراتیجیة لیس عنصرا جوهریا یستدعی الوجود العسکری الأمریکی الهائل. وکان البعض قد أثار مسألة «الشراکة الاستراتیجیة» بین الصین وإیران، ولکن یبدو أنها صفقة تجاریة تحصل الصین بموجبها على أسعار مخفضة للنفط الإیرانی، ولا یعتقد الاستراتیجیون الأمریکیون أنها ستتحول إلى شراکة تهدد المصالح الأمریکیة بشکل مباشر. فلدى الصین اتفاقات تجاریة مع السعودیة وبقیة دول مجلس التعاون ایضا. کما أن الصین تحصل على کمیات کبیرة من النفط من السعودیة التی تزودها بـ 15 بالمائة من احتیاجاتها النفطیة والعراق 9 بالمائة، وهما أکبر المصدّرین للصین. وخلال الاثنی عشر شهرا الماضیة لم تستورد الصین من إیران إلا 3 بالمائة من احتیاجاتها النفطیة. کما أنها باعت لدول مجلس التعاون الخلیجی من الأسلحة أضعاف ما باعته لإیران.
لقد کان هناک عدد من الفرضیات التی طرحت لتفسیر التواجد العسکری الأمریکی فی المنطقة، والتی ربما تغیر أغلبها. ومن تلک الفرضیات أن أمریکا تحافظ على وجودها العسکری لضمان تدفق النفط وحمایة «إسرائیل» ومنع ظهور قوة أخرى، إقلیمیة أو دولیة او على شکل تحالفات، تهیمن على شؤون المنطقة وتعوّق المصالح الأمریکیة فیها. ومنذ حرب أکتوبر وما أعقبها من طفرة نفطیة فی منتصف السبعینیات کان ضمان حصول أمریکا على النفط من أهم دوافعها للتواجد العسکری.

    أصبحت أمریکا المنتج الأکبر للنفط الصخری والغاز، وانتقل مرکز الثقل الإنتاجی للوقود العضوی إلى نصف الکرة الغربی

وفی العام 1980 طرح الرئیس الأمریکی، جیمی کارتر مبدأه المشهور الذی أکد أن تدفق النفط من الخلیج إلى أمریکا یمثل مصلحة أمریکیة علیا. ولکن توجه أمریکا لاستخراج النفط الصخری فی العقدین الماضیین ساهم فی إعادة صیاغة الاعتبارات المتصلة بالجغرافیا السیاسیة للطاقة. فقد أصبحت أمریکا المنتج الأکبر للنفط الصخری والغاز، وانتقل مرکز الثقل الإنتاجی للوقود العضوی إلى نصف الکرة الغربی: أمریکا وکندا والمکسیک والبرازیل. وهذا التطور أثر على الشراکة السیاسیة بین أمریکا والسعودیة التی تم التوصل إلیها (بین الرئیس الأمریکی رزفلت والملک السعودی المؤسس عبد العزیز) قبل ثلاثة أرباع القرن ضمن اتفاقیة «النفط مقابل الأمن». فأمریکا الآن تحصل على نفط من المکسیک أکثر مما تستورده من السعودیة. بینما یتم تصدیر ثلاثة أرباع النفط الخلیجی إلى آسیا: الصین والهند والیابان وکوریا الجنوبیة. وأصبح على هذه الدول أن تساهم فی تأمین خطوط الإمداد. هذا ما تراه أمریکا وتؤسس علیه نظرتها لتحدید حجم تواجدها العسکری فی المنطقة.
الأمر الواضح أن التوجه الأمریکی فی الشرق الأوسط لم یتغیر منذ عقود. فتلک السیاسة لم تتأثر کثیرا بحالات الفشل التی منیت بها توجهات أمریکا فی المنطقة أو التغیرات الاقتصادیة فیها. وحتى بعد سحب أمریکا اغلب قواتها من العراق وأفغانستان فما تزال تحتفظ بعشرات الآلاف من القوات فی الشرق الأوسط، بالإضافة لعدد من القواعد الجویة والبحریة. ولکن هذا التواجد العسکری لم یساهم فی حل إشکالات المنطقة أو صراعاتها، فلم یمنع ما حدث فی سوریا أو لیبیا أو الیمن، ولم یحل مشاکل العراق المرتبطة بالأمن والاستقرار، کما لم یساهم إیجابا فی الآزمة التی یمر بها لبنان حالیا.
وبرغم استمرار ظاهرة الإرهاب من جانب بعض المجموعات المسلحة إلا أن تهدیداته تبدو محلیة، ویستطیع الوجود العسکری الأمریکی المحدود التعامل معه. ولذلک تصاعدت فی الفترة الأخیرة الأصوات الداعیة لإعادة تقییم التواجد العسکری الأمریکی فی الشرق الأوسط وأفغانستان. وتساءل الکثیرون عما إذا کان ذلک التواجد الذی نجم عنه خسائر بشریة کبیرة، مبررا بالمقارنة لما حققته أمریکا من مردودات اقتصادیة أو سیاسیة. وما أن أعلنت واشنطن عزمها على الانسحاب من أفغانستان حتى هرعت وسائل الإعلام لبث معاناة العائلات الأمریکیة التی فقدت أبناءها فی مناطق النزاع مثل أفغانستان والعراق. وما أکثر الانتقادات التی وجهت لتلک السیاسة من قبل السیاسیین والإعلامیین الذین اعتبروها فاشلة تماما. فاذا کان التدخل الأمریکی فی أفغانستان فی العام 2001 یهدف للقضاء على طالبان التی اعتبرت مسؤولة عن حمایة تنظیم القاعدة الذی قام بتفجیرات 11 سبتمبر، فإن الوضع لم یتغیر الیوم. وبانسحاب أمریکا بدأت حرکة طالبان فی التمدد عسکریا حتى أصبحت تهدد أغلب المدن الأفغانیة وقد یؤدی ذلک لاستلامها السلطة مجددا.
الحقیقة الأخرى التی یمکن ملاحظتها هنا تصاعد النفوذ الإسرائیلی فی مناطق عدیدة خارج الشرق الأوسط. ومن ذلک ما یلی: أولا توسع نفوذها فی منطقة الخلیج بعد إقدام کل من الإمارات والبحرین على خطوة التطبیع التی کانت ضروریة لوصول النفوذ الإسرائیلی العسکری إلى تلک المنطة لتصبح على تماس مباشر مع إیران، وکان من النتائج المباشرة لذلک استهداف إیران ونفوذها بمستویات غیر مسبوقة. وتتعرض الجمهوریة الإسلامیة لاستهدافات شبه یومیة، إذ تتعرض لهجمات سبرانیة وأمنیة مکثفة أحدثت إرباکات فی منشآتها الحیویة ومنها المواصلات ومحطات القطار والمصارف ومحطات التولید الکهربائیة والمنشآت النوویة. ثانیا: توسع نفوذها خارج الإقلیم، وتمدده فی دول أخرى خصوصا أفریقیا. وفی الأسبوع الماضی اعتقلت السلطات النیجیریة ثلاثة إسرائیلیین قاموا بالاتصال بمجموعة تطالب بانفصال إقلیم بیافرا عن نیجیریا.
یتضح مما سبق أن الولایات المتحدة تتجه بعیدا عن الشرق الأوسط بعد أن تضاءلت الحاجة لوجودها العسکری المباشر. فقد أصبحت هناک مصالح أمریکیة محدودة فیها، لا تحتاج لتواجد عسکری دائم. ولذلک یبدو قرار سحب القوات الأمریکیة من أفغانستان منسجما مع التوجه الأمریکی الجدید لتکثیف الحضور العسکری فی جنوب شرق آسیا والمحیط الهادئ وبحر الصین الجنوبی ضمن استراتیجیة جدیدة ترکز على التصدی للنفوذ الصینی المتعاظم فی العالم.

۲۸ تیر ۱۴۰۰ ۱۲:۰۲

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید